تبليغاتX
انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه آزادچالوس
به وبلاگ انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه آزاد واحد چالوس خوش آمدید
 همزمان با روز ملى خليج‌فارس صورت گرفت:
آغاز به کار مرکز تحقيقات زمين شناسى دريايى خليج فارس و درياى عمان

مرکز تحقيقات زمين‌شناسى دريايى خليج‌فارس و درياى‌عمان همزمان با روز ملى خليج‌فارس، به همت مديريت زمين‌شناسى دريايى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور آغاز به کار کرد.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور مهندس ناصر سعدالدين مدير زمين‌شناسى دريايى اين سازمان از آغاز به کار مرکز تحقيقات زمين‌شناسى دريايى خليج‌فارس و درياى‌عمان در بندرعباس همزمان با روز ملى خليج‌فارس خبر داد و گفت: اين پايگاه تحقيقاتى با تجهيز به بخش‌هاى فنى، ‌آزمايشگاهى، ‌ادارى و مامورسرا و همچنين آزمايشگاه رسوب‌شناسى با مدرن‌ترين تجهيزات دانه‌بندى رسوبات ساحلى و دريايى و با هدف تمرکززدايى، ايجاد اشتغال و آموزش نيروهاى بومى آغاز به کار کرده است.

وى افزود: اين مرکز به يک فروند شناور فايبرگلاس 15مترى با تجهيزات تخصصى هيدروگرافى، ‌بسترشناسى، ژئوفيزيک دريايى، امکانات نمونه‌بردارى رسوب و آب دريا جهت مطالعات زمين‌شناسى دريايى در مناطق کم‌عمق مجهز است.

 سعدالدين در خصوص اهداف تاسيس اين مرکز در سواحل جنوب کشور يادآور شد: گشت دريايى اين مرکز به بررسى‌هاى رسوب‌شناسى، ژئوشيمى رسوبى، ‌پالئوکليماتولوژى، پالئواکولوژى، پالئوژئوگرافى، هيدروشيمى و هيدروژئوشيمى مى‌پردازد و در نظر دارد همه گستره خليج‌فارس تا مرز آب‌هاى کشور ايران را مورد بررسى‌هاى زمين‌شناسى دريايى قرار دهد.

مدير زمين‌شناسى دريايى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور تصريح کرد: در همين راستا تعداد 56 ايستگاه سنجش پارامترهاى فيزيک و شيميايى آب خليج‌فارس در امتداد عمود بر ساحل انتخاب و در هر ايستگاه سه نمونه آب(لايه سطحى، ميانى و نزديک بستر)  برداشت شده است.

وى با بيان اينکه  حدود 400 نمونه رسوب نيز  از بستر دريا برداشت مى‌شود، افزود: علاوه بر آن دو مغزه بلند به طول‌هاى 10 و 15 مترى که بيانگر تاريخ چند ده‌هزار ساله خليج‌فارس و مناطق جنوبى کشور است، تهيه شده و نمونه‌هاى  به دست آمده از خليج‌فارس با آخرين روش‌ها و امکانات روز دنيا مورد آزمايش  قرار مى‌گيرند.

يادآور مى‌شود نتايج مطالعات اين مرکز در اکتشاف منابع‌معدنى، شناسايى آلودگى‌هاى فلزات‌سنگين و مسائل زيست‌محيطى، شناسايى مخاطرات دريايى، تعيين آب‌وهوا و جغرافياى گذشته و اهداف سياسى و امنيتى کاربرد دارد.

از سويى چندى پيش به منظور توسعه مطالعات زمين‌شناسى دريايى و اکتشاف موادمعدنى  در جنوب کشور، پروژه مطالعات رسوبات زيربستر خليج چابهار تا عمق 50 متر و با قدرت تفکيک بالا، براى اولين بار توسط کارشناسان ايرانى در مديريت زمين‌شناسى دريايى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور آغاز شد.

دکتر راضيه لک، معاون مديريت زمين‌شناسى دريايى اين مديريت گفت: گروه ژئوفيزيک دريايى مديريت زمين‌شناسى دريايى براى اولين بار در خليج چابهار اقدام به مطالعه رسوبات زيربستر تا عمق 50 متر و با قدرت تفکيک بالا به کمک دستگاه‌هاى پيشرفته کرد و به‌طور همزمان تصويربردارى از بستر دريا توسط دستگاه‌هاى ديگر و همچنين طبقه‌بندى رسوبات نيز در حال انجام است.

وى افزود: اين مطالعات براى نخستين بار توسط کارشناسان ايرانى و به منظور مطالعات زمين‌شناسى دريايى، آناليز حوضه رسوبى، تعيين پيشروى و پسروى آب درياها، اکتشاف موادمعدنى، شناخت ريخت‌شناسى بستر دريا و تغييرات آن در طى زمان انجام مى‌شود.

وى افزود: هم اکنون يک کشتى 55 مترى مربوط به نيروى دريايى ارتش جمهورى اسلامى ايران براى بررسى‌هاى زمين‌شناسى دريايى خليج‌فارس تجهيز شده و به‌ صورت شبانه‌روزى در حال نمونه‌بردارى است و به‌طور همزمان 3 اکيپ دريايى نيز در مناطق ساحلى و کم عمق با استفاده از قايق‌ها در حال نمونه‌بردارى هستند.

لک با بيان اينکه در اين پروژه تحقيقاتى سنجش پارامترهاى فيزيک و شيميايى آب در 55 ايستگاه مورد بررسى و 165 نمونه آب از سطح، نزديک‌بستر و بخش ميانى تهيه شده است، يادآور شد: برداشت حدود 500 نمونه رسوب سطحى، 40 متر حفارى در بندرعباس، بوشهر و دهانه ‌اروندرود تهيه حدود 20 عدد مغزى کوتاه حداکثر تا 2 متر از ديگر برنامه‌هاى اين پروژه تحقيقاتى است.

وى در خاتمه تصريح کرد: انتظار مى رود تا ارديبهشت ماه سال آينده فعاليت‌هاى تحقيقاتى اين مديريت در جنوب کشور به اتمام برسد که نتايج اين مطالعات به‌صورت نقشه‌ها، گزارشات و مقالات منتشر خواهد شد که بى شک مورد استفاده ساير ارگان‌هاى دريايى نيز قرار خواهد گرفت.

 

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 | موضوع: |
 با آغاز به‌کار آزمايشگاه مغناطيس‌سنجى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور:
ايران در مطالعه ويژگى‌هاى ديرينه‌مغناطيسى و مغناطيس‌محيطى خودکفا شد

  به منظور خودکفايى در مطالعه مغناطيس طبيعى موجود در سنگ‌ها و رسوبات و همچنين بررسى توده‌هاى گرانيتى و واحدهاى رسوبى و دگرگونى، آزمايشگاه محيط و ديرينه‌مغناطيسى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور آغاز به کار کرد.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور به‌منظور خودکفايى از ارسال نمونه‌هاى آزمايشگاهى به خارج از کشور و توسعه و ارتقاء بررسى‌هاى مغناطيس طبيعى سنگ‌ها و رسوبات و همچنين مطالعه توده‌هاى گرانيتى و واحدهاى رسوبى و دگرگونى، آزمايشگاه محيط و ديرينه‌مغناطيسى اين سازمان فعاليت خود را به طور رسمى آغاز کرد.

به گفته دکتر حبيب على‌محمديان، مسوول آزمايشگاه ‌‌ديرينه‌مغناطيسى سازمان زمين شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور با راه‌اندازى اين آزمايشگاه و بهره‌گيرى از روش‌هاى مغناطيسى آن، براى مطالعات تکتونيک و ژئوديناميکى امکانات جديدى فراهم شده که اين تجهيزات در مطالعات باستان‌شناسى، محيط‌زيست و تغييرات آب‌و‌هوايى نيز کاربرد دارد.

وى يادآور شد: مشابه چنين دستگاه‌هايى در ايران وجود نداشته و تا به امروز همه نمونه‌ها جهت انجام آزمايش‌هاى مورد نياز به خارج از کشور ارسال مى‌شد که خوشبختانه با راه‌اندازى آزمايشگاه‌ مغناطيس‌سنجى در سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور از ارسال نمونه‌ها به خارج از کشور بى‌نياز خواهيم ‌شد.

على‌محمديان با بيان ‌اينکه دستگاه‌هاى مورد نياز آزمايشگاه مغناطيس‌سنجى از جمهورى‌چک تهيه شده است، تصريح کرد: اين کشور تجربه خوبى در زمينه توليد و نگهدارى تجهيزات مغناطيس‌سنجى دارد و تاکنون آزمايشگاه‌هاى مشابه را در ده‌ها کشور اروپايى و آمريکايى از نظر دستگاهى و نرم‌افزارى تامين نموده است که مى‌توان به آزمايشگاه‌هاى مغناطيس‌سنجى در دانشگاههاى مختلف کشورهاى فرانسه، آلمان و ايالات‌متحده اشاره نمود.

مسوول آزمايشگاه ديرينه‌‌مغناطيسى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور در خصوص نحوه کار دستگاههاى مغناطيس‌سنجى‌ گفت: اين دستگاه‌ها به کمک علم الکترونيک و  ژئوفيزيک، با حساسيت بالا قادر به اندازه‌گيرى مقادير پايين ويژگى‌هاى مغناطيسى و تغييرات ثبت شده آن در سنگ‌ها و رسوبات هستند.

وى افزود: با راه‌اندازى سيستم فوق سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور قادر به مطالعه ويژگى‌هاى مغناطيسى سرزمين ايران در زمان‌هاى گذشته بوده و با استفاده از سن‌يابى مطلق مى‌توان زمان دقيق رويدادهاى مهم مغناطيسى در سنگها را تعيين نمود.

على‌محمديان در پايان گفت: ويژگى‌هاى مغناطيسى محيط در زمان رسوب‌‌گذارى و سرد‌شدن مواد آتشفنشانى در سنگ‌ها ثبت مى‌شود،‌  که بر همين اساس مى‌‌توان با اندازه‌گيرى خواص مغناطيسى سنگ‌ها و موقعيت کنونى آن نسبت به شمال مغناطيسى، اطلاعات ارزشمندى از رويدادهاى زمين‌شناسى در زمان‌هاى گذشته بدست آورد.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه بیستم فروردین 1387 | موضوع: |
 ارديبهشت‌ماه سال جارى برگزار خواهد شد:
همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور

  همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور، به منظور بررسى و مطالعه آخرين دستاوردهاى نوين اين علم، ارديبهشت ماه سال جارى در سازمان زمين‌شناسى واکتشافات معدنى کشور برگزار مى‌شود.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى ‌و‌اکتشافات‌معدنى کشور مهندس ‌رضا جديدى سرپرست روابط‌عمومى اين سازمان از برگزارى نخستين همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور همزمان با نامگذارى سال جديد از سوى مقام‌معظم رهبرى تحت عنوان سال نو‌آورى و شکوفايى خبر داد و گفت: سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور با توجه به وظايف‌ تحقيقاتى و اجرايى خود در زمينه‌هاى مختلف علوم‌زمين، بررسى‌هاى زمين‌شناختى، زمين‌‌شناسى کاربردى، مخاطرات و همچنين اکتشافات و انجام مطالعات در حوزه‌هاى نوين علوم‌زمين، طى هفته اول ارديبهشت ماه سال جارى اقدام به برگزارى نخستين همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور مى‌کند.

وى در خصوص محورهاى برگزارى همايش مذکور يادآور شد: چگونگى توسعه بسترهاى نوين در عرصه علوم‌زمين از جمله زمين‌شناسى پزشکى، زمين‌شناسى دريايى، مطالعات و فناورى‌هاى جديد در بخش دستگاه‌هاى پيش‌نشانگر زلزله، پارينه لرزه‌شناختى، زمين‌شناسى مهندسى، دستاوردهاى نوين بخش ژئومتيکس و نقش فناورى‌هاى اطلاعات نوين و ربات‌هاى امدادرسان، توسط سخنرانان همايش مورد مطالعه قرار خواهند گرفت.

جديدى در پايان از  سازمان زمين‌شناسى واکتشافات‌معدنى کشور به عنوان برگزارکننده نخستين همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور ياد کرد وافزود: اين همايش با حمايت معنوى و شرکت سازمان‌ها و مجامع تخصصى مرتبط با علوم‌زمين برگزار خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه هفدهم فروردین 1387 | موضوع: |
 به همت کارشناسان پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين کشور:
پايگاه داده‌هاى علوم‌زمين کشورهاى عضو اکو راه‌اندازى شد

کارشناسان پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور، در راستاى گسترش همکارى‌هاى‌ بخش معدن و زمين‌شناسى خود با کشورهاى همجوار، اقدام به طراحى و راه‌اندازى پايگاه بانک داده‌هاى علوم‌زمين کشورهاى عضو همکارى‌هاى اقتصادى اکو کردند.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور مهندس مهرداد شيرزاد مسوول پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين کشور گفت: تبادل تجربيات و اطلاعات در زمينه فناورى و دانش روز در ميان کشورهاى در حال توسعه به‌ويژه کشورهاى داراى فرهنگ، دين و زبان مشترک از جمله کشورهاى عضو سازمان همکارى‌هاى اقتصادى(اکو)، در توسعه روزافزون و همه جانبه اين کشورها امرى مهم و تاثيرگذار خواهد بود.وى با اشاره به وضعيت بسيار مناسب کشورهاى عضو اکو جهت توسعه روابط چند جانبه، تصريح کرد: بيش از 400 ميليون انسان با مشترکات فرهنگى، اجتماعى، سليقه‌اى و مذهبى يکسان، با منابع طبيعى فراوان نظير ذخاير عظيم نفت و گاز، موادمعدنى فلزى شامل مس، آهن، طلا، روى و ذخاير عظيمى از موادمعدنى غيرفلزى و نيروى‌ انسانى گسترده در اين منطقه استراتژيک  ساکن هستند. شيرزاد، ساختار اقتصادى اين کشورها را با بازارهاى روبه‌رشد منطقه‌اى بسيار مناسب توصيف کرد و گفت: گسترش همکارى‌ها مى‌تواند آينده توسعه صنعتى اين کشورها را به گونه‌اى رقم بزند که در نتيجه آن، توسعه و رفاه اجتماعى بيشترى براى کشورهاى عضو حاصل شود.مسوول پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين کشور در ادامه يادآور شد: براى دست يافتن به اين اهداف، کشورهاى عضو اکو ضمن توجه به ضرورت‌هاى ملى خود و على‌رغم وجود تفاوت‌هاى بارز در چگونگى سياست‌گذارى‌هاى درون‌مرزى، پيروى از الگوها و نظريه‌هاى مشابه را در جريان توسعه صنعتى خود در دستور کار قرار دادند که لازمه تحقق اين امر اتخاذ سياست‌هاى مشترک در حوزه‌هاى مختلف نظير بهره‌بردارى موثر از ظرفيت‌ها و پتانسيل‌هاى معدنى، زيست‌محيطى و زمين‌شناسى اين منطقه بود.وى با اشاره به بند "انرژى، معدن و محيط‌زيست" به عنوان نقطه مشترک همکارى‌هاى چند جانبه ميان کشورهاى اکو، خاطر نشان کرد: با توجه به تنوع توليدکنندگان اطلاعات علوم‌زمين در اين کشورها، وجود يک متولى واحد براى ساماندهى، ذخيره‌سازى و ارائه اطلاعات علوم‌زمين کشورهاى اکو ضرورى احساس مى‌شد.شيرزاد افزود: بر همين اساس پس از استقبال کشورهاى عضو از پيشنهاد ايران مبنى بر تاسيس پايگاه داده‌هاى علوم‌زمين اکو توسط سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور، کارشناسان ايرانى در راستاى گسترش همکارى‌هاى‌ بخش معدن و زمين‌شناسى کشورهاى عضو، اقدام به طراحى و راه‌اندازى سايت اينترنتى کرده و از آن پس تمامى تلاش خود را براى طراحى و ايجاد بانک‌هاى پيشنهادى، گردآورى داده‌هاى موجود و مورد نياز و همچنين ارائه اطلاعات علوم‌زمين کشورهاى عضو در وب سايت پايگاه داده‌هاى علوم‌زمين کشورهاى عضو اکو به‌کار بستند. مسوول پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين کشور با اشاره به برگزارى دوره آموزشى علوم‌زمين براى کارشناسان کشورهاى عضو اکو تصريح کرد: آشناسازى کارشناسان با کليات و مفاهيم بانک‌هاى اطلاعاتى، لزوم ايجاد و راه‌اندازى بانک‌هاى اطلاعاتى، چگونگى طراحى و راه‌اندازى بانک‌هاى اطلاعاتى، نحوه گردآورى اطلاعات بانک‌هاى اطلاعاتى پس از مراجعت به کشورهاى خود و همچنين انتقال فناورى‌هاى موجود از مهمترين اهداف برگزارى اين دوره است.وى در ادامه گفت: بانک‌هاى اطلاعاتى مواد راديواکتيو، معادن متروکه، زمين‌شناسى پزشکى، بازار جهانى موادمعدنى، آزمايشگاه‌هاى علوم‌زمين، ژئوشيمى، GIS، ژئوفيزيک هوايى، دست‌اندرکاران علوم‌زمين، زمين‌لغزش، انرژى، دورسنجى، زمين‌لرزه، جغرافيا، چينه‌شناسى، ژئوتوريسم، زمين‌شناسى دريايى، سيل و منابع آب در اين کلاس‌ها مورد بحث و بررسى قرار گرفت و همچنين از وجود اساتيد کشورهاى سوئيس، فنلاند، فرانسه و انگلستان جهت تدريس مباحث مربوط به تکتونيک و زمين‌لرزه استفاده شد.شيرزاد در پايان يادآور شد: براى شرکت‌کنندگان در اين دوره، بازديدهاى علمى و تفريحى از جمله بازديد از پديده‌هاى زمين‌شناسى جاده چالوس، معدن سرچشمه و کارخانه فرآورى مس، کارخانه فولاد مبارکه اصفهان به منظور آشنايى با فعاليت‌هاى متعدد معدن‌کارى و اقتصادى در ايران در نظر گرفته شده است.

 

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 | موضوع: |
 بيست وششمين گردهمايى علوم‌زمين در سازمان زمين شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور

با حضور وزير صنايع و معادن برگزار مى‌شود:
بيست وششمين گردهمايى علوم‌زمين در سازمان زمين شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور

به‌منظور توسعه و تبادل‌نظر علمى و فنى و ارائه آخرين دستاوردهاى علمى و پژوهشى مربوط به علوم‌زمين، سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور بيست‌وششمين گردهمايى سالانه علوم‌زمين را با حضور وزير صنايع و معادن در تاريخ 28الي30 بهمن ماه سال جارى برگزار مى‌کند.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور مهندس جمشيد مجيدى مدير امور آموزش اين سازمان از برگزارى بيست‌وششمين گردهمايى سالانه علوم‌زمين خبر داد و گفت: سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور در راستاى توسعه و تبادل‌نظر علمى و فنى و ارائه آخرين دستاوردهاى علمى و پژوهشى مربوط به علوم‌زمين و به‌منظور بالا بردن سطح دانش زمين‌شناسى با بهره‌ورى و کارايى بيشتر، در نظر دارد بيست‌وششمين گردهمايى علوم‌زمين را با حضور مهندس على‌اکبر محرابيان وزير صنايع و معادن و جمعى از معاونان و مديران ايشان در تاريخ 28الي30 بهمن ماه سال جارى برگزار نمايد.

وى افزود: چينه‌شناسى، فسيل‌شناسى و زمين‌شناسى کواترنر، پترولوژى، زمين‌شناسى اقتصادى، زمين‌شناسى ساختمانى، زمين‌شناسى دريايى، زمين‌شناسى زيست‌محيطى و پزشکى، زمين‌شناسى مهندسى، روش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى مدرن آناليز دستگاهى،GIS، کانه‌آرايى، مطالعات فنى و اقتصادى پروژه‌هاى معدنى، مدل‌سازى و برآورد ذخيره، مطالعات آتشفشان‌هاى جوان وژئوترمال و زمين‌شناسى نفت از موضوعات اصلى مقالات ارسال شده به دبيرخانه همايش هستند.

مجيدى با بيان اينکه همزمان با برگزارى گردهمايى، نمايشگاه فناورى و دست‌آوردهاى مرتبط با علوم‌زمين نيز برپا خواهد شد، تصريح کرد: کارگاه‌هاى آموزشى با محوريت روش‌هاى تجزيه شيمى، کانه‌آرايى با جدايش کانى‌ها، آشنايى با دستگاه‌هاى ژئوالکتريک، گراديمتر و مغناطيس‌سنج، آزمايشگاه مکانيک خاک، دورسنجى با کاربرى زمين‌شناسى و اکتشاف، کانى‌سنگين، عکاسى زمين‌شناسى، زمين‌شناسى زيست‌محيطى، ژئوشيمى اکتشافى و کارگاه آموزشى نجوم به همراه برپايى نمايشگاه عکس علوم‌زمين و انتخاب بهترين عکس مرتبط نيز از ديگر برنامه‌هاى جانبى گردهمايى علوم‌زمين امسال است.

مدير امور آموزش سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور در ادامه يادآور شد: اميدواريم با توجه به چارچوب مشخص شده از سوى دبيرخانه گردهمايى، مقالات ارسال شده کمترين خطا را در شيوه نگارش و تنظيم مقالات داشته باشند و اين در حاليست که متوليان برگزارى گردهمايى به منظور پرهيز از محدود ساختن خود، داوران امسال را از بين اساتيد و محققان تمامى دانشگاه‌هاى معتبر کشور در زمينه مباحث معدن و زمين‌شناسى و همچنين کارشناسان پژوهشگاه بين‌المللى زلزله و موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران انتخاب کرده است.

وى با بيان اينکه در حال حاضر 300مقاله به دبيرخانه همايش ارسال شده است، تصريح کرد: علاقمندان به ارسال مقاله و شرکت در سخنرانى‌هاى گردهمايى بايد سعى کنند در آثار تحقيقاتى خود نوعى تنوع و نگرش جديد ايجاد کنند به نحوى که مقالات تهيه شده قابل ارائه در سطح منطقه‌اى و بين‌المللى باشد.

مجيدى در ادامه افزود: با ايجاد ارتباطات مستمر در بيرون از مرزهاى کشور مى‌توان به برگزارى گردهمايى در سال‌هاى آينده در سطح منطقه‌اى و بين‌المللى و دعوت از کارشناسان و محققان خارجى اميدوارتر بود که البته دستيابى به اين هدف تهيه امکانات و تمهيدات لازم از سوى مسوولان را طلب مى‌کند.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 | موضوع: |
 مقدمه ای بر زمین شناسی پزشکی-ادامه...
   2-8- سلنيم
  
   سلنيم جزء عناصر کمياب ضروري است که عملکردهاي حفاظتي آنتي اکسيدان دارد، به علاوه مي تواند هورمون تيروئيد و فرايند اکسايش- کاهش را تنظيم کند]9 [.دوز روزانه کمتر از 0.04 ميلي گرم ممکن است کافي نباشد و بيشتر از 0.1 ميلي گرم مي تواند سمي باشد. قابليت انحلالSe+6 بيشتر از Se+4 است و دسترس پذيري زيستي بالاتري نيز دارد. Se+4 بيشتر در اکسيدها و هيدروکسيدهاي آهن وجود دارد. بطور کلي خصوصيات شيميايي سلنيم مشابه گوگرد است ]4[.
   کمبود سلنيم موجب آسيب هاي فيزيولوژيکي شديد و ناراحتي هاي قلبي در جوانان (بيماري Keshan) و ناهنجاري هاي عضلاني در بزرگسالان (بيماري KBD : Kaschin-Beck ) مي شود[9].
   بيماري Keshan مربوط به عضلات قلب است که اولين بار در شمال شرق چين ثبت شده است. زمستان 1935، اين بيماري در Keshan شايع و بعدها بيماري Keshan ناميده شد (شکل 22)، سپس ناحيه وسيعي از جنوب غرب تا شمال شرق چين را فرا گرفت. در دهه 60، دانشمندان منشأ اين بيماري را زمين شناسي دانستند و در دهه 70 راه حل احتمالي آن را يافتند. اين بيماري هميشه در مناطقي ديده مي شود که سلنيم کمي دارند. استفاده از سلنيم براي جلوگيري و درمان اين بيماري، موفقيت بزرگي محسوب مي شد و اين اولين باري بود که ارتباط مستقيم سلنيم با سلامتي انسان شناسايي گرديد. بديهي است که دليل اصلي بيماري Keshan غلظت کم سلنيم در سنگ بستر، خاک و آب هاي طبيعي است[1].
شکل 22. بيماري Kashin-Beck در چين.
   تصاوير از : پرفسور وانگ زيلون (چين)، محقق ارشد ناهنجاري هاي حاصل از کمبود سلنيم.
 
   نشانه هاي اوليه KBD تورم و درد مفاصل و احساس ناخوشي مي باشد. بر کودکان تأثير زيادي دارد. اسکلت هاي يافت شده نشان مي دهد که اين بيماري به قرن 16 برمي گردد. KBD را اولين بار يک محقق روسي به نام Kashin معرفي کرد. Kashin و گروهش در ناحيه اي واقع در شرق Lake Baikal کار مي کردند و به تشکيلات قزاق ها در رود Urov اختصاص داشتند. مقامات روسي از ناهنجاري هاي اسکلتي در روستاهاي قزاق وحشت زده شدند و جمعيت بسياري را به نقاط ديگر در امتداد رودخانه منتقل کردند. KBD عمدتا به محدوده جنوب غربي- شمال شرقي چين محدود بود ولي بعدها مشخص شد که در چين نسبتا شايع بوده است. مطالعه اين بيماري از 40 سال پيش آغاز شده است. اين بيماري ميان کشاورزان و دامداران رايج است اگرچه گاهي مواردي هم در خانواده هايي که غذايشان را از نواحي بومي تأمين مي کنند، ديده مي شود. تعداد دقيق افراد بيمار مشخص نشده است ولي ارزيابي ها حدود 1 ميليون از هر سه ميليون نفر را در چين نشان مي دهد. تحقيقات و تلاش هاي مربوطه بر دو علت اصلي متمرکز است. اول، اثرات سمي ميکوتاکسيني (mycotoxin) که در ذرت ذخيره شده توليد مي شود؛ دوم، نقش کم بودن ميزان سلنيم در طبيعت. علت احتمالي KBD کمبود سلنيم است و علت اين امر کم بودن ميزان طبيعي سلنيم در سنگ بستر مي باشد[1].

 

 

شکل 23. مناطقي با سلنيم پايين و شيوع بالاي بيماري Keshan و KBD در چين

 

   سلنيم داراي مشخصات عناصري است که براي حيات ضروري هستند. گياهاني که سلنيم را در خود جمع مي کنند ممکن است باعث مسمويت حيوانات گياه خوار شوند در حاليکه کمبود اين ماده باعث ضايعاتي مي شود که در نهايت به مرگ انسان ها و جانوران منجر مي گردد. طي دهه 50 تلاش هاي زيادي در سوئد جهت کنترل اختلالات عضلات قلب (mulberry heart disease) در خوک ها صورت گرفت، اين بيماري خسارات مالي زيادي به دامداران و کشاورزان وارد کرد. دليل اين بيماري کمبود سلنيم و اغلب همراه با کمبود ويتامين E شناخته شد. سلنيم عنصر ضروري مهمي است و براي فعاليت آنزيم گلوتاسيون-پروکسيد (GSH.Px) که ارگانيسم را از تخريب اکسايشي حفظ مي کند، لازم است. پروتئين و ديگر آنزيم هاي حاوي سلنيم در جانوران نيز يافت مي شود[1].
 
شکل 24. بيماري عضله سفيد در گوسفندان
    کشورهاي اسکانديناوي به علت شرايط زمين شناسي سلنيم کمي دارند و کلا درصد سلنيم گياهان کم است. بنابراين، قانون غني سازي سلنيم علوفه از ابتداي دهه 80 تصويب شده است. از آن زمان، علائم کمبود سلنيم در خوک ها از بين رفته است ولي نشانه هاي آن هنوز در گاوها، گوسفندها و اسب ها وجود دارد، چون ميزان سلنيم در چراگاه ها کافي نيست (شکل 24). حيواناتي که کار سخت انجام مي دهند نياز به مقادير بيشتري سلنيم و ويتامين E دارند. نيمي از سوئد براي ميزان سلنيم موجود در گوزن ها نقشه برداري شده است. علي رغم تفاوت هاي منطقه اي، به نظر مي رسد که گوزن ها از کمبود سلنيم رنج نمي برند. ممکن است حيوانات وحشي خود را با کم بودن ميزان طبيعي سلنيم در گياهان وفق داده اند و در نتيجه کمبود آن با آنزيم هايي که وظيفه مشابهي دارند براي مثال، گلوتاسيون-پروکسيدهايي که به سلنيم وابسته نيستند ، جبران مي شود[1].
  
   سلنيم بسيار زياد
  
   نمونه ديگري از مسمويت با سلنيم را مي توان در ايالات متحده يافت. در San Joaquin Valley، کاليفرنيا، چند سال پيش آب زهکشي مزارع به Kesterson Wildlife Refuge هدايت شد. در 1983، ناهنجاري هاي غير طبيعي و مرگ و ميرهايي ميان غازهاي وحشي مشاهده شد و دليل آن غلظت بيش از حد سلنيم در آب هاي زهکشي و خاک هاي تالاب هاي مجاور تشخيص داده شد؛ اين امر حتي براي سلامتي بشر هم خطرناک بود. 3/2 جنين پرندگان مرده يافت شدند. ماهي ها، حشرات و جانداران ميکروسکوپي هم تحت تأثير قرار گرفتند. سلنيم از پيريت هوازده سلنيم دار در سنگ هاي سلسله جبال Coast مشتق شده بود. کشاورزي در San Joaquin Valley به طور گسترده صورت مي گيرد و به زهکشي نياز دارد. آب هاي زيرزميني به مقدار کم حاوي سلنيم هستند که اين سلنيم از آبخوان هاي واقع در زير لايه هاي رسي حين عمليات آبياري به بيرون پمپاژ مي شود. انتقال آب به علت نفوذ ناپذيري لايه هاي رسي به طور طبيعي صورت نمي گيرد، بنابراين آب در کانال هايي به درياچه Kesterson هدايت مي شود و درصد سلنيم در آن افزايش مي يابد. بنابراين فعاليت هاي انساني با توزيع مجدد سلنيم باعث آلودگي کل اکوسيستم مي شود. در 1986، آب زهکشي از برکه هاي Kesterson جدا شد[1].
   2-9- گرد و خاک هاي طبيعي
  
   ايجاد گرد و خاک معدني مي تواند باعث طيف گسترده اي از مشکلات تنفسي شود. اين امر مي تواند به علت شرايط محلي باشد، مانند: گرد و خاک هاي ايجاد شده از طريق معدنکاري زغال سنگ يا سنگ هاي سخت، استفاده از ماده معدني ريز دانه در ماسه پاشي و دودهاي ناشي از آتش (طبيعي و ساخته بشر). گرد وخاک ايجاد شده بر مناطق گسترده اي تأثير مي گذارد مانند گرد و خاک حاصل از زلزله در مناطق خشک جنوب غرب امريکا و شمال مکزيک. اين گرد و خاک ها، هاگ هاي قارچ را حمل کرده و باعث عفونت ريه و پوست مي شوند (بيماري Valley Fever : مشکل تنفسي جدي که مي تواند منجر به خستگي، سرفه، تب، خارش پوست، آسيب نسوج و اندام هاي داخلي مانند پوست، استخوان ها و مفصل ها گردد). ايجاد گرد و خاک حتي در ابعاد جهاني نيز صورت مي گيرد. خاکستر حاصل از فوران آتشفشان به تمامي جهان منتقل مي شود، عکس هاي ماهواره اي اخير نشان داده اند که گرد و خاک ها از طريق باد از بيابان هاي Sahara و Gobi به نيمي از جهان منتقل مي شوند. بزرگ ترين نگراني در مورد سلامتي بشر، وجود ذرات ريز قابل تنفس گرد و خاک ها است. در اين خصوص، عملکرد قابل توجه، شناسايي ذرات حاصل از خاک ها، رسوبات و سطوح سنگ هاي هوازده مي باشد.
   آزبست واژه اي است که گروه هاي متعدد کاني ها با خواص مختلف را نشان مي دهد؛ اين کاني ها به صورت فيبرهاي نازک و بلندي هستند، که در برابر حرارت مقاوم و از نظر شيميايي خنثي مي باشند. در دهه 80 تشخيص داده شد که ايجاد فيبرهاي قابل تنفس آزبست مي تواند باعث مشکلات شديدي همچون mesothelioma ، سرطان ريه و آزبستوزيس شود. معدن هاي بسياري که آزبست تجاري توليد مي کنند، بسته شده اند و تلاش مي شود که آزبست از مدارس، محل کارها و ساختمان هاي عمومي دور شود.
   متأسفانه، مشکلات در اينجا به پايان نمي رسد. اخيرا مشخص شده که مقدار کمي آزبست همراه با ذخاير تجاري هيدرات سيليس -کاني ميکاداري که براي عايق بندي، بسته بندي و کاربردهاي ديگر استفاده مي شود- وجود دارد که باعث مشکلاتي براي سلامتي در جامعه معدني ليبي، مونتانا، ايالات متحده شده است. ناهنجاري هاي ريوي (مانند زخم يا ضخيم شدن شش) حدودا در 18 درصد افراد بالغ آزمايش شده، وجود داشت[9].

شکل25 . اين تصوير ماهواره اي نشان دهنده حرکت توده گرد وخاک از شمال افريقا بر اقيانوس اطلس، شمال امريکاي جنوبي و سپس درياي کارائيب و جنوب ايالات متحده مي باشد. اين طوفان هاي گرد و خاک که چندين بار در س

 

 

   2-10- روي
  
   روي، فلزي ضروري در رژيم غذايي است و براي عملکرد کوفاکتور (cofactor) 200 متالوآنزيم (metalloenzyme) لازم مي باشد. اين فلز جزء ضروري فرم هاي ذخيره دروني انسولين لوزالمعده است و نقش مهمي در متابوليسم DNA و RNA ايفا ميکند ، همچنين براي سيستم ايمني، رشد و هورمون هاي جنسي ضروري است و در پاتوفيزيولوژي (Pathophysiology) و درمان افسردگي کاربرد دارد. بنا به گزارش "شوراي بين المللي بررسي عامل روي در رژيم غذايي"(سال 2004)، 20 درصد مردم جهان از کمبود روي رنج مي برند.
  
   2-10-1- کمبود روي در ليتواني
  
   مطالعاتي در کشور ليتواني پيرامون ميزان يد در خاک و تاثيراتش بر سلامتي صورت گرفت که در اين مطالعه ميزان روي در خاک اندازه گيري و نقشه هاي پراکندگي روي در خاک تهيه گرديد.
شکل 26 . نقشه پراکندگي روي در کشور ليتواني
 
 
   در اين مطالعه همچنين متوسط نرخ ميزان خودکشي طي سالهاي 1999 ، 2001 ، 2002 ، 2003 در مناطق مختلفي از ليتواني بررسي شد و در نهايت اين بررسي ها با يکديگر مقايسه گرديد( نتايج آن در نمودار زير نمايش داده شده است). مطالعات آينده شامل مونيتور کردن عناصر در گونه هاي زيستي براي مردم ليتواني و بررسي تاثير فاکتورهاي زمين شناسي بر سلامتي جوامع مختلف است[12].
   مقايسه نمودار ها رابطه مستقيمي بين کاهش روي و افزايش خودکشي نشان مي دهد.
  
   2-10-2- روي و ديابت
  
   فاکتورهاي زيست محيطي به شناسايي علل ديابت شيرين نوع اول ميان کودکان، کمک مي کند. ديابت هاي کودکان از نوع ديابت شيرين وابسته به انسولين است. مسائل ژنتيکي دلايل کافي براي اين بيماري نيستند. مطالعه موارد ثبت شده از کشورهاي مشابه در اسکانديناوي تغييرات جغرافيايي قابل توجهي (درون کشورها) در ميزان ديابت شيرين وابسته به انسولين نشان داده است که با تغييرات کوچک جنوب-شمال قابل توضيح نيست. مطالعه اي موردي طراحي شده که جهت تخمين روي، نمونه هاي بيوژئوشيميايي گردآوري شده از نواحي مسکوني را مقايسه مي کند. غلظت زياد روي در آب با کاهش قبل توجه خطر بيماري همراه است. اين موضوع به خوبي نشان مي دهد که مقدار کم روي در آب هاي زيرزميني با افزايش خطر بيماري ديابت در کودکان ارتباط دارد[1].
 
   2-11- اسيدي شدن[1]
  
   ترکيب محيط زيست براي سلامتي ما بسيار اهميت دارد و پراکندگي، انتقال و بر هم کنش ميان عناصر مسئله اي حساس است. متأسفانه ما هم اکنون در حال بر هم زدن وضعيت تعادل و چرخه طبيعت هستيم. يکي از مشکلات خطير محيط زيست اسيدي شدن خاک و آب و ديگري آهکي شدن کشورهاي صنعتي مي باشد. اين دو عامل نه تنها بر محيط زيست تأثير مي گذارد بلکه تهديدي نيز براي سلامتي بشر است. اثرات اسيدي شدن بر دو نوعند: اثرات مستقيمي که با استنشاق ذرات اسيدي حاصل از اکسيدهاي سولفور و نيتروژن به وجود مي آيد و اثرات غيرمستقيمي که در نتيجه قرار گرفتن بيش از اندازه در مجاورت فلزات سمي به وجود مي آيند. ديوکسيد سولفور و اکسيد نيتروژن عوامل اصلي اسيدي شدن خاک و آب هستند. سهم ترکيبات سولفور در اين امر 3/2 است و ترکيبات نيتروژن مسئول مابقي مي باشند. سولفور گازي، ديوکسيد سولفور (SO2)، عمدتا از سوختن نفت و زغال سنگ به وجود مي آيد. بزرگترين منبع اکسيد نيتروژن هم ترافيک جاده اي است.
   آلودگي هوا هم به طور مستقيم و غير مستقيم بر محيط زيست تآثير مي گذارد. مقادير زياد گازهاي ديوکسيد سولفور و اکسيد نيتروژن به درختان، گلسنگ ها، درياچه ها و تالاب ها آسيب مي رساند؛ آنها سلامتي انسان ها را به خطر مي اندازند و باعث زنگ زدن مواد سازه اي مانند فولاد مي شوند. اين اثرات در اطراف منابعي که اين مواد را منتشر مي کنند افزايش مي يابد. همچنين اين دو گاز مي توانند اسيد سولفوريک و اسيد نيتريک ايجاد کنند که با انتقال اين مواد، آب و خاک هاي دور از منابع منتشر کننده نيز اسيدي مي شوند.
   همان طور که قبلا اشاره شد، عناصر در سنگ بستر رها مي شوند و از طريق فرايند هوازدگي دوباره پخش مي شوند. اکسيدهاي سولفوريک و نيتريک هوا بر هوازدگي سنگ بستر و خاک تأثير مي گذارند. ميزان فلزات موجود در لايه هاي بالايي خاک ممکن است در اثر انتقال تغيير کند و اين فلزات از طريق گياهان به راحتي در دسترس حيوانات چراگاه قرار گيرد. عناصري مانند کلسيم، منيزيم، منگنز، آلومينيوم، نيکل، روي و کادميم و به ميزان کمتر جيوه، سرب و مس به راحتي جابجا مي شوند. هنگاميکه ظرفيت بافر (Buffer) خاک کافي نباشد، باران هاي اسيدي موجب عدم تعادل عناصر جزئي در گياهان و از طريق گياهان در حيوانات گياه خوار مي شود. عناصر جزئي ضروري خاص مثل سلنيم و موليبدنيم در محيط هاي اسيدي قابليت انحلال کمتري دارند و دسترسي آنها در گياهان کاهش مي يابد. تغييرات در جذب اين مواد به وسيله گياهان ممکن است به تغييراتي در مقدار فلزات مانند عدم تعادل بين مقدار فلزات در بافت اندام ها با پيامدهاي خطير براي حيوانات چراگاه منجر شود.
   آهک زني در مقابل اسيدي شدن به کار مي رود، ولي تحقيقات اخير نشان داده است که تغيير PH تأثيرات منفي بر گياهان و نشخوارکنندگان وحشي دارد چون موجب تغيير در جابجايي عناصر با بار منفي مي شود.
   يکي ديگر از پيامدهاي اسيدي شدن تأثير آن بر مواد غذايي خاک مي باشد. براي مثال، فسفر ماده غذايي مهمي براي گياهان است. وقتي با افزايش اسيدي شدن PH کاهش مي يابد مقدار فسفات کم مي شود.
  
    2-11-1- مقاومت نسبي طبيعت در برابر اسيدي شدن
  
   گسترش اسيدي شدن به مقاومتي که خاک و آب نسبت به اين امر نشان مي دهند، بستگي دارد. دربعضي مناطق، اسيدي شدن به مرحله اي مي رسد که گياهان و جانوران را تحت تأثير قرار مي دهد. به طور طبيعي اين امر به تنوع نهشته هاي مواد اسيدي بستگي دارد. فاکتوري ديگر که شايد مهمترين نيز باشد مقاومت خاک در برابر نهشته هاي اسيدي است.
   حالت ژئوشيميايي خاک تأثير زيادي بر ظرفيت بافر دارد. باران در حين عبور از خاک تحت تأثير فرايندهاي شيميايي قرار مي گيرد. در ميان اين فرايندها، سيستم هاي بافر متنوعي بر اساس ترکيب معدني خاک وجود دارد که از اهميت زيادي جهت خنثي سازي باران اسيدي برخوردار هستند. باران اسيدي با توانايي خنثي سازي کم يا بدون اين ظرفيت ممکن است باعث اثرات نامطلوبي بر اکوسيستم ها شود. چنانچه خاک محتوي آهک باشد، سيستم بافر کربناته کنترل را در دست مي گيرد و آب اسيدي به طور مؤثري خنثي مي شود. شرايط بحراني زماني ايجاد مي شود که مقدار PH در زمين به کمتر از 4.5 برسد، که اين نشان دهنده اتمام موقت ذخاير کاتيون هاي زمين است. چنانچه مقدار کاني هايي که به آساني هوازده مي شوند در زمين کم باشد، چنين شرايطي به آساني ايجاد مي شود. در چنين شرايطي سيستم بافر ديگري فعال مي شود، که به موجب آن ترکيبات انحلال پذير آلومينيوم حل مي شوند و در واقع آلومينيوم منتقل مي گردد. اين روند سريع و مؤثر است، بنابراين ممکن است آلومينيوم زيادي در آب هاي زيرزميني به طور ناگهاني ايجاد شود. علاوه براين کاهش PH ممکن است منجر به حرکت فلزات ديگري مانند کادميم شود. بسياري از نقاط جهان در معرض خطر هستند زيرا معمولا سنگهاي روي سنگ بستر محتوي موادي هستند که به آساني هوازده مي شوند. واکنش اکوسيستم ها به اسيدي شدن از طريق ترکيب پوشش زمين، بافر خاک و آب و هوا تعيين مي شود. زمين شناسي نقش بسيار مهمي در اين زمينه دارد.
  
   2-11-2- تأثيرات اسيدي شدن برسلامتي
   اسيدي شدن مي تواند از دو طريق بر سلامتي بشر تأثير بگذارد: اثري زيان آور بر کيفيت آب آشاميدني به صورت آلودگي فلزي و ديگري جذب عناصر مشخصي که از طريق افزايش عناصر جزئي در ماهي، حلزون صدف دار، جانوران شکاري يا محصولات ايجاد مي شوند
 
 
 
 
. شکل 27. تاثيرات مستقيم اسيدي شدن بر سلامتي انسان
    2-11-3- انتقال آسان کادميم
   اسيد آب هاي زيرزميني به خودي خود براي بشر مضر نيستند. ولي در مکان هايي که آب به مقدار زيادي اسيدي شده است، ممکن است تجمع فلزاتي مانند آلومينيوم و کادميم هنگامي که از خاک آزاد مي شوند (زماني که PH زير 5 باشد) افزايش يابد. کادميم متحرک ترين فلز از نوع فلزات سنگين مي باشد و چون يکي از عناصري است که در جهان صنعت انسان را شديدا در معرض خطر قرار مي دهد، بايد در مقابل خطر آزاد شدن آن در آب هاي زيرزميني هوشيار باشيم. کادميم عنصري است که به آرامي در بدن آزاد مي شود. در چندين کشور، مقدار کادميم در خاکي که براي گياهکاري استفاده مي شود افزايش يافته است. اين امر تا حدي به علت اسيدي شدن است اما در مورد زمين هاي کشاورزي بيشتر به کود هامرتبط مي باشد. در نتيجه سطح کادميم در بسياري از گياهان از جمله محصولات کشاورزي افزايش مي يابد. همزمان با اينکه بعضي از افراد مقدار خطرناکي از کادميم را با سيگار کشيدن وارد بدن خود مي کنند، وارد شدن کادميم به آب نوشيدني نيز خطر بزرگي محسوب مي شود. اسيدي شدن فراورده هاي آب آشاميدني مي تواند براي سلامتي بشر از طريق آبشويي ترکيبات سمي ناشي از آبخيز ها و رسوبات به منابع آب سطحي و زيرزميني خطرناک باشد. دسترس پذيري زيستي کادميم و ديگر عناصر به پارامترهاي مختلفي بستگي دارد. نهشته شدن ذرات اتمسفري حاصل از کشورهاي صنعتي نيز به افزايش مقدار کادميم خاک کمک مي کند. انتقال و حرکت کادميم به PH بستگي دارد و به دليل اينکه از طريق گياهان جذب مي شود بسيار مهم است ، در PHپايين کادميم به آساني به صورت کاتيون با بار مثبت منتقل مي شود. کاهش PH خاک هنگام اسيدي شدن به نوع و مقدار ترکيبات اسيدي و ظرفيت بافر خاک بستگي دارد؛ PH درياچه ها و زمين هاي مرطوب، وسعت اسيدي شدن را نشان مي دهد. در مناطق اسيدي حرکت کادميم افزايش مي يابد، در واقع گياهان آن را جذب کرده و حيوانات گياهخوار از اين گياهان استفاده مي کنند.
   2-11-4- فلزات ديگر
  
   آلومينيوم يکي از فلزات رايج در پوسته زمين است. معمولا در اکثر کاني ها يافت مي شود، اما اسيدي شدن و افزايش هوازدگي آن را به طور محسوسي انحلال پذير مي کند.
   آلومينيوم موجود در آب مشکلي عمده براي سلامتي کليه است. در دياليز، در صورت وجود آلومينيوم درآب، آلومينيوم بدون عبور از موانع حفاظتي بدن مستقيما وارد جريان خون مي شود ، که باعث آسيب اسکلت و مغز مي گردد. اخيرا مشخص شده است که حتي افرادي که از مشکل کليه رنج نمي برند ممکن است از طريق جذب آلومينيوم در معرض خطر قرار گيرند. همچنين بايد توجه شود که تجمع زياد آلومينيوم متحرک مي تواند باعث مشکلاتي در درياچه ها شود، در واقع بر ماهي ها تاثير مي گذارد و باعث مرگشان مي شود.
   سرب نيز از طريق آب اسيدي تجزيه ميشود. در رم باستان مسموميت سربي به دليل کاربرد سرب در لوله هاي آب مشکل بزرگي بود. گفته مي شود در انگلستان که هنوز هم از سرب در لوله هاي آب استفاده مي شود، حدود 5 ميليون نفر از اب آشاميدني استفاده مي کنند که بنا به گفته اتحاديه اروپا در آن سطح سرب بيشتر از حد مجاز است. سرب به سيستم عصبي آسيب مي رساند، به ويژه در کودکان باعث بيش فعالي (hyperactivity) مي گردد.
   مس نيز فلزي است که معمولا در بسياري از کشورها براي ساختن لوله هاي آب بکار مي رود. زماني که آب هاي زيرزميني خاصيت خورندگي دارند، مس حل مي گردد.
   کاهش PH و خاصيت قليايي در درياچه ها و نهر ها مي تواند منجر به جابجايي گسترده فلزات شود. در نتيجه ممکن است عناصر جزئي در گياهان آبي و پلانکتون ها که غذاي ماهي ها، نرم تنان صدف دار و جانوران شکاري هستند، افزايش يابد. همچنين شواهدي وجود دارد که کاهش PH منجر به زياد شدن تراکم جيوه در ماهي مي شود، که تهديدي براي مصرف کنندگان ماهي مي باشد. زنان باردار و نوزادان متولد نشده آنها بيشتر از همه در معرض خطر هستند. جابجايي عناصر کمياب از طريق اسيدي شدن مي تواند منجر به افزايش تجمع اين عناصر در محصولات، گياهان و حيوانات علفخوار شود.
   در ميان حيوانات اين ويژگي کلي وجود دارد که محتوي روبيديم در اندام هاي مختلف با اسيديته موجود در زمين به شدت افزايش مي يابد. اين مسئله در گياهان و قارچ ها نيز ديده مي شود. نسبت افزايش يافته روبيديم / پتاسيم، سطوح اين مواد را در موجودات زنده اکوسيستم هاي به شدت اسيدي نشان مي دهد زيرا مقدار پتاسيم در هر موجود زنده اي تقريبا ثابت است.
   متيل جيوه بسيار سمي و قابل حل در چربي است و به انباشتگي زيستي در طبيعت گرايش دارد و افزايش جابجايي آن نيز به اسيدي شدن بستگي دارد. باران اسيدي منجر به سطوح بالايي از متيل جيوه در بافت هاي خوراکي ماهي آب شيرين مي شود. در بسياري از مطالعات ارتباط بين جيوه در ماهي و PH اثبات شده است. در درياچه هايي با PH پايين نسبت به درياچه هاي با PH بالا ، جيوه در ماهي ها معمولا بالاتر است . هنگامي که درياچه اي اسيدي مي شود، تغييراتي در ميزان جابجايي ترکيبات و در ساختار حياتي اکوسيستم درياچه که به طور غيرمستقيم بر جريان و ميزان جابجايي جيوه تأثير مي گذارد، ايجاد مي شود.
  
   2-11-5- بيماري گوزن شمالي
  
   بشر آخرين حلقه در زنجيره غذايي است اما گواه بر اين است که حلقه هاي قبلي در زنجيره نيز از طريق ژئو شيمي تحت تأثير قرار مي گيرند. هرچه حلقه ها جلوتر باشند بيشتر تحت تأثير زمين شناسي هستند. در سطوح بالاتر زنجيره غذايي، حيوانات علفخوار، وابستگي به زمين شناسي مشخص است.
   حساسيت حيوانات نسبت به کمبود يا سميت عناصر، براساس گونه ها و نژادهاي مختلف، متفاوت است. اختلالات در سلامتي گوسفندان و گاوها ناشي از کمبود مواد معدني است که منشا زمين شناسي دارد. گوسفندان از کمبود کبالت در بسياري از نقاط جهان رنج مي برند (اروپا، نيوزلند، استراليا). به علت وضعيت نامناسب گوسفندان در جزيره گاتلند در درياي بالتيک، مطالعات بسياري براي کشف علت اين بيماري انجام شده است. آناليز شيميايي کبد، کمبود شديد کبالت را نشان داده است. اين وضعيت هنگاميکه کمبود کبالت با کمبود مس همراه مي باشد، وخيم تر گزارش شده است. منشأ زمين شناسي گاتلند رسوبي است و با فقر کبالت و فلزات ديگر همراه است. زمين شناسي شرق و جنوب شرق سوئد نيز وضعيت مشابهي دارد. نمونه اي مشابه در سوئد مشخص شد. طي نيمه دوم دهه 80 بيماريي در گله گوزن ها در جنوب غربي سوئد گزارش شد که قبل از آن مشاهده نشده بود. اين بيماري Alvsborg ناميده شد چون بيشترين آمار اين بيماري از جنوب بخشAlvsborg گزارش شده بود. اين منطقه شديدا تحت تأثير باران اسيدي قرار گرفت و زمين ها و چراگاه ها از دهه 70 آهکي شدند. براي خنثي کردن اثرات منفي اسيدي شدن درياچه ها و زمين هاي مرطوب، بر آهکي کردن آنها طي نيمه دوم دهه 80 همزمان با بروز بيماري بسيار تأکيد شد.
   با بررسي ضايعات و نشانه هاي باليني بيماري گوزن ها دليل آن مشخص گرديد. بعد از 10 سال هنوز هم اين بيماري به يک منطقه جغرافيايي محدود است و به غير از چندين مورد در ديگر نقاط کشور پخش نشده است. بر اساس گزارشات در همه موارد کمبود مس در گوزن ها مشاهده شده است. امروزه به دليل عدم هر گونه بيماري اپيزوتيک (Epizooty)، فرضيه وجود دليلي ميکروبيولوژيکي يا ويروسي مورد توجه قرار نمي گيرد.
   بررسي هاي شيميايي اعضاي بدن گوزن ها، کبد و کليه- جمع آوري شده در ارتباط با شکار قانوني گوزن ها در مناطق تحت تأثير بيماري- نشان داده که تجمع مس در کبد حدود 50 درصد و کادميم حدود 30 درصد طي اين 10 سال کاهش يافته است. در همان زمان تجمع موليبدنيم بين 22 تا 40 درصد در گله گوزن هاي سالم در مقايسه با مقادير 1982 که قبل از شيوع بيماري بود، افزايش يافت. افزايش موليبدنيم قابل توجه مي باشد، اگرچه مقادير متفاوت سالهاي 1988، 1992 و 1994 احتمالا به علت اختلافات جوي است.
   زماني که يافته هاي کالبدشکافي و نشانه هاي باليني با موليبدنيم هايي که باعث کمبود ثانويه مس در احشام و تا حدي در گوسفندان مي شوند، مقايسه گرديد، شناسايي بيماري آسان شد. بيشتر نشانه هاي باليني و آسيب هاي عضوي مي توانند از طريق اثرات مضر کمبود يا کاهش فعاليت آنزيم هاي محتوي مس توجيه شوند.
   در بررسي ها، تجمع کاهش کادميم همراه با افزايش موليبدنيم در کبد و کليه مشخص شده است. چون کادميم يون مثبت (کاتيون) و موليبدنيم يون منفي (آنيون) است، در نتيجه، با توجه به قوانين پايه اي فيزيکي شيميايي نشان دهنده افزايش PH در محيط زيست گوزن ها است. بنابراين دليل بيماري گوزن ها موليبدنوزيس (molybdenosis) يا مسمويت حاصل از موليبدنيم و کمبود شديد مس تشخيص داده شده است. اين امر به دليل مقدار بالاي موليبدنيم در غذاي گوزن ها (تغيير نسبت بين مس و موليبدنيم) است. قابل توجه است که ايجاد بيماري در نيمه دهه 80 با افزايش فعاليت هاي آهکي عليه اثرات اسيدي شدن در اين منطقه همزمان بود.
|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 | موضوع: |
 فصل دوم : بيماري هاي ژئوژنيک

   2-1- فلورايد
  
   فلورايد يکي از عناصر طبيعي وافر بر روي زمين و جزئي از سنگ ها، خاک ها و آب و هواي اطراف ما است. فلورايد مانند عناصر طبيعي ديگر مي تواند از طريق هوا، آب و يا غذا وارد بدن ما شود. مطالعات انجام شده در اروپا و ايالات متحده در دهه 50 ، ارتباطي را بين سلامت دندان ها و خميردندان ها و آب هاي نوشيدني فلورايددار مشخص کرده است. دانشمندان هنوز نسبت به ضروري بودن فلورايد براي انسان شک دارند ولي تصور مي شود که مکانيزم بهبود دندان ها داراي دو قسمت است: ابتدا، دندان ها از هيدروکسي آپاتيت شکل مي گيرند؛ طي سنين شکل گيري دندان ها (در بچه ها تا 12 سال) فلورايد مي تواند وارد شبکه معدني شود که فلورآپاتيت را (قوي تر از هيدروکسي آپاتيت) شکل مي دهد. سپس، فلورايد به عنوان عامل ضد باکتري در دهان عمل مي کند و باعث کاهش تأثيرات اسيدي بر دندان ها مي شود. فلورايد عنصري است که به شدت کلسيم جذب مي کند و در ساختار کلسيم دار استخوان ها و دندان ها دخالت مي کند[2]و همچنين از استئوپروزيس (Osteoporosis) جلوگيري مي کند[4]. کمبود يا فزوني فلورايد ممکن است موجب مشکلاتي براي سلامتي گردد مانند پوسيدگي دندان (کمبود)، لک شدن دندان ها و فلوروزيس اسکلتي (فزوني).

 

شکل 5. بيماري تخلخل استخوان (Osteoporosis)

 

ژئوشيمي فلورايد آب و شيوع بيماري فلوروزيس (Fluorosis) دندان، به صورت رابطه اي است که بخوبي در علم زمين شناسي پزشکي شناخته شده است. اگرچه مقادير محدودي فلورايد براي سلامتي بشر، بويژه براي سلامت دندان لازم است با اين وجود مقادير بالاي آن در آب آشاميدني بسياري از مناطق حاره اي اثرات مخربي دارد[3].

شکل 6. نمونه اي از فلوروزيس اسکلتي (تصوير سمت راست) و فلوروزيس دنداني(تصوير سمت چپ)
   فلوروزيس دنداني، اختلال غيرعادي آهکي شدن سلول هاي سازنده مينا است. ميناي فلورسي سمي، اغلب داراي لکه و حفرات قهوه اي است. در حالت شديدتر، ميناي فلورسي شکننده و در معرض فرسودگي و شکستگي است.
   فلوروزيس اسکلتي بومي، بيماري مزمن استخوان ها و مفاصل است که در اثر مصرف بيش از اندازه فلورايد از طريق آب، غذا يا هوا به وجود مي آيد. استخوان هاي بدن انسان طي دوره زندگي به طور دائم و مکرر جذب و ذخيره مي شوند. فلورايد سمي مي تواند رشد و جذب دوباره بافت استخوان را تغيير دهد و منجر به عدم حرکت مفاصل شود. اگرچه فلوروزيس استخواني معمولا افراد مسن را بعد از سال ها تحت تأثير قرار مي دهد ولي تعدادي بيمار فلج نيز در ميان کودکان مشاهده شده است.
   غلظت طبيعي فلورايد در آب نوشيدني به طور معمولmg/l 0.1- 1 مي باشد. در بسياري از نقاط جهان، براي مثال در هند، چين، سريلانکا و آفريقا، غلظت آن ممکن است از mg/l 40 بيشتر شود، در صورتيکه بدون دستورالعمل مناسب مورد استفاده قرار گيرد منجر به فلوروزيس حاد مي شود.[1]
   ميزان تجمع فلورايد در محيط شديدا متغير و معمولا تحت تأثير انواع خاص سنگ ها، کاني ها يا آب است. براي مثال، فلوروزيس دنداني و استخواني در ريفت ولي( Rift Valley) افريقاي شرقي همراه انواع سنگ هاي آتشفشاني و آب هاي گرم گزارش شده است. فلوروزيس در چين با انواع خاصي از زغال سنگ گزارش شده است. فلوروزيس در هند (تخمين زده شده که 25 ميليون نفر تنها در هند از فلوروزيس رنج مي برند) و سريلانکا همراه آب هاي زيرزميني قليايي گزارش شده است، در سريلانکا که مقدار فلورايد بخوبي کنترل نشده است، بسياري از مردم از عدم تعادل فلورايد رنج مي کشند[2].
 

 

شکل 7. نقشه پراکندگي فلورايد در سريلانکا و چاه هاي آلوده به فلورايد

 

   در مناطق خشک کشور استوايي سريلانکا فلوروزيس بسيار شايع است و جمعيتي بيش از 2 ميليون نفر در معرض اين خطر قرار دارند. مردم سريلانکا فقط در حدود 30 درصد لوله هاي بهداشتي آب با مقادير کاني هاي کنترل شده دارند و بقيه آنها آب آشاميدني خود را از چاه تامين مي کنند. در دهانه بعضي از چاه ها و بيشتر در چاه هاي عميق، ميزان فلورايد از 1.5 ميلي گرم در ليتر تجاوز کرده است.در بعضي موارد به بيش از 10 ميلي گرم در ليتر نيز مي رسد.منبع فلورايد در مناطق خشک سريلانکا سنگهاي دگرگوني درجه بالا مي باشد. اين سنگها شامل کاني هاي فلورايد دار فراواني از قبيل ميکا، هورنبلند، و فلوريت هستند [3].
   برخلاف عناصر ضروري ديگر که منبع اصلي آن ها غذا است (حدود 80 درصد ) ، منبع اصلي فلورايد آب است [1] به طور کلي، ميزان فلورايد در آب هاي زيرزميني بيشتر از آب هاي سطحي است زيرا زمان تماس آب هاي زيرزميني با کاني هاي حاوي فلورايد بيشتر است[2].
   فلورايد آبهاي سطحي و زيرزميني از منابع طبيعي زير حاصل مي شود: سنگ شويي، تجزيه فلورايد از گازهاي آتشفشاني، هواويزه هاي (Aerosol) چشمه اي و دريايي. بعد از فوران هاي آتشفشان هلکاي ايسلند در 1693، 1766 و 1845، توصيفاتي تفصيلي درباره فلوروزيس گزارش شد و مسموميت حاد حاصل از آن بررسي گرديد. از جنگ جهاني دوم در هلکا (1947، 1970 و 1980) انفجارهاي آتشفشاني رخ داد و در اين سال ها آناليزهاي فلورايد انجام گرفت. آتشفشان باعث ايجاد مقدار زيادي فلورايد شد و انباشتگي mg/kg 4300 در چمن ها يافت شد [1].
   بيشتر از 100 ميليون نفر در جهان به فلوروزيس مبتلا مي باشند[4] و اين در صورتي است که هيچ درمان مؤثري براي فلوروزيس (هر دو نوع) وجود ندارد، البته مي توان با کنترل مقدار فلورايد مصرفي از بروز اين بيماري جلوگيري کرد [2]. موليبدنيم و سلنيم نيز مي توانند تأثيرات افزايش فلورايد را کاهش دهند [1].
   متخصصين علوم زمين مي توانند نقش مهمي را در شناسايي و بهبود مشکلات مناطق در معرض خطر ايفا کنند. يکي از راه هاي اصلي ورود فلورايد به بدن نوشيدن آب است؛ در پاسخ به اثرات زيانبار اين عنصر سازمان بهداشت جهاني ماکزيمم مقدار توصيه شده را 1.5 ميلي گرم در هر ليتر آب تعيين کرده است [2].

 

2-2- يد
  
   يد ارتباط بين بيماري هاي زنجيره زمين شناسي- آب- غذا را به وضوح نشان مي دهد. در چين، يونان و مصر قديم افراد دچار گواتر(Goitre) بودند و با جلبک دريايي غني از يد درمان مي شدند. گواتر هنوز در بسياري از نقاط جهان بيماري مهمي محسوب مي گردد [1]. فقدان يد باعث فعاليت بيش از حد(hyperactivity) غده تيروئيد مي شود. غده تيروئيد از يد براي توليد هورمون هاي کنترل متابوليسم و توليد انرژي سوخت و ساز استفاده مي کند [4].

 
شکل 8.بزرگ شدن غده تيروئيد
    در بسياري از اين مکان ها مقدار يد در آب آشاميدني به دليل مقدار کم يد در سنگ بستر، بسيار کم است [1]. پيش از افزايش منظم يد در نمک خوراکي، گواتر در مناطق وسيعي که با کمبود يد مواجهه بودند، عادي بود [4].
   تخمين زده مي شود ، نزديک 30 درصد مردم جهان در معرض خطر اختلال کمبود يد (IDD) هستند. مقدار ناکافي يد در جهان بيشترين علت عقب ماندگي ذهني و آسيب هاي مغزي است که 6/1 بيليون نفر در معرض خطر آن قرار دارند؛ 50 ميليون کودک مبتلا شده اند و بيشتر از صد هزار نفر هر سال به اين جمع مي پيوندند [3].
   گواتر(بزرگ شدن غده تيروئيد) شناخته شده ترين نوع IDD مي باشد. شکل ديگر IDD کرتنيسم (Cretinism) است. کرتنيسم به معني عقب افتادگي ذهني و جسمي و کر و لالي است.در چين حدود 425 ميليون نفر در معرض ابتلا به IDD هستند. چيني ها 40 درصد از بيماران کرتن را در جهان شامل مي شوند [1].
   IDD بويژه در مناطق حاره اي ديده مي شود. اثرات آن با آسيب هاي ذهني ارتباط مستقيم دارد و تاثيرات غيرمستقيمي بر روي تمام ابعاد زندگي در اين مناطق دارد. خصوصيات شيميايي يد تاثير مشخصي روي شيوع بيماري IDD دارد، مانند گواتر بومي. دريا منبع بزرگ يد است، بنابراين اغلب رابطه اي بين شيوع IDD در يک منطقه و فاصله آن از دريا وجود دارد. بطور کلي هر چه فاصله از دريا دورتر باشد کمبود يد بيشتر است. فاکتورهاي ديگر از قبيل گردش جوي، و توپوگرافي محل (براي مثال مقدار بسيار پايين يد در بسياري از مناطق کوهستاني باعث افزايش IDD مي گردد) ممکن است در دسترس پذيري يد نقش داشته باشند[3].
   گياخاک هاي(Humic) غني از مواد آلي نيز نقش مهمي در گونه زايي((speciation و تحرک ژئوشيميايي عناصر از قبيل يد دارند. تبديل درون زميني گونه هاي شيميايي به اشکال سمي و غير سمي براي سلامتي افراد در محل سکونت ژئوشيميايي خاصي مهم است . يد توسط گياخاک جذب مي شود، در نتيجه خاک هاي غني از مواد آلي يد بسياري دارند . البته دسترس پذيري زيستي (bioavailability) يد که به PH محيط بستگي دارد اغلب خيلي پايين است. زيرا يد شديدا در رس و گياخاک ثابت مي ماند، اين مواد ممکن است به عنوان "گواتروژن ژئوشيميايي" (Geochemical goitrogens) بويژه در محيط هاي گرمسيري عمل کنند[3].
   بطور قابل توجهي در بخش کالوتارا – ناحيه اي نزديک به دريا در ساحل غربي سريلانکا - نرخ گواتر بومي با وجود نزديکي به دريا بالاست. اين موضوع صريحا نظريه زير را تائيد مي کند : که در محيط داراي گواتروژن - جائيکه يد محبوس مي شود - مردم به يد دسترسي ندارند[3].
   مثالي ديگر از توزيع جغرافيايي گواتر در منطقه کومائون مي باشد. در منطقه کومائون دهکده اي يافت شده که سنگ بستر آن گرانيت (بعلاوه آب رودخانه آلوده است) گزارش شده است .تکرار کشاورزي خاص و يکنواختي رژيم غذايي نقش مهمي در شيوع گواتر در سطوح مختلف ايفا مي کند . در شمال و شمال شرقي کومائون هيماليا، آب رودخانه بويژه در دره رودخانه سارجو در نزديک باشوار، و در منطقه کومائون جنوبي آلوده شده و آب غني از آهک به انتشار بيماري گواتر کمک
ميکند [10].
 
 
  2-3- رادون
  
   راديواکتيويته طبيعي از زماني که سيارات شکل گرفتند در زمين وجود داشته و حدود 60 راديونوکلئيد (Radionuclides) در طبيعت وجود دارد. آنها در هوا، آب، خاک، سنگ ها و کاني ها و مواد غذايي يافت مي شوند. حدودا 82 درصد از تابش هاي محيطي از منابع طبيعي هستند ، که بزرگترين آنها رادون مي باشد [3].
   رادون بصورت طبيعي بي رنگ، بي مزه و گاز راديواکتيو بي نظمي است که از تخريب اورانيوم (تبديل اورانيوم 238 به سرب 206) طبيعي خاک ايجاد مي شود.گاز رادون از طريق تنفس و نوشيدن آب وارد بدن مي گردد. رادون از طريق شکاف ها و فضاهاي باز ساختمان ها ، کف خانه ها يا زيرزمين منازل وارد مي شود.در درون ساختمان رادون مي تواند حبس و متمرکز شود و خطري براي سلامتي محسوب گردد مگر در صورتيکه ساختمان سيستم تهويه مناسبي براي خروج رادون داشته باشد. وجود رادون در طولاني مدت باعث افزايش سطح رادون مي گردد که موجب بالا رفتن خطر سرطان ريه مي گردد[5].
شکل 9 . تخريب اورانيوم 238 به سرب 206
    بعضي از مناطق جهان، نواحي با تشعشع بالا (HBRAs) ناميده مي شوند؛ تشعشع مواد راديواکتيو بطور غيرعادي در آنها بالاست. در بعضي نواحي، زمين شناسي و ژئوشيمي سنگ ها و کاني ها تاثير زيادي در تعيين مکان هايي دارد که تشعشع راديو اکتيو بالايي را نشان مي دهند.HBRAs در گواراپي (برزيل)،جنوب غرب فرانسه، رامسر(ايران)، بخش هايي از چين و ساحل کرالا(هند) يافت شده است که بيشتر در نواحي حاره اي، خشک، و نواحي نسبتا کم آب قرار دارد. در سواحل برزيل نهشته هاي ماسه اي مونازيت دار فراوان اند. سطوح راديواکتيو بسيار بالا روي ماسه هاي اين سواحل به mrad/hour 5 (1 Mrad = 1000000 rads) مي رسد ، که نزديک به 400 برابر سطح زمينه (background) نرمال در ايالات متحده است[3].
   ماسه هاي سواحل برزيل چندين کاني راديو اکتيو دارند از جمله آنها مونزونيت ، زيرکون، توريانيت و نايوبيت(کولومبيت)-تانتاليت بعلاوه ايلمنيت، روتيل، پيروکلر و کاستريت است.
   در هند در امتداد 570 کيلومتر خط ساحلي کلارا ، نهشته هاي عمده اي از ماسه هاي داراي کاني هاي غني از مونازيت با تشعشع طبيعي خيلي بالا ديده مي شود. در برزيل نهشته هاي مونازيت دار بزرگتر و با دوز راديواکتيو بسيار بالاتري هستند. رامسر ، در شمال ايران بزرگترين سطوح راديواکتيويته طبيعي را در جهان داراست. در بعضي مناطق رامسر سطح تشعشع 55 تا 200 بار بزرگتر از سطح زمينه(background) است[3].
   بطور کلي رادون در خاک، آب هاي سطحي و زيرزميني، پهنه هاي گرانيتي، گنيسي و سنگ هاي آلکالي، شيل و ديگر سنگ هاي سيليکاته بخصوص آنهايي که شامل فسفات هستند، يافت مي شوند [4].
مقدار رادوني که وارد ساختمان ها مي گردد از خانه اي به خانه ديگر متفاوت است.متوسط غلظت رادون در خانه هاي امريکا 1.3 پيکوکوري (کوري واحد اندازه گيري راديواکتيويته است) در هر ليتر هوا مي باشد. متوسط غلظت رادون در هواي آزاد تقريبا 0.4 پيکوکوري در ليتر است. آژانس حفاظت محيط زيست ايالات متحده توصيه مي کند که افراد از قرار گيري در معرض رادون با غلظت بالاي 4 پيکوکوري اجتناب کنند . تنها راه تعيين سطح رادون در ساختمان ها يا خانه ها آزمايش هوا مي باشد. آژانس حفاظت محيط زيست ايالات به هر فردي توصيه مي کند که غلظت رادون را در خانه اش آزمايش کند [5].
   گاز رادون در معادن زيرزميني که اورانيوم دارند، خطري اساسي محسوب مي شود، در اين موارد تهويه نيرومندي لازم است. در مناطق سرد که براي حفظ گرما، فضاهاي باز خانه ها بسته است، رادون مي تواند از ترک هاي کف نفوذ کند. در اين مناطق ساختمان هايي با زيرزمين هاي باز در کف خانه توصيه مي گردد. اين خطر در محيط هايي که از تهويه مناسبي برخوردارند کمتر است [4] .
 
شکل 10 .سيستم کاهش رادون در ساختمان
     برخي از روش هاي ساختمان سازي مرسوم مانند استفاده از بتن سبک بدست آمده از شيل هاي زاجي غني از اورانيوم و يا کاهش جريان هوا در ساختمان (به عنوان دليلي براي صرفه جويي در مصرف انرژي) باعث بروز مشکلات عديده اي شده است. اخيرا، توجهات بر رادون موجود در آبهاي خانگي به عنوان مشکل بالقوه حفاظت از تشعشعات، متمرکز شده است. مطالعات اخير نشان داده است که نوشيدن آب مملو از رادون مي بايست به عنوان خطري مهم مخصوصا براي گروه هاي خاص مثل کودکان در نظر گرفته شود. ميزان رادون موجود در آب مستقيما به شرايط جغرافيايي محلي مرتبط مي شود [1].
رادون موجود در آب از دو طريق وارد بدن مي شود: استنشاق گاز رادون هنگام استحمام و جذب رادون در بدن هنگام نوشيدن آب. رادوني که از طريق آشاميدن وارد بدن شده وارد سيستم گردش خون مي شود و در آنجا با منتشر کردن آلفا از بين مي رود و حاصل راديواکتيو خود را در بافت هاي بدن باقي مي گذارد (ايزوتوپ هاي پلونيم، سرب و بيسموت).
   تأثير اوليه رادون از بين رفتن سلول ها در اثر ذرات آلفا و ديگر ايزوتوپ هاست که خود نيز آلفاي بيشتري منتشر مي کنند. تأثيرات احتمالي به مقدار رادون جذب شده بستگي دارد. مقادير زياد آن با احتمال زياد به سرطان ريه منجر مي شود. تصور مي شود که افزايش مقدار جذب شده باعث افزايش خطر سرطان هاي مربوطه شود.سطح رادون در آب هاي نوشيدني که از منابع زير زميني شخصي مانند چشمه ها، چاه ها، تونل ها و گمانه هاي شخصي استخراج مي شود، بيشتر است. اگرچه منابع عمومي نيز از آب هاي زيرزميني استخراج مي شوند ولي به علت تصفيه حاوي مقدار زيادي رادون نيستند [2].
   
 
شکل 11. حرکت رادون
 
 
2-4- خاک خوري (Geophagia)
  
   عادت خاک خوري و تاثيرات فيزيولوژيکي آن در گوارش موضوع جذابي براي مطالعه مي باشد. اين پديده به ظاهر ناخوشايند پژوهشگران را قادر ساخته به مطالعه ارتباط مستقيم ميان شيمي و مينرالوژي خاک با سلامتي بپردازند.
   خاک خوري به بلعيدن مکرر مواد خاکي از قبيل خاک ها، رس ها و مواد معدني توسط انسان ها و جانوران، از جمله فيل ها، ميمون ها، شامپانزه ها، گوريل ها، پرندگان، خزندگان و اسب ها اطلاق مي شود. خاک خوري توسط انسان ها در تمام قاره ها مشاهده مي شود، اگرچه بيشتر در مناطق حاره اي و بويژه در افريقاي استوايي ديده مي شود. اين عادت بويژه در زنان باردار عموميت دارد [3].
   کودکان و نوجوانان جهان با بلعيدن اتفاقي يا عمدي خاک در معرض عناصر شيميايي موجود در خاک ها قرار مي گيرند. در اروپا و امريکاي شمالي چنين مشکلي احتمالا از تماس اتفاقي دست با دهان نشات گرفته است. در بسياري از جوامع روستايي و سنتي و در ميان تنوع وسيعي از حيوانات، وارد شدن خاک به بدن اصولا از طريق بلعيدن عمدي خاک يا از طريق مصرف داروهايي که منشا خاکي دارند، ايجاد مي شود. چنين رفتارهايي از نظر پزشکي به عنوان خوردن چيزهاي غيرمعمول يا خاک خوري شناخته مي شوند. فرم هاي ديگري از تمايل به خوردن چيزهاي غيرمعمول که از قرن شانزدهم گزارش شده است شامل خوردن زغالسنگ، گچ، کود، خاکستر، برف و يخ (يخ خوري) مي باشد
[2]. 
 
شکل 12. خاک خوري
در حاليکه خاک خوري در جوامع مدرن بسيار غير معمول مي باشد، در ميان جوامع سنتي کاملا عادي است. اين امر از زمان ارسطو به عنوان داروئي براي مشکلاتي مانند مسموميت و قحطي غذايي شناخته شده است. اين محصولات پزشکي ممکن است در دوران بارداري يا کودکي به عنوان درماني ويژه در نظر گرفته شود. هنوز ثابت نشده که خاک به خودي خود جزء فعال محصولات پزشکي مي باشد يا فقط ماده اي چسبنده است. مطالعات انجام شده توسط سازمان زمين شناسي بريتانيا نشان داده است که دسترس پذيري زيستي مواد مغذي کمياب در اين خاک ها و مواد گياهي بيشتر از خاک هاي معمولي است.
  
   خاک خوري از نظر متخصصين تغذيه انسان ها و حيوانات به صورت هاي زير مي باشد:
  
   • پاسخ ياد گرفته شده از روي عادت، که در آن رس ها و کاني هاي خاک وارد معده مي شود تا سميت اجزاي غذاهاي معمول در محيط محلي براي مثال جنگل هاي انبوه مناطق گرم و پر باران کاهش يابد.
  
   • پاسخ دروني به کمبود غذاي حاصل از رژيم غذايي ضعيفي که در آن مقدار زيادي فيبر گنجانده شده است اما منيزيم، آهن و روي آن کم مي باشد (به ويژه مواد غذايي دوران جنيني، اوايل کودکي و بلوغ)؛ چنين رژيم هاي غذايي در کشورهاي حاره اي به ويژه مناطقي که رژيم غذايي عمده آنها غذا هاي فيبر دار غني از نشاسته مانند سيب زميني شيرين مي باشد، معمول است.
 
 
با توجه به دور نماي تاريخي، خاک خوري معمولا با انواع اختلالات ذهني و پريشاني هاي حاصل از تنوع گسترده اي از درمان هاي نسبتا ناخوشايند همراه مي باشد. حتي امروزه فرضيه خاک خوري به عنوان پاسخي نا خودآگاه به سميت غذايي يا استرس بايد در مقابل خاک خوري از روي عادت که گاهي به حد نهايت خود مي رسد، قرار بگيرد. در کنيا مقدار خاک مصرفي افرادي که تمايل به خوردن خاک دارند روزانه 20 گرم است. اين مقدار حدود 400 برابر مقدار خاکي است که از طريق تماس دست با دهان (50 ميلي گرم در روز) وارد بدن مي شود. با وجود اينکه با ورود اين مقدار خاک به بدن ميزان عناصر غذايى کمياب و ضرورى بالا مى رود، عوامل بيمارى زاى بيولوژيکى و سميت عناصر کمياب هم بالا مى رود که اين امر خصوصا در محيط هاى آلوده شهرى و مناطقى که عمليات استخراج معدن صورت مى گيرد به وضوح قابل مشاهده است.
   بلعيدن عمدي خاک، مقدار مواد سمي موجود در زمين هاي آلوده در انگلستان و اروپا را در بدن افزايش مي دهد. يافته ها نشان مي دهد که آلودگي حاصل از بليعدن مستقيم خاک حتي به مقدار کم در جوانان بيشتر از 50 درصد کل آلودگي هايي است که از منابع ديگر وارد بدن آنها مي شود. اين امر به علت تجمع بيشتر آلودگي ها در خاک نسبت به منابع ديگر همچون آب آشاميدني و غذا است.
   سازمان زمين شناسى بريتانيا پژوهشى را پيرامون بررسى ميزان دسترسى زيستي عناصر کمياب سمى مانند آرسنيک و سرب درخاک هاى اين کشور خصوصا در مراکز صنعتى و مناطقى که در زمينه معدنکارى فعال هستند، آغاز کرده است. براساس اين مطالعات، ميزان سهم عناصر در ابتلا به ژئوفاژيا (خاک خوري) و نيز ارزيابى اماکنى که بيشتر در معرض خطر هستند، اهيمت ويژه اى دارد. صرف نظر از اينکه اصلاح خاک ها به منظور پاک سازى آنها از آلودگى هاى موجود امرى بعيد و بى ثمر است، تلاش براى پاک سازي خاک و در کل محيط زيست براى داشتن زندگى سالم تر و در عين حال رسيدن به توسعه پايدار و پيشبرد صنايع سبز امرى حياتى و مهم به نظر مى رسد[2].
    2-5- آب هاي سخت
  
   يکي از موضوعات مهم زمين شناسي پزشکي ارتباط بين بيماري هاي قلبي-عروقي (CVD) و سختي آب در نواحي خاص مي باشد. در چندين کشور و منطقه ارتباط منفي بين سختي آب و مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي-عروقي مشاهده شده است. به نظر مي رسد اين ارتباط در کشورهاي مناطق معتدل و حاره اي وجود دارد [3].
   رابطه معکوس بين بيماري قلبي- عروقي و سختي آب در ارتباط با زمين شناسي براي اولين بار در 1956 از آمريکا و در 1957 از ژاپن گزارش شده بود. مشاهده کنندگان ارتباط نزديکي بين آمار مرگ و مير ناشي از سکته با اسيدي بودن آب رودخانه ها يافتند. در کانادا و ايالات متحده مطالعات متعدد ديگري راجع به سختي آب در ارتباط با بيماري هاي قلبي- عروقي و ايسکميک (Ischemic heart disease) انجام شد. آمار بالايي از مرگ فوري در مناطق داراي آب سبک در مقايسه با مناطق داراي آب سخت گزارش شده است. سالهاي بسياري است که تنوع منطقه اي در بيماري قلبي- عروقي در بريتانيا توجهات را به خود جلب کرده است.
   تمامي موارد حملات قلبي در "شبکه ثبت حملات قلبي سازمان بهداشت جهاني" به صورت استاندارد در 15 کشور عضو اين سازمان در اروپا ثبت شد. تعداد بيشتري IHD در شهرهايي که آب سبک مصرف مي کردند، مشاهده شد. تحقيقاتي نيز در سوئد انجام شده است. اين تحقيقات نشان داده اند که سختي آب هاي نوشيدني با IHD رابطه اي معکوس دارند. تغيير در ترکيب آب هاي نوشيدني در اين نواحي نشان دهنده تنوع زمين شناسي منطقه است [1].
  
   چه چيزي در آب سخت وجود دارد که بيماري هاي قلبي-عروقي را کاهش مي دهد؟
  
   شواهد بدست آمده از مطالعات بسياري نشان داد که اين فاکتور آب، منيزيم و کلسيم است. کلسيم و منيزيم در آبهاي طبيعي از تجزيه کلسيم و منيزيم آلومينوسيليکاتهاي ناشي از آهک، دولوميت، منيزيت و ژيپس و ديگر کاني ها بوجود مي آيد.
   نکته قابل توجه اين است که از هر سه مطالعه دوتاي آنها نشان داده است که ارتباطي ميان آب هاي سخت و مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي- عرقي وجود دارد. تاثير منيزيم آب به تنهايي مورد مطالعه قرار گرفته و بررسي ها ارتباط معکوسي را بين سطح منيزيم آب و مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي-عروقي نشان داده است (هر چه ميزان منيزيم بالا باشد نرخ اين بيماري کاهش مي يابد)[3].

2-6- آرسنيک
  
   آب هاي زيرزميني منابع اصلي آب آشاميدني در بيشتر نقاط جهان هستند. سنگ ها و خاک هايي که آب هاي زيرزميني از آنها عبور مي کنند فيلتري طبيعي براي از بين رفتن آلودگي ها هستند و در پالايش آب بسيار مؤثرند. توسعه آب هاي زيرزميني به عنوان منابع آب آشاميدني در دهه هاي اخير در کاهش بيماري هاي مربوط به آب در کشورهاي در حال توسعه نقش بسيار مهمي را داشته و در نتيجه باعث بهبود وضعيت سلامت شده است. با وجود چنين نکات مثبتي هميشه نمي توان کيفيت آب هاي زيرزميني را تضمين کرد به طوريکه واکنش هاي شيميايي در آبخوان هاي ميزبان مي تواند به افزايش طبيعي عناصر کم مقداري که از سنگ ها و خاک ها مشتق شده اند، منجر شود. بسياري از اين عناصر کم مقدار در صورتيکه به مقدار زياد يافت شوند سمي هستند. يکي از مهمترين آلاينده هاي طبيعي در آب هاي زيرزميني آرسنيک است.آرسنيک عنصري سمي و سرطان زاست. [2] As+5 سمي تر از As+3 و آرسنيک غيرآلي(نمک آرسنيک) مفيدتر از آرسنيک آلي است.آرسنيک آلي وقتي در دوز هاي کم مصرف شود، از طريق ادرار دفع مي شود. مقدار آن مي تواند از طريق دفع مقدار اضافي در اندام هاي حياتي ثابت نگه داشته شود، البته تا زمانيکه مصرف زياد آن ادامه نيابد. آرسنيک غيرآلي راحت تر از آرسنيک آلي در اندام ها جذب مي شود، اگرچه بخشي از آن در اثر متيلي شدن به آرسنيک آلي تبديل ميگردد [4].
   استفاده طولاني مدت از آب هايي که آرسنيک زيادي دارند، تأثيرات زيادي بر سلامتي دارد. يکي از شايع ترين آنها مشکلات پوستي از قبيل: تغيير رنگدانه ها، کراتوزيس (keratosis) و سرطان پوست است. اختلالات بسيار ديگري شامل سرطان هاي داخلي نيز ممکن است روي دهد. سازمان بهداشت جهاني مقدار استاندارد آرسنيک را در آب آشاميدني 10 ميکروگرم بر ليتر اعلام کرده است ولي بسياري از کشورها بر اساس استاندارد قبلي (50 ميکروگرم بر ليتر) عمل مي کنند. آرسنيک موجود در بسياري از آب هاي زيرزميني کمتر از اين استانداردها است ولي تعدادي از آبخوان ها حاوي آرسنيک زيادي هستند. در موارد حاد، ميزان آرسنيک به چندين ميلي گرم بر ليتر مي رسد[2].

 

 

شکل 14. رويش شاخي پوست (کراتوزيس)

 

آب هاي زيرزميني که آرسنيک زيادي دارند، در 4 نوع محيط زمين شناسي ايجاد مي شوند:
   - زون هاي کاني سازي شده غني از سولفيد، به خصوص نواحي کاني سازي شده اي که در آن فعاليت ها باعث افزايش سرعت هوازدگي سولفيد شده است
   - نواحي ژئوترمال
   - آب هاي زيرزميني بي هوازي از آبخوان هاي جوان
   - آب هاي زيرزميني هوازي با PH بالا از آبخوان هاي جوان، بيشتر در آب و هواي خشک و نيمه خشک
   مشکلات آرسنيک در نواحي کاني سازي شده و ژئوترمال در بسياري از نقاط جهان ديده مي شود. اين مشکلات که شامل آلودگي هاي خطير همراه با غلظت بالاي آرسنيک و ديگر عناصر جزئي مي باشد به صورت منطقه اي در اطراف منبع آلودگي ديده مي شود. اين مشکلات بيشتر در آبخوان هاي اصلي بروز مي کند. شواهد مستند اشاره بر آبخوان هاي آرژانتين، شيلي، مکزيک، هند (بنگال غربي)، بنگلادش، شمال چين، تايوان، ويتنام، مجارستان و قسمت هايي از غرب ايالات متحده دارد [2].

شکل 15. جمعيت هاي تاثير پذيرفته در اثر آب آلوده طبيعي
    بدترين مورد آلودگي آب هاي زيرزميني در بنگال غربي (هند) و بنگلادش رخ داده است. [2] حدود يک نسل قبل، آب اوليه از چاه ها به عمق خاک بنگال غربي در هند نفوذ ميکرد. روستائيان قبلا از آب سطحي استفاده مي کردند اما با چاه هاي لوله اي جديد آب را از عمق بيشتر از 150 متري زير زمين بيرونمي کشيدند و مي توانستند سه يا چهار محصول را پرورش دهند. آب محتوي سطح بالايي از آرسنيک بود و برداشت محصول صد ها هزار روستايي کاهش يافت [1] . تحقيقات نشان داده که در بنگلادش حدود 35 ميليون نفر از آب هاي زيرزميني استفاده مي کنند که آرسنيک آنها بيش از حد استاندارد 50 ميکروگرم بر ليتر است. به علاوه، تقريبا 57 ميليون نفر از آب هايي مي نوشند که بيش از 10 ميکروگرم بر ليتر آرسنيک دارند و بزرگ ترين مسموميت جهاني آرسنيک بيشتر از 600000 نفر را تحت تاثير قرار داد و با مرگ زودهنگام روبه رو کرد. منشأ آب هاي زيرزميني آلوده، چاه هاي لوله اي کم عمق (کمتر از 150 متر) در آبخوان هاي آبرفتي و دلتايي جوان واقع در منطقه دلتايي بنگال است. آرسنيک موجود در چاه هاي حفر شده کم عمق و آب هاي زيرزميني سازندهاي قديمي تر با عمق بيش از 150 متر در بسياري از موارد، کمتر از حد استاندارد است. بيشترين آلودگي در جنوب و جنوب شرقي کشور وجود دارد. مقدار آرسنيک حتي در آلوده ترين آبخوان هاي بنگلادش نيز تغيير مي کند. اين امر پيش بيني مقدار آرسنيک را در چاه مورد نظر بسيار مشکل مي کند و آزمايش همه چاه ها را (به منظور آب آشاميدني) ضروري مي سازد [2].
   مطالعات درباره اين روستاها باعث آشکار شدن لايه هاي سنگ هاي رسوبي محتوي آرسنيک- رگه سولفيد آهني که بسياري از چاه ها را آلوده کرده بود- شد. همچنين پمپاژ بيش از اندازه، سطح ايستابي را در بسياري از سنگ ها کاهش داد. با کاهش سطح ايستابي، سنگ هاي سولفيد حاوي آرسنيک خشک شدند و اکسيژن به آنها نفوذ کرد و باعث اکسايش کاني هاي سولفور شد. اين امر باعث آزاد شدن آرسنيک و حل شدن آن در آب هاي زيرزميني و ورود به چاه ها شد.
   حفر چاه هاي لوله اي کم عمق در بنگلادش جهت تأمين آب زيرزميني پاکيزه صورت گرفت. اين راه حل ظاهرا "خوب" متأسفانه ارسنيک را از سنگها به سمت آبخوان ها حرکت داد و خطري پيش بيني نشده يا "خاموش" را ايجاد کرد [1].
   راهکارهاي طولاني مدت جهت کاهش آلودگي ها شامل توسعه چاه هاي حفر شده يا آب هاي زيرزميني عميق، تصفيه آب هاي سطحي موجود، مهار آب باران و تصفيه آب هاي زيرزميني آلوده مي باشد. بسياري از اين راهکارها به صورت منطقه اي اجرا شده اند ولي کاهش قابل توجه آلودگي در همه جوامع هنوز به طور کامل بدست نيامده است. بديهي است که تنها يک راهکار ساده در تمام حوضه بنگال مؤثر نيست [2].
 
امروزه بيشتر از 700 چاه آبي وجود دارد که محتوي بيش از 10 ميکرو گرم بر ليتر آرسنيک هستند، که اين مقدار بيشترين حد استاندارد سازمان بهداشت جهاني مي باشد. متوسط سطح آرسنيک بين 20 تا 70 برابر بيشترين حد استاندارد سازمان بهداشت جهاني مي باشد به طوريکه سطح هر چاه 200 برابر اين حد است.
   وقايع جهاني آلودگي آرسنيک در آب هاي زيرزميني و پيامد هاي آن در ارتباط با وضعيت سلامتي افراد از مکان هاي ديگري نيز گزارش شده است. آلودگي آرسنيک در آب چاه هاي تايوان باعث بروز بيماري به نام بلک فوت (black-foot) شده بود. جمعيت منطقه حدود 100000 نفر بود. مشکلات مشابهي از آنتوفاگاستا در شيلي نيز گزارش شده بود که تقريبا 100000 نفر از کل جمعيت شهر 130000 نفري بين سال هاي 1959 تا 1979 از آبهاي محتوي آرسنيک مي نوشيدند. مسموميت مزمن آرسنيک از بعضي بخش هاي لاگونرا مکزيک نيز گزارش شده بود. آلودگي آرسنيک در آب هاي زيرزميني 400ميکرو گرم بر ليتر بود. در 1955 وقايع مشابهي از آرژانتين گزارش شد. هنوز وقايع بسيار ديگري نيز از بسياري از نقاط جهان گزارش مي شود [1].
 
شکل 16 . بيماري بلک فوت (black-foot) ناشي از آلودگي آرسنيک
    در ايالت پريويدزا بررسي هايي براي تشخيص سطوح آرسنيک محيط صورت گرفت . يک ايستگاه برق سوخت زغال در خليج نيترا در مرکز اسلواکي طي سال هاي 1953 تا 1989 ، ساليانه مقدار زيادي آرسنيک (بالغ بر 200 تن) منتشر کرد. پس از کنترل آن ، مقدار آلودگي تا کمتر از 2 تن در سال کاهش يافت. نمونه گيري هايي بر روي خاک باغ ، گرد و غبار خانه ها و نمونه هاي ترکيبي گرد وغبار جمع آوري گرديد که در امپريال کالج آزمايش شدند. نتايج حاکي از اين بود که سطح آرسنيک با فاصله از نيروگاه نسبت عکس دارد[11].
 
 
 2-7- جيوه
  
   جيوه عنصري بسيار سمي است که به دو صورت طبيعي و ناشي از فعاليت هاي انساني در محيط زيست يافت مي شود. خطرات انساني و اکوتوکسولوژي (ecotoxology) آلودگي جيوه در سيستم هاي زميني و آبي از دهه 50 به دنبال حادثه ميناماتا در ژاپن شناخته شد؛ اين حادثه در اثر وجود متيل جيوه در ماهي به وجود آمد. در حاليکه قبلا بيشتر آلودگي هاي جيوه ناشي از سوختن هيدروکربن و فرايندهاي ساخت و ساز در مناطق صنعتي بودند. در حال حاضر توليدکنندگان طلا به روش سنتي و کوچک مقياس به علت استفاده از جيوه در ملغمه سازي (amalgamation) مقادير قابل توجهي جيوه در محيط ايجاد مي کنند. در فرايند ملغمه سازي براي هر تن طلا حدودا دو تن جيوه بازيابي مي شود. معدنکاران طلا هر ساله هزاران تن طلا توليد مي کنند، بنابراين آلودگي زيست محيطي حاصل از جيوه مشکل بسياري از کشورهاست. طي دهه 80 بيشتر فعاليت هاي فراوري معدن شامل ملغمه سازي طلا با جيوه در سنگ شکن هاي ميله اي و گلوله اي انجام مي شد که هر ساله موجب ورود حدود 50 تن جيوه به سيستم رودخانه هاي منطقه اي مي گرديد. اگرچه امروزه استخراج طلا با سيانيد صورت مي گيرد، ولي ملغمه سازي با جيوه هنوز هم براي فراوري يک چهارم سنگ معدن طلا به کار مي رود.
   نبود تکنولوژي مناسب و روش هاي سالم و مطمئن در بخش معدنکاري طلا در ميندانائو، فيليپين منجر به افت کيفيت محيط زيست، آلودگي سيستم رودخانه ها به جيوه و آبياري مزارع شاليکاري با آب هاي آلوده به جيوه شد. افت 50 درصدي محصولات برنج در دهه هاي 80 و 90 همراه با بيماري هاي پوستي در افراد محلي و مرگ تعداد قابل توجهي گاو همگي به آلودگي جيوه و سيانيد حاصل از مرکز معدنکاري ديوالوال نسبت داده شدند[2].
   پژوهش ها نشان دادند که جيوه مي تواند در بسياري از محيط ها که به ظاهر آلوده نيستند تهديدي براي سلامت انسان و حيوانات باشد. خطر آن بر مبناي نحوه ظهور آن ، شکل موجود، فاکتورهاي ژئوشيميايي و اکولوژيکي موثر بر چگونگي حرکت يا تغيير جيوه از محيط تعيين مي شود[6].
   اثرات سمي جيوه به شکل شيميايي آن و مسير دسترسي آن بستگي دارد. متيل جيوه (CH3Hg) سمي ترين شکل جيوه است. جيوه بر سيستم ايمني تاثير مي گذارد ، آنزيم ها و ژن ها را تغيير مي دهد و موجب آسيب ديدن سيستم عصبي مي گردد که شامل بروز صدماتي به حس ذائقه ، بينايي و لامسه است، بويژه متيل جيوه تاثيرات مخربي در رشد جنين دارد که 5 تا 10 برابر بيشتر از تاثيراتي است که بر انسان بالغ دارد. متيل جيوه معمولا در مقايسه با انواع ديگر پس از وارد شدن به معده ، به آساني جذب شده و به آهستگي دفع مي گردد. جيوه عنصري Hg(0) موجب لرزش ، التهاب لثه و زمانيکه بخارات آن در بلند مدت در اثر استنشاق وارد ريه شود، موجب تحريک پذيري مي شود. بنابراين سميت آن کمتر از متيل جيوه است. جيوه عنصري، ممکن است در غلظت هاي بالاتر در محيط هايي از قبيل معادن طلا که از جيوه در استحصال طلا استفاده مي کنند، يافت شود. اگر جيوه عنصري وارد معده شود ، نسبتا به کندي جذب مي شود و ممکن است از سيستم گوارشي بدون آسيبي عبور کند . جذب اشکال ديگر جيوه همچون نمک HgCl2 که به دستگاه گوارش آسيب مي رساند و موجب نارسايي کليه مي شود از طريق منابع طبيعي در محيط زيست بعيد است[6].
  
   2-7-1- خطر جيوه براي انسان و حيات وحش
  
   انسان ها تقريبا بوسيله خوردن ماهي آلوده و حيوانات و پرندگان غير اهلي که در بالاترين آن زنجيره هاي غذايي آبي است در معرض متيل جيوه هستند.گزارشات انجمن تحقيقات ملي نشان داده که جمعيت نوزادان زناني که مقادير بالايي ماهي و غذاهاي دريايي مصرف مي کنند در خطر بالايي است. در ادامه گزارشات بر آورد شده است که به علت وجود متيل جيوه در تخمدان، بيش از 60000 هزار کودک تازه متولد شده در معرض خطر سيستم عصبي قرار دارند. در گزارش مطالعات جيوه 1997 کنگره ، آژانس حفاظت محيط زيست نتيجه گرفت که جيوه همچنين ممکن است براي جمعيت هاي بالغ و حيوانات و پرندگان وحشي که مقدار زيادي ماهي آلوده به جيوه مصرف مي کنند خطرناک باشد[6].
شکل 17. خطر جيوه ناشي از خوردن ماهي آلوده در انسان ها و پرندگان
 
 
 
در چندين منطقه از ايالات متحده ، غلظت جيوه در ماهي ها و حيوانات وحشي به اندازه اي بالاست که ممکن است براي حيات وحش خطرناک باشد. ثابت کردن علت و معلول در مطالعات مشکل است ، زيرا اغلب کنترل فاکتورهاي ديگري که ممکن است در تاثيرات بيولوژيکي نقش داشته باشند، غير ممکن است. دانشمندان اثرات سمي غلظت جيوه را به همان ميزان که در آزمايشگاه پيش بيني مي کردند در صحرا نيز مشاهده کردند و هدايت مطالعات آزمايشگاهي اثرات سمي بودن اين ماده را در محيط هاي مختلف نشان داده است[6].
 
شکل 18.اطلاعات مناطقي که ماهي آلوده به جيوه مصرف مي کنند
 
مطالعات در ويسکانزين کاهش توليد مثل را در مرغ ماهيخوار نشان داده است، بررسي ها مشخص کرده اند که غلظت جيوه در تخم مرغ هاي ماهيخوار سمي تر از آزمايشگاه است. در بخش هايي از اورگلند (منطقه باتلاقي در جنوب فلورايدا)، وجود غلظت هاي جيوه در رژيم غذايي بر رفتار حواصيل جوان بالغ تاثير گذاشته است. مطالعات روي اردک هاي وحشي ، حواصيل ها و ديگر پرندگان آبي نشان داده که اثر آنزيم هاي محافظي که در معرض جيوه قرارگرفته اند، کاهش مي يابد. آناليزهايي از قبيل نشانگرهاي بيوشيميايي نشان داده اند که جيوه اثرات زيانباري بر مرغابي ها در خليج سانفرانسيسکو، مرغ ماهيخوار و حواصيل رودخانه کارسون، نوادا، و جنين مرغ هاي ماهيخوار مهاجر در طول رودخانه مي سي سي پي دارد[6].
 
 
شکل 19 . نمونه برداري جيوه
    آلوده کننده هاي ديگر نيز بر سميت جيوه تاثير دارند. زماني که سلنيم در رژيم غذايي موجود باشد، متيل جيوه مي تواند براي جنين پرندگان خطرناک تر باشد[6].
2-7-2- منابع جيوه
  
   فرآيندهاي فلزي و قليايي ، سوختن زغال، باطله ها و استحصال طلا موجب انباشتگي مقدار زيادي جيوه در بعضي مناطق مي شوند ، اما نهشته هاي اتمسفري منابع عمده جيوه هستند. يکبار انتشار جيوه در اتمسفر ميتواند سال ها گردش جيوه در اتمسفر را به همراه داشته باشد که توصيفي است از پراکندگي وسيع جيوه.
   منابع طبيعي جيوه اتمسفري شامل آتشفشان ها، نهشته هاي جيوه طبيعي و تبخير از اقيانوس مي باشد. بنابراين تمام سنگ ها ، رسوبات ، آب و خاک ها بطور طبيعي حاوي مقادير کم ولي متنوعي از جيوه مي باشند، دانشمندان کشف کردند که برخي از کاني هاي محلي و چشمه هاي آب گرم بطور طبيعي جيوه بالايي دارند[6].
 
شکل 20 . چرخه جيوه
    اگرچه جيوه آلاينده اي جهاني است ولي در همه جا به عنوان مشکل محسوب نمي شود. به غير از محيط هاي بسيار آلوده، جيوه فقط در جاهائي که نرخ تشکيل طبيعي متيل جيوه از جيوه غير آلي بيشتر از فرآيند معکوس آن باشد به عنوان مشکلي مهم محسوب مي گردد. متيل جيوه تنها فرم جيوه است که به طور قابل توجهي در ماهي ها تجمع مي يابد[6].
 
 
 2-7-3- چگونه جيوه وارد زنجيره غذايي مي گردد؟
  
   مکانيسم دقيق ورود جيوه به زنجيره غذايي تا حد زيادي ناشناخته است و ممکن است بسته به اکوسيستم ها تغيير کند.مسلما باکتري ها در اين امر نقش عمده اي دارند. باکتري احيا کننده، سولفات جيوه غير آلي را از طريق فرايندهاي متابوليکي به متيل جيوه تبديل مي کند. تبديل جيوه غير آلي به متيل جيوه مهم است زيرا سميت متيل جيوه بيشتر و موجودات زمان بيشتري براي حذف متيل جيوه نيازدارند. باکتري هاي حاوي متيل جيوه ممکن است توسط سطوح بالاتر زنجيره غذايي مصرف شوند يا ممکن است متيل جيوه را به داخل آب بريزند که به سرعت به صورت سطحي جذب (adsorbtion) پلانکتون ها مي شود ، پلانکتون ها نيز توسط سطوح بعدي زنجيره غذايي مصرف مي گردند. متيل جيوه در حيوانات به سرعت اندوخته مي شود ولي به آهستگي دفع مي گردد در نتيجه هر سطح بالاتر در زنجيره غذايي غلظت بالاتري از متيل جيوه را دريافت ميکند و غلظت کم متيل جيوه مي تواند به آساني به غلظت هاي بالاتر و مضري در ماهي ها، حيوانات ماهي خوار و انسان ها تبديل شود. حتي در نرخ هاي افزايش غلظت اتمسفري بسيار پايين جيوه در مناطق دور از منشا ، افزايش زيستي (biomagnification) جيوه مي تواند نتايج زيانباري در مصرف کنندگان در بالاترين زنجيره هاي غذايي آبي داشته باشد[6].
 
 
شکل 21 . افزايش غلظت جيوه در زنجيره غذايي
 
 
ادامه دارد...
 
 


  
 

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه دوم دی 1386 | موضوع: |
 مقدمه اي بر زمين شناسي پزشکي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زمين شناسي پزشکي به بررسي تاثير فاکتورهاي زمين شناسي بر سلامتي و پراکندگي بيماريها مي پردازد. به اين ترتيب در اين گزارش مهمترين بيماريي هاي که از سراسر دنيا گزارش شده اند و منشا آنها فاکتورهاي زمين شناسي است معرفي شده است. بيماري هاي فلورزيس ، گواتر، کرتينيسم، بلک فوت، کشان، کاشين بک، سرطان ريه، آسيب ديدگي هاي سيستم عصبي و ناهنجاري در حيوانات با آلودگي ناشي از عناصر در ارتباط بوده اند که به تفصيل مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعه بيماري ها امکان ارائه راه حل هاي مناسب براي پيشگيري يا درمان آنها را فراهم مي کند. بر اين اساس پس از بررسي ارتباط بيماري ها و عناصر، روش هاي نويني که براي تعيين پراکندگي عناصر در برخي کشورها بکار مي رود معرفي شده است.

تلاش هاي علمي هماهنگ بين علوم زمين، زندگي و بهداشت مي تواند به عنوان يکي از بهترين روش هاي ارتقاء سلامت جوامع در حال و آينده باشد. نمونه هاي جهاني مستندي از تاثيرات آرسنيک، زغال سنگ ، آب هاي اسيدي، گرد و خاک بر سلامتي يافت شده است. اين نمونه ها چگونگي ارتباط مخاطرات ژئوشيميايي و فرايندهاي طبيعي را توضيح مي دهند و به اين نکته مي پردازند که ممکن است تغييرات صورت گرفته به دست انسان به جاي چاره سازي، منجر به بيماري شود.
   راه حل هاي موثر براي مبارزه با مخاطرات زيست محيطي و جلوگيري از تکرار چنين اشتباهاتي هنگامي ايجاد مي شود که بسياري از افراد صاحب نظر هنگام تصميم گيري هاي مهم ، روابط متقابل انسان با محيط و ضرورت فعاليت هاي جهاني و جامع علوم زمين و بهداشت را کاملا درک کنند.
   به علت اهميت تاثير فاکتورهاي زمين شناسي و پراکندگي جغرافيايي بر بيماري ها و سلامت در سال 1996 کنگره زيست محيطي تصميم گرفت که گروه کاري بين المللي را در ارتباط با زمين شناسي پزشکي به وجود آورد با اين هدف که اهميت اين موضوع را ميان دانشمندان، متخصصصين امور پزشکي و عموم مردم ارتقا دهد.
چرا زمين شناسي براي سلامتي مهم است؟
  
   فلزات و غيرفلزاتي که به طور طبيعي ايجاد شده اند اگر به مقادير زياد و غيرعادي وارد بدن شوند براي سلامتي زيان آورند. فلزات هميشه وجود داشته اند و براي هميشه هم وجود خواهند داشت، گريزي از اين حقيقت نيست که فلزات بر انسانها و جانواران تأثير مي گذارند. برخي از فلزات براي سلامتي ما سودمند و بعضي ديگر مضرند. فعاليت هاي انساني از هر نوع باعث مي شود که فلزات از ساختگاه هايي که در آنها نسبتا بي ضررند به مکانهايي که در آنجا براي انسانها و جانوران زيان آورند، منتقل شوند. اين مشکل در مکان هايي که بارش هاي اسيدي و اسيد سازي زياد است، تشديد مي شود. باران هاي اسيدي و اسيدسازي اين فرآيند را تسريع مي کنند و فلزات سنگيني به وجود مي آورند (مانند جيوه) که به راحتي در دسترس اند و در چرخه غذايي جذب مي شوند. همچنين اسيد سازي باعث مي شود که برخي از عناصر کم مقدار مانند سلنيم در موجودات زنده يافت نشوند.
   وجود عناصر سمي در خاک و سنگ، چه بر اثر واکنش هاي ژئوشيميايي طبيعي چه بر اثر فعاليت هاي انساني، معمولا به طور غيرمستقيم بر سلامتي انسان اثر مي گذارد؛ در واقع اين عناصر از طريق غذا يا نوشيدني وارد بدن مي شوند. اگرچه بسياري از اماکن تنها غذاهاي محلي توليد مي کنند ولي مصرف غذا در جوامع صنعتي مدرن متنوع تر است و شامل غذاهايي است که در مناطق جغرافيايي مختلف توليد مي شود. آب آشاميدني معمولا به طور محلي تأمين شده و به ژئوشيمي محلي وابسته است. نمونه هايي از مشکلاتي که به دليل وجود ترکيبات غيرآلي در آب آشاميدني ايجاد شده است عبارتند از : فلورايد در آفريقا و هند؛ آرسنيک در نقاط خاصي از آرژانتين، شيلي و تايوان؛ سلنيم در مناطق سلنيم دار ايالات متحده، ونزوئلا و چين؛ و نيترات در مناطق کشاورزي با مصرف بالاي کود شيميايي.
   فلزات سنگين تنها عناصر مورد توجه زمين شناسي پزشکي نيستند. از بيماريهاي جهاني و شناخته شده مربوط به زمين شناسي پزشکي مي توان به گواتر (کمبود يد) و بيماريهاي مربوط به فزوني يا کمبود عناصري خاص مانند فلورين يا سلنيم اشاره کرد. رابطه بيماريهاي قلبي-عروقي با سختي آب نيز يکي ديگر از موضوعات زمين شناسي پزشکي است.
   انواع بسياري از سنگ ها اورانيوم بالايي دارند. اين سنگ ها شامل شيل هاي زاجي، گرانيت هاي خاص و پگماتيت ها هستند. تنفس يا بلع مقادير غيرعادي رادون- گاز راديواکتيو که از منابع طبيعي راديواکتيو در چنين سنگ هايي ايجاد مي شود-در سالهاي اخير خطري براي سلامت عموم شناخته شده است. سرطان هاي ريه ناشي از رادون رو به افزايش است و باعث شده که رادون به عنوان خطري جدي براي سلامتي در بسياري از کشورها محسوب شود . شکل زير نشان دهنده خط سيري مي باشد که از طريق آن عناصر وارد بدن مي شوند.

 

تلاش هاي علمي هماهنگ بين علوم زمين، زندگي و بهداشت مي تواند به عنوان يکي از بهترين روش هاي ارتقاء سلامت جوامع در حال و آينده باشد. نمونه هاي جهاني مستندي از تاثيرات آرسنيک، زغال سنگ ، آب هاي اسيدي، گرد و خاک بر سلامتي يافت شده است. اين نمونه ها چگونگي ارتباط مخاطرات ژئوشيميايي و فرايندهاي طبيعي را توضيح مي دهند و به اين نکته مي پردازند که ممکن است تغييرات صورت گرفته به دست انسان به جاي چاره سازي، منجر به بيماري شود.
   راه حل هاي موثر براي مبارزه با مخاطرات زيست محيطي و جلوگيري از تکرار چنين اشتباهاتي هنگامي ايجاد مي شود که بسياري از افراد صاحب نظر هنگام تصميم گيري هاي مهم ، روابط متقابل انسان با محيط و ضرورت فعاليت هاي جهاني و جامع علوم زمين و بهداشت را کاملا درک کنند.
   به علت اهميت تاثير فاکتورهاي زمين شناسي و پراکندگي جغرافيايي بر بيماري ها و سلامت در سال 1996 کنگره زيست محيطي تصميم گرفت که گروه کاري بين المللي را در ارتباط با زمين شناسي پزشکي به وجود آورد با اين هدف که اهميت اين موضوع را ميان دانشمندان، متخصصصين امور پزشکي و عموم مردم ارتقا دهد.
چرا زمين شناسي براي سلامتي مهم است؟
  
   فلزات و غيرفلزاتي که به طور طبيعي ايجاد شده اند اگر به مقادير زياد و غيرعادي وارد بدن شوند براي سلامتي زيان آورند. فلزات هميشه وجود داشته اند و براي هميشه هم وجود خواهند داشت، گريزي از اين حقيقت نيست که فلزات بر انسانها و جانواران تأثير مي گذارند. برخي از فلزات براي سلامتي ما سودمند و بعضي ديگر مضرند. فعاليت هاي انساني از هر نوع باعث مي شود که فلزات از ساختگاه هايي که در آنها نسبتا بي ضررند به مکانهايي که در آنجا براي انسانها و جانوران زيان آورند، منتقل شوند. اين مشکل در مکان هايي که بارش هاي اسيدي و اسيد سازي زياد است، تشديد مي شود. باران هاي اسيدي و اسيدسازي اين فرآيند را تسريع مي کنند و فلزات سنگيني به وجود مي آورند (مانند جيوه) که به راحتي در دسترس اند و در چرخه غذايي جذب مي شوند. همچنين اسيد سازي باعث مي شود که برخي از عناصر کم مقدار مانند سلنيم در موجودات زنده يافت نشوند.
   وجود عناصر سمي در خاک و سنگ، چه بر اثر واکنش هاي ژئوشيميايي طبيعي چه بر اثر فعاليت هاي انساني، معمولا به طور غيرمستقيم بر سلامتي انسان اثر مي گذارد؛ در واقع اين عناصر از طريق غذا يا نوشيدني وارد بدن مي شوند. اگرچه بسياري از اماکن تنها غذاهاي محلي توليد مي کنند ولي مصرف غذا در جوامع صنعتي مدرن متنوع تر است و شامل غذاهايي است که در مناطق جغرافيايي مختلف توليد مي شود. آب آشاميدني معمولا به طور محلي تأمين شده و به ژئوشيمي محلي وابسته است. نمونه هايي از مشکلاتي که به دليل وجود ترکيبات غيرآلي در آب آشاميدني ايجاد شده است عبارتند از : فلورايد در آفريقا و هند؛ آرسنيک در نقاط خاصي از آرژانتين، شيلي و تايوان؛ سلنيم در مناطق سلنيم دار ايالات متحده، ونزوئلا و چين؛ و نيترات در مناطق کشاورزي با مصرف بالاي کود شيميايي.
   فلزات سنگين تنها عناصر مورد توجه زمين شناسي پزشکي نيستند. از بيماريهاي جهاني و شناخته شده مربوط به زمين شناسي پزشکي مي توان به گواتر (کمبود يد) و بيماريهاي مربوط به فزوني يا کمبود عناصري خاص مانند فلورين يا سلنيم اشاره کرد. رابطه بيماريهاي قلبي-عروقي با سختي آب نيز يکي ديگر از موضوعات زمين شناسي پزشکي است.
   انواع بسياري از سنگ ها اورانيوم بالايي دارند. اين سنگ ها شامل شيل هاي زاجي، گرانيت هاي خاص و پگماتيت ها هستند. تنفس يا بلع مقادير غيرعادي رادون- گاز راديواکتيو که از منابع طبيعي راديواکتيو در چنين سنگ هايي ايجاد مي شود-در سالهاي اخير خطري براي سلامت عموم شناخته شده است. سرطان هاي ريه ناشي از رادون رو به افزايش است و باعث شده که رادون به عنوان خطري جدي براي سلامتي در بسياري از کشورها محسوب شود . شکل زير نشان دهنده خط سيري مي باشد که از طريق آن عناصر وارد بدن مي شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سياره زمين، منبع نهايي همه فلزات است. فلزات در همه جاي ليتوسفر به طور ناهمگن و به فرم هاي شيميايي مختلف پراکنده اند. کانسارها صرفا مواد طبيعي انباشته شده اي هستند که از لحاظ اقتصادي قابل بهره برداري اند. در حاليکه چنين تجمع هاي غيرعادي، مرکز اکتشافات معدني مي باشد، تجمع و انباشت فلزات در سنگ هاي معمولي، رسوبات و خاک ها نيز نسبت به ميزان کل فلزات محيط اهميت بيشتري دارد. عناصر شناخته شده در سطوح مختلفي از غلظت در طبيعت يافت مي شوند. آنها را مي توان در مواد معدني، گياهان و جانوران يافت، همچنين تأثيرات مفيد و مضر آنها از زمان شروع دوره تکامل ديده شده است. شناخت طبيعت و اهميت اين منابع زمين شناسي پيش نيازي براي روشهاي توسعه دهنده ارزيابي خطر احتمالي فلزات مي باشد. تشخيص تجمع طبيعي فلزات از تجمع آنها به دست انسان اهميت دارد. به علاوه، آشنايي با فرايندهاي طبيعي پايه اي براي درک وضعيت فلزاتي است که حاصل فعاليت هاي انساني اند. بنابراين زمين خود يک آلاينده است.
   فلزات و ديگر عناصر تحت فرآيندهاي زمين شناسي به طور پيوسته وارد هيدروسفر، اتمسفر و بيوسفر مي شوند. تعداد اين فرايندها زياد است ولي دو گروه از آنها اهميت بيشتري دارند: يک گروه آنهايي هستند که فلزات را از عمق به سطح زمين مي آورند و گروه ديگر فلزات را در محيط اطراف پراکنده مي کنند.
   اولين فرايند، منجر به پراکندگي ناهمگن فلزات در سنگ ها مي شود. ميزان تجمع فلزات در انواع مختلف سنگ ها متفاوت است. از اين رو، غلظت عناصري مانند نيکل و کروم در بازالت بيشتر از گرانيت است در حاليکه براي سرب بالعکس است. فلزات سنگين در رسوبات به تجمع در شکاف هايي با کوچکترين اندازه دانه و بيشترين ميزان ماده آلي گرايش دارند. بنابراين شيل هاي سياه به اين عناصر گرايش دارند (جدول 1).

 

 

 

 

 

 

 

 

دومين فرآيندي که فلزات را در محيط اطراف پراکنده مي کند، هوازدگي است. بسياري از فرايندهاي هوازدگي در بازه زماني خاصي صورت مي گيرند که به شرايط زيست محيطي مرتبط است. هوازدگي به خردشدن سنگ ها اشاره دارد و ممکن است شامل فرايندهاي فيزيکي، شيميايي و بيولوژيکي باشد. فرايندهاي فيزيکي، توده سنگ را به تکه هايي تقسيم مي کنند که قبلا با آب و باد فرسايش يافته اند. خاک ها از طريق برهم کنش سنگ هوازده و ماده آلي شکل مي گيرند. فرايندهاي شيميايي فرم کاني شناختي را که فلزات در آن يافت مي شوند، تغيير مي دهند و مي توانند باعث تجمع فلزات جهت انحلال در آب و واکنش با ارگانيسم ها شوند. فرايندهاي بيولوژيکي شامل فعاليت هاي گياهان و جانوران است. هوازدگي در انتقال فلزات از سنگ بستر به ديگر قسمت هاي محيط زيست نقش مهمي را ايفا مي کند[1].

-3- عناصر، هم ضروري اند و هم سمي
  
   پاراسلسيوس (1541-1493) قانون پايه سم شناسي را اينگونه تعريف نمود "همه مواد سمي اند؛ هيچ ماده سمي وجود ندارد. دوز ماده (dose) است که سمي بودن يا خاصيت درماني آن را تعيين مي کند".

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارتباط بين دوز و تأثير مواد در شکل 3 به صورت منحني (نقطه شروع = صفر) نشان داده شده است. افزايش غلظت (محور افقي) باعث افزايش تأثيرات منفي بيولوژيکي (محور عمودي) مي شود که ممکن است منجر به اختلال در عملکردهاي بيولوژيکي و در نهايت مرگ شود. بديهي است که کاهش غلظت عناصر غير ضروري سودمند است. وضعيت عناصر ضروري متفاوت است. تأثيرات منفي بيولوژيکي هم با افزايش و هم با کاهش غلظت افزايش مي يابد (منحني قرمز شکل 3). اين امر ممکن است به اختلال در عملکردهاي بيولوژيکي در هر دو مورد منجر شود. بنابراين مقدار زياد و مقدار کم هر دو زيان آورند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 3. منحني دوز ماده – تاثيرات بيولوژيکي نشاندهنده روابط ميان غلظت و تاثيرات بيولوژيکي عناصر ضروري (منحني قرمز) و عناصر غير ضروري (منحني سبز) است.

    همه عناصر در طبيعت موجود و بيشتر آنها ضروري هستند. اما کدام عناصر براي انسان ها و جانوران ضروري اند؟ عناصر ضروري عمده براي انسان ها و جانوران کلسيم، کلر، منيزيم، فسفر، پتاسيم، سديم و سولفور است. عناصر ديگر که به مقدار کمتري لازمند شامل کروم، کبالت، مس، فلورايد، يد، آهن، منگنز، موليبدنيم، سلنيم و روي مي باشد. عناصري که نقش بيولوژيکي شناخته شده اي ندارند جزء عناصر غيرضروري و اغلب مضرند مانند: کادميم، آرسنيک، جيوه، و سرب. عناصر بسياري از قبيل آرسنيک، بور، کروم، مس، فلورايد، موليبدنيم، نيکل و روي در سمي بودن محيط زيست دخالت دارند.
   اگرچه ارزيابي خطرات و تأثيرات مضر عناصر امکان پذير نيست ولي بديهي است که برخي از آنها مانند سرب، جيوه، و کادميم خطر بيشتري را نسبت به بقيه ايجاد مي کنند. اين عناصر خود گروهي را تشکيل مي دهند که بسيار مورد توجه دانشمندان است[1].

-4- آيا همه عناصر در سيستم بيولوژيکي موجودند؟
  
   فلزات هميشه وجود دارند و بر انسان ها و جانوران تاثير مي گذارند. درصد کل فلزات در واسطه هاي طبيعي مانند خاک نمي تواند راهنماي مناسبي جهت شناسايي خطرات زيست محيطي باشد زيرا دسترسي به فلزات مختلف، متفاوت است. ارزيابي هاي معمول زيست محيطي نشان داده که فلزات از لحاظ زيستي در دسترسند و قابليت جذب شدن دارند.

 

 

 

 

 

 

 

شواهد نشان مي دهد که بسياري از فلزات موجود در خاک انحلال ناپذيرند و جذب گياهان نمي شوند. دسترس پذيري، جابجايي و سميت فلزات نه تنها به حالات فيزيکي و شيميايي فلز بستگي دارد بلکه به فاکتورهاي محلي موجود در محيط نيز وابسته است. براي مثال، pH فاکتور تعيين کننده مهمي در دسترسي به فلزات موجود در خاک است. دسترس پذيري و جابجايي فلزاتي مانند روي، سرب، و کادميم تحت شرايط اسيدي بسيار افزايش مي يابد در حاليکه افزايش pH باعث کاهش دسترسي به آنها مي شود. نوع خاک مثلا رسي يا ماسه اي و ويژگي هاي فيزيکي آن بر جابجايي فلزات در خاک تأثير مي گذارد. همچنين جانداران موجود در خاک بر انحلال پذيري، جابجايي و دسترس پذيري فلزات اثر گذارند. سميت فلزات نيز به پارامترهاي ويژه اي از قبيل حالت شيميايي، گونه هاي مولکولي، اتمي و يوني، ليگاند، ظرفيت بافر و ظرفيت تبادلات يوني وابسته است براي مثال ترکيبات آلي جيوه و سرب سمي تر از فرم هاي غيرآلي هستند. وضعيت اکسايش نيز بر درجه سميت مؤثر است مثلا کروم با ظرفيت 6 سمي تر از کروم با ظرفيت 3 است.

 

 1-5- تاثير بيولوژيکي عناصر در گياهان ، جانوران و انسان
  
   1-5-1- عملکرد عناصر مورد نياز (Action of MACRONUTRIENTS)
  
   کلسيم : تقويت استخوان ها و دندان، فعاليت عضلاني، انعقاد خون، تراوايي بافت سلولي؛/ افزايش آن ممکن است باعث سنگ کبد و مثانه و نارسايي هاي کليه شود.
   کلر : نگهداري فشار خون، اسيد ضروري در مدت گوارش.
   پتاسيم : نگهداري مايعات سلولي ؛ انقباض عضلاني، تکان هاي عصبي.
   منيزيم : موجود در استخوان ها همراه کلسيم، فعال سازي انقباضات عضلاني، کنترل دماي بدن.
   سديم : فعال در فرآيند هيدروسالين، انتقال پيام هاي عصبي و متابوليت ها.
   فسفر : موجود در ترکيب استخوان ، دخالت در بيشتر واکنش هاي شيميايي؛/ مقدار بيش از حد آن باعث شکنندگي مو و استخوان مي شود[4].
  
   1-5-2- عملکرد عناصر کم مصرف (Action of MICRONUTRIENTS)
  
   کبالت : فعال در ويتامين B12 و واکنش هاي شيميايي؛/ کمبود آن باعث کم خوني و مقدار بيش از حد آن باعث نارسايي قلبي مي شود.
   کروم: مورد نياز براي متابوليسم شکر ؛/ کمبود آن باعث بيماري ديابت و افزايش بيش از حد آن ممکن است موجب نارسايي کليه شود، افزايش بيش از حد کروم 6 سرطان زاست.
   مس : از پروتئين هاي اکسيداسيون طي متابوليسم منابع انرژي، فعال در سنتز هموگلوبين، يکي از اجزاء پوست و مو؛/ کمبود آن به استئوپروزيس (Osteoporosis) و کاهش گلبول هاي سفيد خون منجر مي شود.
   فلورايد : استحکام دندان و استخوان، جلوگيري از پوسيدگي دندان و استئوپروزيس ؛/ افزايش بيش از حد آن باعث فلوروزيس (Fluorosis) دندان و استخوان مي گردد.
   يد : مورد نياز هورمون هاي تيروئيد، کنترل حرارت بدن، رشد و نمو بدن، توليد مثل؛/ کمبود آن باعث رشد غير طبيعي تيروئيد مي گردد.
   آهن : جز ضروري هموگلوبين و ترکيبات پروتئيني، مورد نياز براي توليد انرژي و سيستم ايمني
   منگنز: افزايش رشد و نمو، فعاليت هاي بافت سلولي، يکي از اجزاء استخوان ها و غضروف، شرکت در واکنش هاي شيميايي؛/ افزايش بيش از حد آن موجب افزايش خون مي شود، اگر در اثر استنشاق به داخل شش ها کشيده شود ممکن باعث بيماري هاي سيستم عصبي گردد.
   روي : موجود در تمامي بافت ها بويژه در استخوان ها ، ماهيچه ها و پوست وجود دارد، فعال در سيستم ايمني، تنظيم رشد بدن، محافظت از کبد؛/ کمبود آن باعث کاهش رشد مي گردد.
   سلنيم : جلوگيري از بيماري هاي عروقي؛/ مقدار بيش از حد آن باعث شکنندگي مو و ناخن مي شود[4].
  
   1-5-3- ديگر عناصر(OTHER ELEMENTS)
  
   آلومنيوم : فراوان در پوست ولي بطور کلي غير ضروري؛ جذب فسفر و فلور موجود در غذا را کاهش مي دهد،باعث از بين رفتن عناصر استخوان مي گردد. به نظر مي رسد که بر بيماري آلزهايمر تاثير دارد.
   آرسنيک : ضروري(؟)؛ بيش از حد مجاز سرطان زاست.
   برليم : غير ضروري؛ وقتي از طريق گرد و خاک استنشاق شود سمي است.
   کادميم : غير ضروري؛ سمي و سرطان زا است و مانع جذب روي موجود در غذا مي گردد.
   نيکل : براي گياهان ضروري؛ ممکن است براي جانوران نيز ضروري باشد.
   جيوه : غير ضروري؛ سمي
   سرب: غير ضروري؛ سمي
   آنتيموان : غير ضروري
   قلع : غير ضروري
   تيتانيم : غير ضروري
   واناديم : ضروري؛ باعث افزايش طول عمر دندان ها مي شود، افزايش بيش از حد آن ممکن است باعث بيماريهاي ريوي شود [4].
  

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2. عناصر ضروري براي گياهان و جانوران

 

1-5-4- تداخل هاي شيميايي
  
   بعضي از عناصر با هم ارتباط متقابل دارند، افزايش يا کاهش برخي عناصر باعث اثرات مطلوب يا نامطلوبي بر روي جانوران ، گياهان و انسان مي گردد که در جدول شماره 3 به برخي از آنها و اثراتشان اشاره گرديده است [4].

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 3. تداخل هاي شيميايي

 ادامه در روزهای بعدی...

 

 

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 | موضوع: |
 مدير زمين‌شناسى منطقه‌اى سازمان زمين‌شناسى کشور اعلام کرد:
نقشه‌هاى زمين‌شناسى يک‌بيست‌وپنج‌هزارم، بسترى مناسب براى عمران و توسعه کشور

 

 

 

 

 

نقشه‌‌هاى زمين‌شناسى تهيه شده در سازمان زمين شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور به عنوان يکى از مهمترين اطلاعات پايه کشور، در همه طرح‌هاى عمرانى و صنعتى کاربرد اساسى دارند.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور دکتر جليل قلمقاش مدير زمين‌شناسى منطقه‌اى اين سازمان در خصوص اهميت و ضرورت تهيه و توليد نقشه‌هاى زمين‌شناسى، گفت: نقشه‌هاى زمين‌شناسى حاوى اطلاعات جامعى درباره ويژگى‌هاى مختلف زمين شامل جنس و سن سنگ‌ها و روابط بين آن‌ها، ساختمان زمين و قابليت معدنى سنگ‌هاست که در مقياس‌ گوناگون تهيه مى‌شوند.

وى با بيان اين‌که نقشه‌هاى زمين‌شناسى از مهم‌ترين اطلاعات پايه کشور بوده و در همه طرح‌هاى عمرانى و صنعتى کاربرد دارند، يادآور شد: اين نقشه‌ها با مقياس مناسب مبناى اجراى اکتشاف موادمعدنى، مطالعات لرزه‌خيزى و پيش‌بينى زلزله، پيش‌بينى خطر بلاياى طبيعى از جمله سيلاب، حرکات‌دامنه‌ايى، فرونشست زمين و آتشفشانها، مطالعات زيست‌محيطى و زمين‌ريخت‌شناسى، مطالعات آبخيزدارى، طرحهاى مکان‌يابى صنعتى و شهرى، طرحهاى مسيريابى جادهها و خطوط انتقال نيرو، انرژى و آب و در نهايت انجام تحقيقات زمين‌شناسى و علوم‌وابسته کاربرد اساسى دارند.

قلمقاش با بيان اين‌که نقشه‌هاى‌ زمين‌شناسى با مقياس يک‌دويست‌وپنج هزارم، حدود پانزده هزار کيلومتر مربع وسعت دارند، خاطر نشان کرد:  امور زمين‌شناسى منطقه‌ايى بيش از هشتاد برگ از اين نقشه‌ها را در فاصله سال‌هاى 1338 تا1370 تهيه و به چاپ رسانده‌ است و هم اکنون پوشش کامل اين نقشه‌ها در کشور وجود دارد.

مدير امور زمين‌شناسى منطقه‌اى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور در ادامه با بيان اين‌که نقشه‌هاى زمين‌شناسى يک‌دويست‌وپنج هزارم، حاوى اطلاعات پايه زمين‌شناسى ايران هستند، افزود: واحدهاى اصلى زمين‌شناسى ايران به هنگام تهيه اين نقشه‌ها تعريف شده‌اند و تمام نقشه‌هاى موضوعى کشور با مقياس‌هاى يک‌ميليونيم و کوچکتر بر پايه اطلاعات نقشه‌هاى زمين‌شناسى يک‌دويست‌وپنج‌هزارم تهيه شده‌اند.

وى با تأکيد بر اينکه نقشه‌هاى زمين‌شناسى در مقياس يکصدهزارم دقيق‌ترين نقشه‌هاى زمين‌شناسى کشور هستند، اين نقشه‌‌ها را در سالهاى اخير مبناى اجراى تمام طرح‌هاى عمرانى‌کشور دانست که هر برگ از اين نقشه‌ها مساحتى حدود 2هزاروپانصد کيلومتر مربع از ايران را در بردارد.

قلمقاش با بيان اين‌که بيش از 625 برگ نقشه زمين‌شناسى سرزمين ايران را پوشش مى‌دهد که تاکنون 474 برگ از آنها تهيه و به چاپ رسيده است، يادآور شد:  جمع‌آورى اطلاعات دقيق صحرايى مهم‌ترين اصل در تهيه نقشه‌هاى زمين‌شناسى يکصدهزارم بوده‌ است و اين نقشه‌ها با استفاده از عکسهاى هوايى، تصاوير ماهواره‌ايى، نقشه‌هاى توپوگرافى تهيه شده‌اند.

وى با اشاره به اينکه نقشه‌هاى زمين‌شناسى کاربردى در مقياس يک‌بيست‌وپنج هزارم جهت تکميل اطلاعات پايه کشور طراحى شده‌اند و از فعاليت‌هاى نوين مديريت زمين‌شناسى منطقه‌اى است، افزود: نقشه‌هاى زمين‌شناسى يک‌بيست‌وپنج هزارم با بهره‌گيرى از اطلاعات ماهواره‌اى و عکس‌هاى هوايى برداشت و در محيط سامانه اطلاعات جغرافيايى(GIS) به گونه رقومى ارائه مى‌شوند.

مدير زمين‌شناسى منطقه‌اى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور در پايان از نقشه‌هاى زمين‌شناسى يک‌بيست‌وپنج‌هزارم به عنوان بستر اطلاعاتى مناسب براى عمران و توسعه کشور ياد کرده و نياز طرحهاى عمرانى و پژوهشى به نقشه‌هاى دقيق زمين‌شناسى با مقياس کاربردى، ناتمام بودن اطلاعات زمين‌شناسى کشو ، تکميل نقشه‌هاى پايه، هماهنگى با کشورهاى ديگر بويژه کشورهاى همسايه، تداوم فعاليت‌هاى زمين‌شناسى در کشور را از جمله مواردى دانست که  تهيه و توليد نقشه‌هاى زمين‌شناسى در مقياس يک‌بيست‌وپنج‌هزارم را ضرورى مى‌کند.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | موضوع: |
 مدير كل حفاظت سازمان جنگلها: 70 درصد از عرصه‌هاي منابع طبيعي كشور توسط ساكنان آن تخريب مي‌شود

مدير كل دفتر فني حفاظت و حمايت از سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور گفت : عرصه‌نشينان منابع طبيعي، عامل 70 درصد از تخريب اين عرصه هستند و نياز اين افراد به منابع طبيعي، و امكانات رفاهي كم آنها، علت اقدام به تخريب منابع طبيعي است.    

 ایانا :مدير كل دفتر فني حفاظت و حمايت از سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور در نشست روساي ادارات منابع طبيعي منطقه سه كشور در يزد افزود: با فرهنگ‌سازي و تهيه امكانات لازم براي افراد ساكن اين مناطق در حال حل اين مشكل و كاهش آن هستيم.

شعبان اسدي در بخش ديگري از سخنانش درباره مورد محافظت از عرصه‌هاي طبيعي گفت: در صورت اختصاص 196 ميليارد تومان طبق برنامه چهارم توسعه، ميزان محافظت از اين عرصه‌ها از 36 به 50 درصد مي‌رسيد.

او اضافه كرد: به دليل اختصاص نيافتن اين ميزان اعتبار، سازمان جنگلها و مراتع تاكنون به اين هدف نرسيده است.

مدير كل دفتر فني حفاظت و حمايت از سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري همچنين افزود: در زمينه مطالعاتي و امكانات تكنيكي پوشش عرصه‌ها مشكلي نيست و اگر مجلس اعتبار لازم را اختصاص دهد، توان فني و استعداد انجام كامل طرح در سازمان وجود دارد.

اسدي سطح مراتع كشور را 164 ميليون هكتار اعلام كرد كه حفاظت از 135 ميليون هكتار آن بر عهده منابع طبيعي است.

وی در ادامه ميانگين حريق در جنگلهاي كشور را سالانه يك هزار فقره اعلام كرد و یادآور شد: با اقدامات انجام شده اين رقم كاهش يافته است.

این مقام مسئول تعداد محافظان افتخاري در كشور را 10 هزار نفر اعلام کرد و ادامه داد: ميانگين جهاني به ازاي هر 50 هزار هكتار يك محافظ است ولي در ايران به ازاي هر‪ 500 هزار هكتار يك محافظ داريم كه به مساعدت دولت براي جذب بيشتر نيرو نيازمنديم.

اسدي گفت: پوشش راديويي در عرصه‌هاي منابع طبيعي از ابتداي برنامه چهارم آغاز شد و پيش‌بيني‪ 50 درصدي، اكنون به 67 درصد رسيده‌ است.

وي تصریح کرد: دو هزار و 800 كيلومتر كمربند حفاظتي نيز در عرصه‌ها ايجاد شده ‌است و امسال 600 كيلومتر ديگر در دستور كار قرار دارد كه تمامي تشكلها و دستگاههاي دولتي در استانها بايد در اين امر مشاركت كنند.

اسدي تعداد نيروهاي يگان حفاظت را دو هزار نفر عنوان كرد و گفت: اين تعداد بايد به 10 هزار نفر برسد.

مدير كل دفنر فني حفاظت و حمايت سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور سرانه فضاي سبز در كشور را کمتر از دو دهم هكتار اعلام كرد و ادامه داد: اين رقم در دنيا هشت دهم هكتار است.

اسدي همچنين وسعت جنگل‌هاي كشور را 14.2 ميليون هكتار ذكر كرد.

اين نشست با حضور روساي ادارات منابع طبيعي استان‌هاي سيستان و بلوچستان يزد، كرمان، هرمزگان، جيرفت، خراسان جنوبي و رضوي به منظور برنامه‌ريزي براي حفاظت از منابع طبيعي در اداره كل منابع طبيعي استان يزد برگزار شد. 

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 | موضوع: |
 هشدار جديدي در خصوص تغييرات آب و هوايي: گرمايش زمين مي‌تواند جنگ‌آفرين باشد

بنا به گزارش برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد، گرمايش زمين ممکن است در شماري از نقاط جهان، از جمله شمال آفريقا، آفريقاي سياه و همچنين جنوب آسيا، زمينه ساز جنگهاي منطقه‌اي شود.

 محققان آلماني و سوئيسي که اين گزارش را تهيه کرده‌اند مي گويند که کشورهاي مختلف جهان ممکن است زير فشار جنگ بر سر زمين و منابع آبي از هم بپاشند و اين وضعيت همچنين منجر به مهاجرت هاي گروه هاي بزرگي از مردم شود.

بي‌بي‌سي افزود: اين دانشمندان از رهبران سياسي جهان مصرانه خواسته اند تا برنامه هاي خود را براي کاهش اساسي گازهاي گلخانه اي سريعا به اجرا درآورند و همچنين به کشورهاي فقير کمک کنند تا آنها بتوانند بدترين آسيب هاي ناشي از گرمايش زمين را تاب بياورند.

گزارش برنامه محيط زيست سازمان ملل امروز در جريان گفتگوهاي آب و هوا در بالي اندونزي مطرح شده است.

يکي از نگارندگان اين گزارش، اين جنگ جديد را "جنگ داخلي جهاني" توصيف کرده است. او مي گويد افزايش دماي کره زمين به ميزان پنج درجه ممکن است منجر به جنگ هايي شود که گرچه مانند جنگ داخلي محدود به يک منطقه هستند اما تعداد و پراکندگي آنها به گونه اي است که مي توان آنها را "جنگ جهاني داخلي" (Global Civil War)، توصيف کرد.

در گزارش برنامه محيط زيست سازمان ملل آمده که رهبران سياسي بايد بدانند که کمک به کشورهاي فقير براي مقابله با تاثيرات نامطلوب تغيير آب و هوا همانقدر اهميت دارد که رسيدن به توافق براي کاهش توليد گازهاي گلخانه‌اي.

اين گزارش در حالي منتشر شده است که هشدارهاي جدي درباره تاثير نامطلوب گرمايش زمين بر جوامع مدني مطرح شده؛ يکي از جدي ترين هشدارها در اين زمينه از سوي يکي از آژانس هاي سازمان هاي ملل بوده است.

گزارش اين آژانس سازمان ملل شماري از سناريوها را که ممکن است منجر به جنگ شود، تشريح کرده است. کمبود آب شيرين، کاهش در توليد مواد غذايي و افزايش توفان و سيل از جمله اين پيش بيني ها بوده است.

اين گزارش همچنين پتانسيل براي وقوع منازعات در مناطقي مانند هند، پاکستان، بنگلادش و پاکستان را برجسته کرده است. به خاطر آب شدن يخچالها منابع آبي ميليون ها نفر در اين کشورها با خطر مواجه شده است.

در تحولي ديگر، گروه پژوهشي سازمان ملل در مورد تغيير آب و هوا (آي پي سي سي) و "ال گور"، معاون سابق رييس‌جمهوري امريکا، روز دوشنبه (10 دسامبر)، طي مراسمي در اسلو جايزه صلح نوبل خود را دريافت کرده اند.

ال گور در کنار فعاليت گسترده براي محافظت از محيط زيست، با ساختن يک فيلم مستند درباره تاثيرات نامطلوب تغيير آب و هوا بر حيات کره زمين، در سال 2006 جايزه اسکار را نيز از آن خود کرد.

ال گور در اين مراسم از آمريکا و چين، دو کشوري که از جمله بيشترين ميزان گازهاي گلخانه اي را توليد مي کنند، خواست براي مقابله با گرمايش زمين با يکديگر همکاري کنند.

گور مشکل تغيير آب و هوا را يک موضوع "اضطراري براي کره زمين" توصيف کرد و ابراز اميدواري کرد که کنفرانس بالي نيتجه بخش باشد.

معاون سابق رييس جمهوري امريکا گفت: "ما، نوع بشر، با يک وضعيت اضطراري براي کره زمين مواجه هستيم؛ خطري که بقاي تمدن ما را در همين اين لحظه از زمان تهديد مي کند. کره زمين تب کرده است تبي که سوزناکتر مي شود و کارشناسان به ما مي گويند که اين بيماري نيست که به خودي خود مرتفع شود."

 "راجندرا پاچوري"، رييس آي پي سي سي، در اين مراسم گفت که اهداي جايزه صلح نوبل به مدافعان محيط زيست در واقع ندايي بوده است که همه را به اين کار فرامي خواند.

وي گفت اهداي اين جايزه به ارتقاء آگاهي عمومي از تاثيرات نامطلوب تغيير آب و هوا بر صلح جهاني و توسعه آن کمک خواهد کرد.

به گفته کارشناسان تاثيرات نامطلوب تغيير آب و هوا بر کره زمين باعث خواهد شد که رقابت ميان کشورها براي تسلط هر چه بيشتر بر منابع طبيعي زمين، به ويژه آب، شدت بگيرد و همچنين ساکنان کره زمين را با خطر کمبود مواد غذايي روبرو کند.

 

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | موضوع: |
 روز دانشجو مبارك
يار دبستاني من ،با من و همراه مني ،چوب الف بر سر ما

بغض من و آه مني

حك شده اسم من و تو

رو تن اين تخته سياه

تركه بيداد و ستم

مونده هنوز بر تن ما

دشت بي فرهنگي ما   هرزه تموم علفاش

خوب اگه خوب بد اگه بد مرده دلاي آدماش

....

همكلاسي روزت مبارك

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه هفدهم آذر 1386 | موضوع: |
 راه‌اندازى ژئوپارک در قشم به عنوان اولين پارک علوم زمين در خاورميانه

رييس مرکز تحقيقات بيوتکنولوژى خليج فارس با اشاره به راه اندازى «ژئوپارک» در منطقه آزاد قشم گفت: ژئوپارک قشم ؛ اولين پارک علوم زمين در خاورميانه است. دکتر نسرين معظمى در مراسم افتتاحيه شعبه بين‌المللى دانشگاه علوم پزشکى شهيد بهشتى در منطقه آزاد قشم با بيان اينکه اين پروژه در منطقه بى نظير است اظهار کرد: بخشى از برنامه‌هايى که در اين پارک ديده شده است بسترى براى گسترش تکنولوژى در کشور را فراهم مى‌کند. وى با بيان اينکه 380 هکتار براى توسعه ژئو پارک در نظر گرفته شده است، گفت:‌ يکى از برنامه‌هايى که براى پارک در نظر گرفته شده فراهم کردن زمينه‌هاى لازم براى تهيه پايان‌نامه‌هاى ارشد و دکترى است که با آنها اين مرکز زنده است. وى افزود: در اين پارک مجموعه نانوتکنولوژى، IT و ICT ديده شده است. وى گفت:‌ اين پارک شبکه علمى خواهد بود تا دانش شتاب بيشترى يابد؛ اين پارک بايد دروازه‌اى باشد براى تسريع در ورود ايران به دنياى صنعت. وى با بيان اينکه در اين پارک بيمارستان ديده شده است اظهار کرد: مباحث علمى و برنامه ريزى‌هاى لازم در اين مورد بر عهده دانشگاه علوم پزشکى شهيد بهشتى است. وى در خاتمه گفت: شهرک دانشگاهى با 12 هکتار زمين در اين پارک در نظر گرفته شده است.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 | موضوع: |
 معاون امور معادن و صنايع معدنى وزارت صنايع و معادن:
سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور پايه اساسى اکتشاف معادن کشور

اگر معدن و صنايع‌معدنى به‌‌عنوان يک بناى بزرگ در بخش سازندگى کشور تصور شود، سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور، ستون‌ و پايه‌هاى اصلى اين بنا را تشکيل مى‌دهد.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور دکتر محمدحسين بصيرى معاون امور معادن و صنايع‌معدنى وزارت صنايع و معادن ضمن مثبت ارزيابى کردن فعاليت‌هاى صورت گرفته در اين سازمان به منظور تهيه و توليد نقشه‌هاى زمين‌شناسى و انجام مطالعات اکتشافى ذخاير معدنى در کشور گفت: اگر معدن و صنايع‌معدنى را به عنوان يک بناى بزرگ در بخش سازندگى کشور تصور کنيم، سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور به عنوان متولى اکتشاف و پيجويى ذخاير معدنى، ستون‌ و پايه‌هاى اصلى اين بنا را تشکيل مى‌دهد.

وى با بيان اينکه سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور يکى از افتخارات کشور در زمينه انجام مطالعات علمى و تحقيقاتى است، يادآور شد: فعاليت‌هاى اخير سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور به‌منظور تعميق و گسترش فعاليت‌‌هاى علمى و تحقيقاتى ايران در زمينه مباحث علوم‌زمين به کشورهاى آمريکاى‌لاتين و اعضاى همکارى‌هاى اقتصادى(اکو) قابل تقدير است.

معاون امور معادن و صنايع‌معدنى وزارت صنايع و معادن افزود: بودجه‌هاى اختصاص يافته به بخش اکتشافات معدنى کشور بسيار ناچيز است و بايد دانست هرگونه حمايت مالى از اين بخش، نوعى سرمايه‌گذارى براى آينده است و نبايد آن را به‌عنوان صرف هزينه يا بودجه تلقى کرد.

بصيرى با تأکيد بر اينکه امر اکتشاف معادن بايد داراى يک مرکزيت واحد در کشور باشد، يادآور شد: عمليات استخراج و بهره‌بردارى از معادن در حيطه کارى اين سازمان قرار ندارد که بر همين اساس بايد به نحوى عمل کرد تا علاوه بر هدايت همه بودجه اکتشافى به سوى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور، از به هدر رفتن منابع معدنى و همچنين انجام فعاليت‌هاى اکتشافى موازى و مشابه ديگر ارگان‌ها در اين زمينه جلوگيرى به‌عمل آيد.

وى در پايان يادآور شد: وزارت صنايع و معادن و مجلس شوراى اسلامى آمادگى هر گونه حمايت از سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور به عنوان نهادى علمى و تحقيقاتى را دارد و مسوولان اين سازمان با همفکرى با ديگر سازمان‌هاى فعال در بخش معدن کشور مى‌توانند نقش مهمى در توسعه و پيشبرد اهداف اين بخش در کشور داشته باشد.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 | موضوع: |
 با راه‌اندازى آزمايشگاه مغناطيس‌سنجى در سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور:
ايران در مطالعه ويژگى‌هاى ديرينه‌مغناطيسى و مغناطيس‌محيطى خودکفا خواهد شد

با راه‌اندازى آزمايشگاه مغناطيس‌سنجى در سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور، ايران از ارسال نمونه‌هاى پژوهشى و کاربردى در زمينه مطالعات مغناطيسى به خارج از کشور بى‌نياز مى‌شود.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور دکتر حبيب  على‌محمديان از تاسيس آزمايشگاه ‌‌مغناطيس‌سنجى در اين سازمان خبر داد و گفت: با راه‌اندازى اين آزمايشگاه و بهره‌گيرى از روشهاى مغناطيسى آن، براى مطالعات تکتونيک و ژئوديناميکى امکانات جديدى فراهم شد که اين تجهيزات در مطالعات باستان‌شناسى، محيط‌زيست و تغييرات آب‌و‌هوايى نيز کاربرد دارد.

وى با بيان ‌اينکه دستگاه‌هاى مورد نياز آزمايشگاه مغناطيس‌سنجى از جمهورى‌چک تهيه شده است، تصريح کرد: اين کشور تجربه خوبى در زمينه توليد و نگهدارى تجهيزات مغناطيس‌سنجى دارد و تاکنون آزمايشگاه‌هاى مشابه را در ده‌ها کشور اروپايى و آمريکايى از نظر دستگاهى و نرم‌افزارى تامين نموده است که مى‌توان به آزمايشگاه‌هاى مغناطيس‌سنجى در دانشگاههاى مختلف کشورهاى فرانسه، آلمان و ايالات‌متحده اشاره نمود.

على‌محمديان در خصوص نحوه کار دستگاههاى مغناطيس‌سنجى‌ گفت: اين دستگاه‌ها به کمک علم الکترونيک و  ژئوفيزيک، با حساسيت بالا قادر به اندازه‌گيرى مقادير پايين ويژگى‌هاى مغناطيسى و تغييرات ثبت شده آن در سنگ‌ها و رسوبات هستند.

وى افزود: با راه‌اندازى سيستم فوق سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور قادر به مطالعه ويژگى‌هاى مغناطيسى سرزمين ايران در زمان‌هاى گذشته بوده و با استفاده از سن‌يابى مطلق مى‌توان زمان دقيق رويدادهاى مهم مغناطيسى در سنگها را تعيين نمود.

مسوول آزمايشگاه ديرينه‌‌مغناطيسى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور گفت: ويژگى‌هاى مغناطيسى محيط در زمان رسوب‌‌گذارى و سرد‌شدن مواد آتشفنشانى در سنگ‌ها ثبت مى‌شود،‌  که بر همين اساس مى‌‌توان با اندازه‌گيرى خواص مغناطيسى سنگ‌ها و موقعيت کنونى آن نسبت به شمال مغناطيسى، اطلاعات ارزشمندى از رويدادهاى زمين‌شناسى در زمان‌هاى گذشته بدست آورد.

وى در پايان افزود: مشابه چنين دستگاه‌هايى در ايران وجود نداشته و تا به امروز همه نمونه‌ها جهت انجام آزمايش‌هاى مورد نياز به خارج از کشور ارسال مى‌شد که خوشبختانه با راه‌اندازى آزمايشگاه‌ مغناطيس‌سنجى فوق از ارسال نمونه‌ها به خارج از کشور بى‌نياز خواهيم‌شد.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 | موضوع: |
 زمين شناسى پزشکى
    زمين شناسى پزشکى ، مطالعه اثر زمين و عوارض آن برروى سلامت انسان ، حيوان و گياه است . از گذشته دور تاثير عواملى چون آب و هوا ، ميزان رطوبت ، دما و ارتفاع و ديگر عوامل محيطي برروى، انسانها شناخته شده است. اين علم دانشى ميان رشته اى است که به تبعات ديگر شاخه هاى مختلف علوم چون بيولوژى ، شيمى ، فيزيک ، رياضيات،آمار ، کشاورزى ، آب و هوا شناسى ، مينرالوژى ، ايمونولوژى ، اپيدميولوژى ، پاتولوژى و پزشکى جغرافيايى مى پردازد. بررسى و تفحص در هرشاخه از اين علم، دنياى وسيعى ازاجزاء بهم پيوسته ومرتبط با کل را به ما مى نماياند .با کشف قوانين حاکم بر اين ارتباط ، به ماهيت کلى هدف زمين شناسى پزشکى مى رسيم که اين هدف همان شناخت عوامل ژئوژنيک و تأثير بر سلامت موجودات زنده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همانگونه که پوسته زمين از عناصر مختلف تشکيل يافته است اعضاء و اندام هاى موجودات زنده نيز از عناصر مختلف بوجود آمده اند. براى مثال بيش از 99 % وزن اندام هاى انسانى از 6 عنصر اکسيژن ، کربن ، هيدروژن ، نيتروژن ، کلسيم و فسفر تشکيل يافته است . برپايه مطالعات انجام شده دو گروه اصلى از عناصر اهميت ويژه اى درسلامت و بهداشت انسان دارند . گروه اول ، عناصر ضرورى و حياتى شامل آهن ، منيزيم ، پتاسيم ، کلسيم ، روى ، مس ، يّد ، سلنيم ، فلورئور است . گروه دوم شامل عناصرى است که در مقادير بسيار کم ، اثرات فيزيولوژيکى زيان­آورى ايجاد مي­نمايند که عبارتند از کادميم ،آلومينيوم ، ارسنيک ، سرب ، جيوه و برخى از ترکيبات اورانيوم.

بنابراين فرآيندهاى بيولوژيک ، اين عناصر را براى انجام وظايف بيوشيميايى خاص و ضرورى براى ادامه حيات بکار مى گيرند.برخى از اين عناصر، نقش مهمى در متابوليسم عادى وعملکردهاى فيزيولوژيک درانسان دارند مثلاً کلسيم ، فسفر، فلوئور ومنيزيم نقش مهمى در عملکردهاى ساختارى استخوان و غشاء سلولى دارند. برخى از اين عناصر مثل روى، مس ، سلنيم ، منگنز و موليبدن ، از اجزاء ضرورى آنزيم ها بوده ويا به عنوان حامل آهن براى ليگاندها در متابوليسم عمل مى نمايد . گروهى نيز همانند يّد و کروم ، در ساختار اصلى هورمون ها شرکت دارند . بنابراين عناصر در چرخه طبيعى حيات از طريق خاک ، آب و گياه وارد سيستم بدن موجودات زنده مى شوند .
 ژئومديسين يا زمين شناسى پزشکى شاخه اى از زمين شناسى زيست محيطى است که به بررسى ارتباط بيماريها و درمان آنها با وضعيت زمين شناسى مى پردازد . از سالها پيش دانشمندان ايرانى چون زکريا رازى و ابوعلى سينا به ارتباط بوم و زمين با بيماريهاى مختلف پى برده بودن براى مثال ابوعلى سينا در کتال قانون چنين عنوان نموده است : " بدان که هر يک از فصول در هر منطقه اى از مناطق زمين نوعى بيمارى بر مى انگيزد " علاوه بر دانشمندان ايرانى محققين ديگرى از ساير ممالک به بررسى اين آثار پرداخته اند و برخى نيز بدون داشتن دانش ژئومديسين فقط شاهد و ثبت کننده ارتباط بيماريها با وضعيت زمين بوده اند از جمله مى توان به مارکوپلو سياح مشهور ايتاليايى اشاره نمود که درباره مرگ مرموز اسبهاى اروپايى در منطقه اى از چين مى نويسد پس از گذشت چند قرن علت مرگ را وجود سلنيوم زياد خاک دانشته اند . امروزه دانشمندان علل بسيارى از مرگ و ميرهاى و مسموميت هاى منطقه اى را در خصوصيات زمين پى مى جويند . بشر از ديرباز سعى در مقابله و کاهش خسارات ناشى از حوادث غيرمترقبه جهانى داشته است از جمله اين حوادث مى توان به پديده هاى زمين شناختى چون زمين لرزه ، آتشفشان ، رانش ها و لغزش ها ، سيل و توفان اشاره نمود . علاوه بر اين بسيارى از بيماريهايى که در مناطق مختلف بصورت اپيدمى شايع مى گردند و بسيار خطر آفرين بوده به نحوى مربوط به پديده ها و وضعيت زمين شناختى منطقه مى باشند براى مثال مواد سوزان آتشفشانها علاوه بر کشندگى سريع سبب آزاد شدن گازهاى سمى خطرناک در گستره و سيع ( بيش از 10000 کيلومتر مربع ) مى شود که اين گازها سبب ايجاد بيماريهاى ريوى و متاسيون هاى پوستى و ... مى باشند و يا خروج گازهاى سمى و آزاد شدن مواد راسب و ايجاد ترکيبات فرار در حين زمين لرزه سبب مسموميت هاى شديد در منطقه ( معادن ) مى شود ، علاوه بر آن به سبب ايجاد شرايط احيا و فساد بافتهاى حيوانى احتمال آلودگى آبهاى سطحى و زير زمينى به شدت افزايش مى يابد .
در مجموع زمين لرزه مى تواند سبب بر هم خوردن نظم اکولوژيکى در يک منطقه مى گردد بصورتيکه اولاً گازهاى سمى امکان راهيابى به سطوح فوقانى زمين و يا حتى جو را پيدا مى کنند و در ثانى لايه هاى محصور سمى ( لايه هاى سرب ، جيوه ، سيانور ارسنيک امکان مجاورت آبهاى زيرزمينى را پيدا مى نمايند بنابراين احتمال تغيير شيمى آبهاى زير زمينى به شدت افزايش مى يابد . در پديده خشکسالى ابتدا سطح آب زير زمينى کاهش يافته که اين عمل سبب تغيير منطقه غير اکسيدان با اسباع کامل به منطقه اکسيدان با اشباع متفاوت مى گردد تغييرات ميزان اکسيداسيون سبب تبديل مواد نامحلول به مواد محلول در آب مى گردد ( تبديل سولفيد به سولفات ) اين مواد در آب حل گشته و با استخراج و مصرف آن جان انسانها به خطر مى افتد مانند حادثه غرب سنگال که در اثر برداشت به رويه آب ميزان ارسنيک در آبهاى زيرزمينى بشدت افزايش يافت .
در مجموع پديده هايى چون :
 1- راهيابى باطله هاى مواد معدنى سمى بر اثر استخراج و انبارش آنها به آب زيرزمينى و شبکه هيدروگرافى .
 2- راهيابى باطله هاى مواد معدنى بر اثر تغيير سطح اساس سفره ( در سيل و خشکسالى ) .
 3- تبديل مواد سمى نامحلول به محلول ( در خشکسالى)
 4- آزاد شدن گازهاى سمى در هنگام زمين لرزه .
 5- انتشار مواد سمى بر اثر آتشفشانى .
 6- شيوع بيماريهاى بومى على الخصوص مسموميتها و کمبودهايى که اکثراً متاثر از شرايط زمين شناسى منطقه است .
 7- آلودگى هاى ميکروبى و شيميايى آب بر اثر عدم فيلترهاى طبيعى . همگى از جمله مواردى هستند که لزوم بررسيهاى زمين شناسى را در امور بهداشتى يک ناحيه گوشزد مى نمايند .
 بنابراين براى پيشبرد هر چه بهتر و رسيدن سريعتر اهدافيکه سلامتى جامعه را حفظ مى نمايد مطالعات زمين شناسى زيست محيطى در گستره ايران زمين امرى ضرورى به نظر مى رسد . 
|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 | موضوع: |
 آلمانى‌ها يک سيستم دقيق هشدار سونامى ابداع کردند

يک سيستم جديد ثبت فشار دريا به منظور شناسايى امواج عظيم سونامى در مدت زمان کوتاهى پس از توليد اين امواج، توسط يک موسسه دريايى آلمانى طراحى شد. با اين سيستم جديد سرعت هشدار افزايش يافته و تعداد خطاهاى زنگ خطرها کاهش پيدا مى‌کند. سيستم جديد هشدار سونامى از سوى گروهى از دانشمندان انستيتو آلفرد وگنر در زمينه تحقيقات قطبى و دريايى در آلمان ساخته شده است. در آزمايشى که در اوايل ماه جارى در نزديکى جزاير قنارى روى اين سيستم انجام شد، محققان به نتايج موفقيت آميزى دست پيدا کردند. به گفته اين محققان، سيستم هشدار سونامى آلمانى براى ارزيابى صحيح و قابل درک، انبوهى از اطلاعات را پردازش مى‌کند. محققان مى‌گويند: براى مشخص کردن و تمايز بين يک زلزله دريايى از يک سونامى بايد سطح آب دريا مستقيما اندازه گيرى شود که سيستم ابداعى به خوبى اين کار را انجام مى‌دهد.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه دهم آذر 1386 | موضوع: |
 مریخ و زمین به هم نزدیک می‌شوند

سیاره مریخ 19 دسامبر (28 آذر) در کمترین فاصله خود با زمین واقع می شود و تنها به فاصله چند روز، در 24 دسامبر (سوم دی) در موقعیت متضاد با سیاره زمین قرار می گیرد.تازه ترین رصدهای کاوشگر اروپای "مارس اکسپرس" و کاوشگر آمریکایی Mars Reconnaissance Orbiter که با وضوح تصویر یک متر انجام شده است نشان می دهد که سیاره سرخ 19 دسامبر آینده در نزدیکترین فاصله خود با زمین قرار می گیرد و به فاصله تنها چند روز در 24 دسامبر در موقعبت متضاد زمین واقع می شود. کاوشگر مارس اکسپرس 25 دسامبر 2003 از سوی آژانس فضایی اروپا در مدار مریخ قرار گرفت. درحال حاضر این کاوشگر 5 هزار مدار اطراف مریخ را پیموده است و تجهیزات آن اطلاعات زیادی را در خصوص سیاره سرخ در اختیار سیاره شناسان گذاشته است.براساس گزارش پایگاه خبری اسا، دوربین طیف سنجی با وضوح تصویر بالای مارس اکسپرس تصاویری را از آتشفشانها، دهانه ها و دره های مریخ ارائه کرده اند. این تصاویر ردهایی از فعالیت های یخی این سیاره را در 20 تا 30 هزار سال قبل نشان می دهد.همچنین ابزار دیگر این کاوشگر با عنوان "امگا" کانیهای هیدراتی را شناسایی کرده است که در زمان حضور آب در این سیاره ایجاد شده اند.امگا همچنین توانسته است عمق یخهای قطب جنوب مریخ را در حداکثر عمق 7/3 کیلومتر تخمین بزند.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه دهم آذر 1386 | موضوع: |
 گسل هاى موجود در تهران از توان بالقوه لرزه زايى برخوردارند
رييس سازمان پيشگيرى و مديريت بحران شهر تهران گفت: تمامى گسل هاى موجود درتهران از توان بالقوه لرزه زايى برخوردارند مازيار حسينى در نشست شهردار تهران بااعضاى ستادمديريت بحران شهر تهران باارائه گزارش مصورى ازموقعيت لرزه خيزى شهر تهران وتدابير اتخاذ شده براى کاهش تدريجى مخاطرات ناشى از وقوع زلزله احتمالى،افزود:حرکات گسل هاى موجود با وجود ايجاد شبکه لرزه نگارى شهر تهران تحت نظارت و مطالعه قرار دارد. وى تصريح کرد:همچنين اطلاعات دريافتى از اين گسل‌ها به طور مرتب ثبت و مورد ارزيابى قرار مى‌گيرد. حسينى راهکار عمده کاهش مخاطرات ناشى از وقوع زلزله در پايتخت را اعمال مديريت جامع بحران خواند وتاکيد کرد: به ميزانى که براساس احتمال وقوع پديده زلزله برآسيب پذيرى موجود شهر بااعمال برنامه هاى پيشگيرى وآمادگى غلبه کنيم،شاخص خطر پذيرى و ريسک کاهش خواهديافت. وى ادامه داد: همچنين دستيابى به شهرايمن و توسعه پايدار نيز که از جمله دغدغه هاى مديريت شهرى است از اين طريق تحقق خواهد يافت. رييس سازمان پيشگيرى و مديريت بحران شهر تهران تاکيد کرد:اجراى هربرنامه درمسير کاهش شاخص خطرپذيرى شهر دربرابر زمين لرزه نيازمند توجه به مسائل فرهنگى،اجتماعى واقتصادى شهروندان است و جهت گيرى تمامى نهادهاى مديريت شهرى بايد درمسير اعمال راهبردهاى مديريت ريسک و خطر پذيرى متمرکز شود. حسينى گفت: تهران بايد به الگوى کلان شهرهاى مقاوم تبديل شودواين سازمان تلاش مى‌کند تا با هماهنگى تمامى سازمان هاى مسوول درمديريت بحران،ارتقاى استانداردهاى زندگى و اطمينان خاطر شهروندان در برابر حوادث طبيعى را تحقق بخشد. به گفته وى، براساس طرح جامع کاهش آسيب پذيرى شهر تهران، پيش بينى شده است ظرف ۱۲سال آينده ۱۵پرولاژه بزرگ به اجرا درآيد که بااجراى کامل اين طرح ها،آسيب پذيرى شهر به ميزان بسيار بالايى کاهش خواهد يافت. درادامه اين نشست نيزمباحثى درمورد آشنايى با سياست هاى کلى نظام درباره پدافندغيرعامل،گزارش تدوين کارگاه آموزشى ويژه ستادهاى مديريت بحران مناطق ۲۲گانه و همچنين گزارش کلان از اهداف مانورهاى سراسرى برگزار شده و رويکرد مانور سراسرى سال ۸۶از سوى اعضا ارائه شد/۱
|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه چهارم آذر 1386 | موضوع: |
 سنگواره چنگال يک عقرب دريايى عظيم‌الجثه در آلمان کشف شد

دانشمندان فسيل چنگال يک عقرب دريايى ۲/۵مترى را در يک معدن سنگ در آلمان کشف کرده‌اند. اين موجود عظيم الجثه قبل از عصر دايناسورها زندگى مى‌کرده است. محققان در "دانشگاه بريستول" انگليس اعلام کردند کشف اين نمونه قديمى ۳۹۰ميليون ساله نشان مى‌دهد که عنکوبت‌ها، حشرات و خرچنگ‌هاى ماقبل تاريخ بسيار بزرگتر از چيزى بودند که تصور مى‌شده است. چنگال اين عقب دريايى ۴۶سانتى‌متر است که نشان مى‌دهد اين موجود نيم متر از برآوردهاى قبلى درباره بندپايان باستان بلندتر بوده است.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه چهارم آذر 1386 | موضوع: |
 
 
بالا