تبليغاتX
انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه آزادچالوس
به وبلاگ انجمن علمی زمین شناسی دانشگاه آزاد واحد چالوس خوش آمدید
 همزمان با روز ملى خليج‌فارس صورت گرفت:
آغاز به کار مرکز تحقيقات زمين شناسى دريايى خليج فارس و درياى عمان

مرکز تحقيقات زمين‌شناسى دريايى خليج‌فارس و درياى‌عمان همزمان با روز ملى خليج‌فارس، به همت مديريت زمين‌شناسى دريايى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور آغاز به کار کرد.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور مهندس ناصر سعدالدين مدير زمين‌شناسى دريايى اين سازمان از آغاز به کار مرکز تحقيقات زمين‌شناسى دريايى خليج‌فارس و درياى‌عمان در بندرعباس همزمان با روز ملى خليج‌فارس خبر داد و گفت: اين پايگاه تحقيقاتى با تجهيز به بخش‌هاى فنى، ‌آزمايشگاهى، ‌ادارى و مامورسرا و همچنين آزمايشگاه رسوب‌شناسى با مدرن‌ترين تجهيزات دانه‌بندى رسوبات ساحلى و دريايى و با هدف تمرکززدايى، ايجاد اشتغال و آموزش نيروهاى بومى آغاز به کار کرده است.

وى افزود: اين مرکز به يک فروند شناور فايبرگلاس 15مترى با تجهيزات تخصصى هيدروگرافى، ‌بسترشناسى، ژئوفيزيک دريايى، امکانات نمونه‌بردارى رسوب و آب دريا جهت مطالعات زمين‌شناسى دريايى در مناطق کم‌عمق مجهز است.

 سعدالدين در خصوص اهداف تاسيس اين مرکز در سواحل جنوب کشور يادآور شد: گشت دريايى اين مرکز به بررسى‌هاى رسوب‌شناسى، ژئوشيمى رسوبى، ‌پالئوکليماتولوژى، پالئواکولوژى، پالئوژئوگرافى، هيدروشيمى و هيدروژئوشيمى مى‌پردازد و در نظر دارد همه گستره خليج‌فارس تا مرز آب‌هاى کشور ايران را مورد بررسى‌هاى زمين‌شناسى دريايى قرار دهد.

مدير زمين‌شناسى دريايى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور تصريح کرد: در همين راستا تعداد 56 ايستگاه سنجش پارامترهاى فيزيک و شيميايى آب خليج‌فارس در امتداد عمود بر ساحل انتخاب و در هر ايستگاه سه نمونه آب(لايه سطحى، ميانى و نزديک بستر)  برداشت شده است.

وى با بيان اينکه  حدود 400 نمونه رسوب نيز  از بستر دريا برداشت مى‌شود، افزود: علاوه بر آن دو مغزه بلند به طول‌هاى 10 و 15 مترى که بيانگر تاريخ چند ده‌هزار ساله خليج‌فارس و مناطق جنوبى کشور است، تهيه شده و نمونه‌هاى  به دست آمده از خليج‌فارس با آخرين روش‌ها و امکانات روز دنيا مورد آزمايش  قرار مى‌گيرند.

يادآور مى‌شود نتايج مطالعات اين مرکز در اکتشاف منابع‌معدنى، شناسايى آلودگى‌هاى فلزات‌سنگين و مسائل زيست‌محيطى، شناسايى مخاطرات دريايى، تعيين آب‌وهوا و جغرافياى گذشته و اهداف سياسى و امنيتى کاربرد دارد.

از سويى چندى پيش به منظور توسعه مطالعات زمين‌شناسى دريايى و اکتشاف موادمعدنى  در جنوب کشور، پروژه مطالعات رسوبات زيربستر خليج چابهار تا عمق 50 متر و با قدرت تفکيک بالا، براى اولين بار توسط کارشناسان ايرانى در مديريت زمين‌شناسى دريايى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور آغاز شد.

دکتر راضيه لک، معاون مديريت زمين‌شناسى دريايى اين مديريت گفت: گروه ژئوفيزيک دريايى مديريت زمين‌شناسى دريايى براى اولين بار در خليج چابهار اقدام به مطالعه رسوبات زيربستر تا عمق 50 متر و با قدرت تفکيک بالا به کمک دستگاه‌هاى پيشرفته کرد و به‌طور همزمان تصويربردارى از بستر دريا توسط دستگاه‌هاى ديگر و همچنين طبقه‌بندى رسوبات نيز در حال انجام است.

وى افزود: اين مطالعات براى نخستين بار توسط کارشناسان ايرانى و به منظور مطالعات زمين‌شناسى دريايى، آناليز حوضه رسوبى، تعيين پيشروى و پسروى آب درياها، اکتشاف موادمعدنى، شناخت ريخت‌شناسى بستر دريا و تغييرات آن در طى زمان انجام مى‌شود.

وى افزود: هم اکنون يک کشتى 55 مترى مربوط به نيروى دريايى ارتش جمهورى اسلامى ايران براى بررسى‌هاى زمين‌شناسى دريايى خليج‌فارس تجهيز شده و به‌ صورت شبانه‌روزى در حال نمونه‌بردارى است و به‌طور همزمان 3 اکيپ دريايى نيز در مناطق ساحلى و کم عمق با استفاده از قايق‌ها در حال نمونه‌بردارى هستند.

لک با بيان اينکه در اين پروژه تحقيقاتى سنجش پارامترهاى فيزيک و شيميايى آب در 55 ايستگاه مورد بررسى و 165 نمونه آب از سطح، نزديک‌بستر و بخش ميانى تهيه شده است، يادآور شد: برداشت حدود 500 نمونه رسوب سطحى، 40 متر حفارى در بندرعباس، بوشهر و دهانه ‌اروندرود تهيه حدود 20 عدد مغزى کوتاه حداکثر تا 2 متر از ديگر برنامه‌هاى اين پروژه تحقيقاتى است.

وى در خاتمه تصريح کرد: انتظار مى رود تا ارديبهشت ماه سال آينده فعاليت‌هاى تحقيقاتى اين مديريت در جنوب کشور به اتمام برسد که نتايج اين مطالعات به‌صورت نقشه‌ها، گزارشات و مقالات منتشر خواهد شد که بى شک مورد استفاده ساير ارگان‌هاى دريايى نيز قرار خواهد گرفت.

 

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 | موضوع: |
 با آغاز به‌کار آزمايشگاه مغناطيس‌سنجى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور:
ايران در مطالعه ويژگى‌هاى ديرينه‌مغناطيسى و مغناطيس‌محيطى خودکفا شد

  به منظور خودکفايى در مطالعه مغناطيس طبيعى موجود در سنگ‌ها و رسوبات و همچنين بررسى توده‌هاى گرانيتى و واحدهاى رسوبى و دگرگونى، آزمايشگاه محيط و ديرينه‌مغناطيسى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور آغاز به کار کرد.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور به‌منظور خودکفايى از ارسال نمونه‌هاى آزمايشگاهى به خارج از کشور و توسعه و ارتقاء بررسى‌هاى مغناطيس طبيعى سنگ‌ها و رسوبات و همچنين مطالعه توده‌هاى گرانيتى و واحدهاى رسوبى و دگرگونى، آزمايشگاه محيط و ديرينه‌مغناطيسى اين سازمان فعاليت خود را به طور رسمى آغاز کرد.

به گفته دکتر حبيب على‌محمديان، مسوول آزمايشگاه ‌‌ديرينه‌مغناطيسى سازمان زمين شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور با راه‌اندازى اين آزمايشگاه و بهره‌گيرى از روش‌هاى مغناطيسى آن، براى مطالعات تکتونيک و ژئوديناميکى امکانات جديدى فراهم شده که اين تجهيزات در مطالعات باستان‌شناسى، محيط‌زيست و تغييرات آب‌و‌هوايى نيز کاربرد دارد.

وى يادآور شد: مشابه چنين دستگاه‌هايى در ايران وجود نداشته و تا به امروز همه نمونه‌ها جهت انجام آزمايش‌هاى مورد نياز به خارج از کشور ارسال مى‌شد که خوشبختانه با راه‌اندازى آزمايشگاه‌ مغناطيس‌سنجى در سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور از ارسال نمونه‌ها به خارج از کشور بى‌نياز خواهيم ‌شد.

على‌محمديان با بيان ‌اينکه دستگاه‌هاى مورد نياز آزمايشگاه مغناطيس‌سنجى از جمهورى‌چک تهيه شده است، تصريح کرد: اين کشور تجربه خوبى در زمينه توليد و نگهدارى تجهيزات مغناطيس‌سنجى دارد و تاکنون آزمايشگاه‌هاى مشابه را در ده‌ها کشور اروپايى و آمريکايى از نظر دستگاهى و نرم‌افزارى تامين نموده است که مى‌توان به آزمايشگاه‌هاى مغناطيس‌سنجى در دانشگاههاى مختلف کشورهاى فرانسه، آلمان و ايالات‌متحده اشاره نمود.

مسوول آزمايشگاه ديرينه‌‌مغناطيسى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور در خصوص نحوه کار دستگاههاى مغناطيس‌سنجى‌ گفت: اين دستگاه‌ها به کمک علم الکترونيک و  ژئوفيزيک، با حساسيت بالا قادر به اندازه‌گيرى مقادير پايين ويژگى‌هاى مغناطيسى و تغييرات ثبت شده آن در سنگ‌ها و رسوبات هستند.

وى افزود: با راه‌اندازى سيستم فوق سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور قادر به مطالعه ويژگى‌هاى مغناطيسى سرزمين ايران در زمان‌هاى گذشته بوده و با استفاده از سن‌يابى مطلق مى‌توان زمان دقيق رويدادهاى مهم مغناطيسى در سنگها را تعيين نمود.

على‌محمديان در پايان گفت: ويژگى‌هاى مغناطيسى محيط در زمان رسوب‌‌گذارى و سرد‌شدن مواد آتشفنشانى در سنگ‌ها ثبت مى‌شود،‌  که بر همين اساس مى‌‌توان با اندازه‌گيرى خواص مغناطيسى سنگ‌ها و موقعيت کنونى آن نسبت به شمال مغناطيسى، اطلاعات ارزشمندى از رويدادهاى زمين‌شناسى در زمان‌هاى گذشته بدست آورد.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه بیستم فروردین 1387 | موضوع: |
 ارديبهشت‌ماه سال جارى برگزار خواهد شد:
همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور

  همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور، به منظور بررسى و مطالعه آخرين دستاوردهاى نوين اين علم، ارديبهشت ماه سال جارى در سازمان زمين‌شناسى واکتشافات معدنى کشور برگزار مى‌شود.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى ‌و‌اکتشافات‌معدنى کشور مهندس ‌رضا جديدى سرپرست روابط‌عمومى اين سازمان از برگزارى نخستين همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور همزمان با نامگذارى سال جديد از سوى مقام‌معظم رهبرى تحت عنوان سال نو‌آورى و شکوفايى خبر داد و گفت: سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور با توجه به وظايف‌ تحقيقاتى و اجرايى خود در زمينه‌هاى مختلف علوم‌زمين، بررسى‌هاى زمين‌شناختى، زمين‌‌شناسى کاربردى، مخاطرات و همچنين اکتشافات و انجام مطالعات در حوزه‌هاى نوين علوم‌زمين، طى هفته اول ارديبهشت ماه سال جارى اقدام به برگزارى نخستين همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور مى‌کند.

وى در خصوص محورهاى برگزارى همايش مذکور يادآور شد: چگونگى توسعه بسترهاى نوين در عرصه علوم‌زمين از جمله زمين‌شناسى پزشکى، زمين‌شناسى دريايى، مطالعات و فناورى‌هاى جديد در بخش دستگاه‌هاى پيش‌نشانگر زلزله، پارينه لرزه‌شناختى، زمين‌شناسى مهندسى، دستاوردهاى نوين بخش ژئومتيکس و نقش فناورى‌هاى اطلاعات نوين و ربات‌هاى امدادرسان، توسط سخنرانان همايش مورد مطالعه قرار خواهند گرفت.

جديدى در پايان از  سازمان زمين‌شناسى واکتشافات‌معدنى کشور به عنوان برگزارکننده نخستين همايش نو‌آورى و شکوفايى در عرصه علوم‌زمين کشور ياد کرد وافزود: اين همايش با حمايت معنوى و شرکت سازمان‌ها و مجامع تخصصى مرتبط با علوم‌زمين برگزار خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در شنبه هفدهم فروردین 1387 | موضوع: |
 به همت کارشناسان پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين کشور:
پايگاه داده‌هاى علوم‌زمين کشورهاى عضو اکو راه‌اندازى شد

کارشناسان پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور، در راستاى گسترش همکارى‌هاى‌ بخش معدن و زمين‌شناسى خود با کشورهاى همجوار، اقدام به طراحى و راه‌اندازى پايگاه بانک داده‌هاى علوم‌زمين کشورهاى عضو همکارى‌هاى اقتصادى اکو کردند.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور مهندس مهرداد شيرزاد مسوول پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين کشور گفت: تبادل تجربيات و اطلاعات در زمينه فناورى و دانش روز در ميان کشورهاى در حال توسعه به‌ويژه کشورهاى داراى فرهنگ، دين و زبان مشترک از جمله کشورهاى عضو سازمان همکارى‌هاى اقتصادى(اکو)، در توسعه روزافزون و همه جانبه اين کشورها امرى مهم و تاثيرگذار خواهد بود.وى با اشاره به وضعيت بسيار مناسب کشورهاى عضو اکو جهت توسعه روابط چند جانبه، تصريح کرد: بيش از 400 ميليون انسان با مشترکات فرهنگى، اجتماعى، سليقه‌اى و مذهبى يکسان، با منابع طبيعى فراوان نظير ذخاير عظيم نفت و گاز، موادمعدنى فلزى شامل مس، آهن، طلا، روى و ذخاير عظيمى از موادمعدنى غيرفلزى و نيروى‌ انسانى گسترده در اين منطقه استراتژيک  ساکن هستند. شيرزاد، ساختار اقتصادى اين کشورها را با بازارهاى روبه‌رشد منطقه‌اى بسيار مناسب توصيف کرد و گفت: گسترش همکارى‌ها مى‌تواند آينده توسعه صنعتى اين کشورها را به گونه‌اى رقم بزند که در نتيجه آن، توسعه و رفاه اجتماعى بيشترى براى کشورهاى عضو حاصل شود.مسوول پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين کشور در ادامه يادآور شد: براى دست يافتن به اين اهداف، کشورهاى عضو اکو ضمن توجه به ضرورت‌هاى ملى خود و على‌رغم وجود تفاوت‌هاى بارز در چگونگى سياست‌گذارى‌هاى درون‌مرزى، پيروى از الگوها و نظريه‌هاى مشابه را در جريان توسعه صنعتى خود در دستور کار قرار دادند که لازمه تحقق اين امر اتخاذ سياست‌هاى مشترک در حوزه‌هاى مختلف نظير بهره‌بردارى موثر از ظرفيت‌ها و پتانسيل‌هاى معدنى، زيست‌محيطى و زمين‌شناسى اين منطقه بود.وى با اشاره به بند "انرژى، معدن و محيط‌زيست" به عنوان نقطه مشترک همکارى‌هاى چند جانبه ميان کشورهاى اکو، خاطر نشان کرد: با توجه به تنوع توليدکنندگان اطلاعات علوم‌زمين در اين کشورها، وجود يک متولى واحد براى ساماندهى، ذخيره‌سازى و ارائه اطلاعات علوم‌زمين کشورهاى اکو ضرورى احساس مى‌شد.شيرزاد افزود: بر همين اساس پس از استقبال کشورهاى عضو از پيشنهاد ايران مبنى بر تاسيس پايگاه داده‌هاى علوم‌زمين اکو توسط سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور، کارشناسان ايرانى در راستاى گسترش همکارى‌هاى‌ بخش معدن و زمين‌شناسى کشورهاى عضو، اقدام به طراحى و راه‌اندازى سايت اينترنتى کرده و از آن پس تمامى تلاش خود را براى طراحى و ايجاد بانک‌هاى پيشنهادى، گردآورى داده‌هاى موجود و مورد نياز و همچنين ارائه اطلاعات علوم‌زمين کشورهاى عضو در وب سايت پايگاه داده‌هاى علوم‌زمين کشورهاى عضو اکو به‌کار بستند. مسوول پايگاه ملى داده‌هاى علوم‌زمين کشور با اشاره به برگزارى دوره آموزشى علوم‌زمين براى کارشناسان کشورهاى عضو اکو تصريح کرد: آشناسازى کارشناسان با کليات و مفاهيم بانک‌هاى اطلاعاتى، لزوم ايجاد و راه‌اندازى بانک‌هاى اطلاعاتى، چگونگى طراحى و راه‌اندازى بانک‌هاى اطلاعاتى، نحوه گردآورى اطلاعات بانک‌هاى اطلاعاتى پس از مراجعت به کشورهاى خود و همچنين انتقال فناورى‌هاى موجود از مهمترين اهداف برگزارى اين دوره است.وى در ادامه گفت: بانک‌هاى اطلاعاتى مواد راديواکتيو، معادن متروکه، زمين‌شناسى پزشکى، بازار جهانى موادمعدنى، آزمايشگاه‌هاى علوم‌زمين، ژئوشيمى، GIS، ژئوفيزيک هوايى، دست‌اندرکاران علوم‌زمين، زمين‌لغزش، انرژى، دورسنجى، زمين‌لرزه، جغرافيا، چينه‌شناسى، ژئوتوريسم، زمين‌شناسى دريايى، سيل و منابع آب در اين کلاس‌ها مورد بحث و بررسى قرار گرفت و همچنين از وجود اساتيد کشورهاى سوئيس، فنلاند، فرانسه و انگلستان جهت تدريس مباحث مربوط به تکتونيک و زمين‌لرزه استفاده شد.شيرزاد در پايان يادآور شد: براى شرکت‌کنندگان در اين دوره، بازديدهاى علمى و تفريحى از جمله بازديد از پديده‌هاى زمين‌شناسى جاده چالوس، معدن سرچشمه و کارخانه فرآورى مس، کارخانه فولاد مبارکه اصفهان به منظور آشنايى با فعاليت‌هاى متعدد معدن‌کارى و اقتصادى در ايران در نظر گرفته شده است.

 

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 | موضوع: |
 بيست وششمين گردهمايى علوم‌زمين در سازمان زمين شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور

با حضور وزير صنايع و معادن برگزار مى‌شود:
بيست وششمين گردهمايى علوم‌زمين در سازمان زمين شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور

به‌منظور توسعه و تبادل‌نظر علمى و فنى و ارائه آخرين دستاوردهاى علمى و پژوهشى مربوط به علوم‌زمين، سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور بيست‌وششمين گردهمايى سالانه علوم‌زمين را با حضور وزير صنايع و معادن در تاريخ 28الي30 بهمن ماه سال جارى برگزار مى‌کند.

به گزارش روابط‌عمومى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور مهندس جمشيد مجيدى مدير امور آموزش اين سازمان از برگزارى بيست‌وششمين گردهمايى سالانه علوم‌زمين خبر داد و گفت: سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور در راستاى توسعه و تبادل‌نظر علمى و فنى و ارائه آخرين دستاوردهاى علمى و پژوهشى مربوط به علوم‌زمين و به‌منظور بالا بردن سطح دانش زمين‌شناسى با بهره‌ورى و کارايى بيشتر، در نظر دارد بيست‌وششمين گردهمايى علوم‌زمين را با حضور مهندس على‌اکبر محرابيان وزير صنايع و معادن و جمعى از معاونان و مديران ايشان در تاريخ 28الي30 بهمن ماه سال جارى برگزار نمايد.

وى افزود: چينه‌شناسى، فسيل‌شناسى و زمين‌شناسى کواترنر، پترولوژى، زمين‌شناسى اقتصادى، زمين‌شناسى ساختمانى، زمين‌شناسى دريايى، زمين‌شناسى زيست‌محيطى و پزشکى، زمين‌شناسى مهندسى، روش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى مدرن آناليز دستگاهى،GIS، کانه‌آرايى، مطالعات فنى و اقتصادى پروژه‌هاى معدنى، مدل‌سازى و برآورد ذخيره، مطالعات آتشفشان‌هاى جوان وژئوترمال و زمين‌شناسى نفت از موضوعات اصلى مقالات ارسال شده به دبيرخانه همايش هستند.

مجيدى با بيان اينکه همزمان با برگزارى گردهمايى، نمايشگاه فناورى و دست‌آوردهاى مرتبط با علوم‌زمين نيز برپا خواهد شد، تصريح کرد: کارگاه‌هاى آموزشى با محوريت روش‌هاى تجزيه شيمى، کانه‌آرايى با جدايش کانى‌ها، آشنايى با دستگاه‌هاى ژئوالکتريک، گراديمتر و مغناطيس‌سنج، آزمايشگاه مکانيک خاک، دورسنجى با کاربرى زمين‌شناسى و اکتشاف، کانى‌سنگين، عکاسى زمين‌شناسى، زمين‌شناسى زيست‌محيطى، ژئوشيمى اکتشافى و کارگاه آموزشى نجوم به همراه برپايى نمايشگاه عکس علوم‌زمين و انتخاب بهترين عکس مرتبط نيز از ديگر برنامه‌هاى جانبى گردهمايى علوم‌زمين امسال است.

مدير امور آموزش سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور در ادامه يادآور شد: اميدواريم با توجه به چارچوب مشخص شده از سوى دبيرخانه گردهمايى، مقالات ارسال شده کمترين خطا را در شيوه نگارش و تنظيم مقالات داشته باشند و اين در حاليست که متوليان برگزارى گردهمايى به منظور پرهيز از محدود ساختن خود، داوران امسال را از بين اساتيد و محققان تمامى دانشگاه‌هاى معتبر کشور در زمينه مباحث معدن و زمين‌شناسى و همچنين کارشناسان پژوهشگاه بين‌المللى زلزله و موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران انتخاب کرده است.

وى با بيان اينکه در حال حاضر 300مقاله به دبيرخانه همايش ارسال شده است، تصريح کرد: علاقمندان به ارسال مقاله و شرکت در سخنرانى‌هاى گردهمايى بايد سعى کنند در آثار تحقيقاتى خود نوعى تنوع و نگرش جديد ايجاد کنند به نحوى که مقالات تهيه شده قابل ارائه در سطح منطقه‌اى و بين‌المللى باشد.

مجيدى در ادامه افزود: با ايجاد ارتباطات مستمر در بيرون از مرزهاى کشور مى‌توان به برگزارى گردهمايى در سال‌هاى آينده در سطح منطقه‌اى و بين‌المللى و دعوت از کارشناسان و محققان خارجى اميدوارتر بود که البته دستيابى به اين هدف تهيه امکانات و تمهيدات لازم از سوى مسوولان را طلب مى‌کند.

|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 | موضوع: |
 مقدمه ای بر زمین شناسی پزشکی-ادامه...
   2-8- سلنيم
  
   سلنيم جزء عناصر کمياب ضروري است که عملکردهاي حفاظتي آنتي اکسيدان دارد، به علاوه مي تواند هورمون تيروئيد و فرايند اکسايش- کاهش را تنظيم کند]9 [.دوز روزانه کمتر از 0.04 ميلي گرم ممکن است کافي نباشد و بيشتر از 0.1 ميلي گرم مي تواند سمي باشد. قابليت انحلالSe+6 بيشتر از Se+4 است و دسترس پذيري زيستي بالاتري نيز دارد. Se+4 بيشتر در اکسيدها و هيدروکسيدهاي آهن وجود دارد. بطور کلي خصوصيات شيميايي سلنيم مشابه گوگرد است ]4[.
   کمبود سلنيم موجب آسيب هاي فيزيولوژيکي شديد و ناراحتي هاي قلبي در جوانان (بيماري Keshan) و ناهنجاري هاي عضلاني در بزرگسالان (بيماري KBD : Kaschin-Beck ) مي شود[9].
   بيماري Keshan مربوط به عضلات قلب است که اولين بار در شمال شرق چين ثبت شده است. زمستان 1935، اين بيماري در Keshan شايع و بعدها بيماري Keshan ناميده شد (شکل 22)، سپس ناحيه وسيعي از جنوب غرب تا شمال شرق چين را فرا گرفت. در دهه 60، دانشمندان منشأ اين بيماري را زمين شناسي دانستند و در دهه 70 راه حل احتمالي آن را يافتند. اين بيماري هميشه در مناطقي ديده مي شود که سلنيم کمي دارند. استفاده از سلنيم براي جلوگيري و درمان اين بيماري، موفقيت بزرگي محسوب مي شد و اين اولين باري بود که ارتباط مستقيم سلنيم با سلامتي انسان شناسايي گرديد. بديهي است که دليل اصلي بيماري Keshan غلظت کم سلنيم در سنگ بستر، خاک و آب هاي طبيعي است[1].
شکل 22. بيماري Kashin-Beck در چين.
   تصاوير از : پرفسور وانگ زيلون (چين)، محقق ارشد ناهنجاري هاي حاصل از کمبود سلنيم.
 
   نشانه هاي اوليه KBD تورم و درد مفاصل و احساس ناخوشي مي باشد. بر کودکان تأثير زيادي دارد. اسکلت هاي يافت شده نشان مي دهد که اين بيماري به قرن 16 برمي گردد. KBD را اولين بار يک محقق روسي به نام Kashin معرفي کرد. Kashin و گروهش در ناحيه اي واقع در شرق Lake Baikal کار مي کردند و به تشکيلات قزاق ها در رود Urov اختصاص داشتند. مقامات روسي از ناهنجاري هاي اسکلتي در روستاهاي قزاق وحشت زده شدند و جمعيت بسياري را به نقاط ديگر در امتداد رودخانه منتقل کردند. KBD عمدتا به محدوده جنوب غربي- شمال شرقي چين محدود بود ولي بعدها مشخص شد که در چين نسبتا شايع بوده است. مطالعه اين بيماري از 40 سال پيش آغاز شده است. اين بيماري ميان کشاورزان و دامداران رايج است اگرچه گاهي مواردي هم در خانواده هايي که غذايشان را از نواحي بومي تأمين مي کنند، ديده مي شود. تعداد دقيق افراد بيمار مشخص نشده است ولي ارزيابي ها حدود 1 ميليون از هر سه ميليون نفر را در چين نشان مي دهد. تحقيقات و تلاش هاي مربوطه بر دو علت اصلي متمرکز است. اول، اثرات سمي ميکوتاکسيني (mycotoxin) که در ذرت ذخيره شده توليد مي شود؛ دوم، نقش کم بودن ميزان سلنيم در طبيعت. علت احتمالي KBD کمبود سلنيم است و علت اين امر کم بودن ميزان طبيعي سلنيم در سنگ بستر مي باشد[1].

 

 

شکل 23. مناطقي با سلنيم پايين و شيوع بالاي بيماري Keshan و KBD در چين

 

   سلنيم داراي مشخصات عناصري است که براي حيات ضروري هستند. گياهاني که سلنيم را در خود جمع مي کنند ممکن است باعث مسمويت حيوانات گياه خوار شوند در حاليکه کمبود اين ماده باعث ضايعاتي مي شود که در نهايت به مرگ انسان ها و جانوران منجر مي گردد. طي دهه 50 تلاش هاي زيادي در سوئد جهت کنترل اختلالات عضلات قلب (mulberry heart disease) در خوک ها صورت گرفت، اين بيماري خسارات مالي زيادي به دامداران و کشاورزان وارد کرد. دليل اين بيماري کمبود سلنيم و اغلب همراه با کمبود ويتامين E شناخته شد. سلنيم عنصر ضروري مهمي است و براي فعاليت آنزيم گلوتاسيون-پروکسيد (GSH.Px) که ارگانيسم را از تخريب اکسايشي حفظ مي کند، لازم است. پروتئين و ديگر آنزيم هاي حاوي سلنيم در جانوران نيز يافت مي شود[1].
 
شکل 24. بيماري عضله سفيد در گوسفندان
    کشورهاي اسکانديناوي به علت شرايط زمين شناسي سلنيم کمي دارند و کلا درصد سلنيم گياهان کم است. بنابراين، قانون غني سازي سلنيم علوفه از ابتداي دهه 80 تصويب شده است. از آن زمان، علائم کمبود سلنيم در خوک ها از بين رفته است ولي نشانه هاي آن هنوز در گاوها، گوسفندها و اسب ها وجود دارد، چون ميزان سلنيم در چراگاه ها کافي نيست (شکل 24). حيواناتي که کار سخت انجام مي دهند نياز به مقادير بيشتري سلنيم و ويتامين E دارند. نيمي از سوئد براي ميزان سلنيم موجود در گوزن ها نقشه برداري شده است. علي رغم تفاوت هاي منطقه اي، به نظر مي رسد که گوزن ها از کمبود سلنيم رنج نمي برند. ممکن است حيوانات وحشي خود را با کم بودن ميزان طبيعي سلنيم در گياهان وفق داده اند و در نتيجه کمبود آن با آنزيم هايي که وظيفه مشابهي دارند براي مثال، گلوتاسيون-پروکسيدهايي که به سلنيم وابسته نيستند ، جبران مي شود[1].
  
   سلنيم بسيار زياد
  
   نمونه ديگري از مسمويت با سلنيم را مي توان در ايالات متحده يافت. در San Joaquin Valley، کاليفرنيا، چند سال پيش آب زهکشي مزارع به Kesterson Wildlife Refuge هدايت شد. در 1983، ناهنجاري هاي غير طبيعي و مرگ و ميرهايي ميان غازهاي وحشي مشاهده شد و دليل آن غلظت بيش از حد سلنيم در آب هاي زهکشي و خاک هاي تالاب هاي مجاور تشخيص داده شد؛ اين امر حتي براي سلامتي بشر هم خطرناک بود. 3/2 جنين پرندگان مرده يافت شدند. ماهي ها، حشرات و جانداران ميکروسکوپي هم تحت تأثير قرار گرفتند. سلنيم از پيريت هوازده سلنيم دار در سنگ هاي سلسله جبال Coast مشتق شده بود. کشاورزي در San Joaquin Valley به طور گسترده صورت مي گيرد و به زهکشي نياز دارد. آب هاي زيرزميني به مقدار کم حاوي سلنيم هستند که اين سلنيم از آبخوان هاي واقع در زير لايه هاي رسي حين عمليات آبياري به بيرون پمپاژ مي شود. انتقال آب به علت نفوذ ناپذيري لايه هاي رسي به طور طبيعي صورت نمي گيرد، بنابراين آب در کانال هايي به درياچه Kesterson هدايت مي شود و درصد سلنيم در آن افزايش مي يابد. بنابراين فعاليت هاي انساني با توزيع مجدد سلنيم باعث آلودگي کل اکوسيستم مي شود. در 1986، آب زهکشي از برکه هاي Kesterson جدا شد[1].
   2-9- گرد و خاک هاي طبيعي
  
   ايجاد گرد و خاک معدني مي تواند باعث طيف گسترده اي از مشکلات تنفسي شود. اين امر مي تواند به علت شرايط محلي باشد، مانند: گرد و خاک هاي ايجاد شده از طريق معدنکاري زغال سنگ يا سنگ هاي سخت، استفاده از ماده معدني ريز دانه در ماسه پاشي و دودهاي ناشي از آتش (طبيعي و ساخته بشر). گرد وخاک ايجاد شده بر مناطق گسترده اي تأثير مي گذارد مانند گرد و خاک حاصل از زلزله در مناطق خشک جنوب غرب امريکا و شمال مکزيک. اين گرد و خاک ها، هاگ هاي قارچ را حمل کرده و باعث عفونت ريه و پوست مي شوند (بيماري Valley Fever : مشکل تنفسي جدي که مي تواند منجر به خستگي، سرفه، تب، خارش پوست، آسيب نسوج و اندام هاي داخلي مانند پوست، استخوان ها و مفصل ها گردد). ايجاد گرد و خاک حتي در ابعاد جهاني نيز صورت مي گيرد. خاکستر حاصل از فوران آتشفشان به تمامي جهان منتقل مي شود، عکس هاي ماهواره اي اخير نشان داده اند که گرد و خاک ها از طريق باد از بيابان هاي Sahara و Gobi به نيمي از جهان منتقل مي شوند. بزرگ ترين نگراني در مورد سلامتي بشر، وجود ذرات ريز قابل تنفس گرد و خاک ها است. در اين خصوص، عملکرد قابل توجه، شناسايي ذرات حاصل از خاک ها، رسوبات و سطوح سنگ هاي هوازده مي باشد.
   آزبست واژه اي است که گروه هاي متعدد کاني ها با خواص مختلف را نشان مي دهد؛ اين کاني ها به صورت فيبرهاي نازک و بلندي هستند، که در برابر حرارت مقاوم و از نظر شيميايي خنثي مي باشند. در دهه 80 تشخيص داده شد که ايجاد فيبرهاي قابل تنفس آزبست مي تواند باعث مشکلات شديدي همچون mesothelioma ، سرطان ريه و آزبستوزيس شود. معدن هاي بسياري که آزبست تجاري توليد مي کنند، بسته شده اند و تلاش مي شود که آزبست از مدارس، محل کارها و ساختمان هاي عمومي دور شود.
   متأسفانه، مشکلات در اينجا به پايان نمي رسد. اخيرا مشخص شده که مقدار کمي آزبست همراه با ذخاير تجاري هيدرات سيليس -کاني ميکاداري که براي عايق بندي، بسته بندي و کاربردهاي ديگر استفاده مي شود- وجود دارد که باعث مشکلاتي براي سلامتي در جامعه معدني ليبي، مونتانا، ايالات متحده شده است. ناهنجاري هاي ريوي (مانند زخم يا ضخيم شدن شش) حدودا در 18 درصد افراد بالغ آزمايش شده، وجود داشت[9].

شکل25 . اين تصوير ماهواره اي نشان دهنده حرکت توده گرد وخاک از شمال افريقا بر اقيانوس اطلس، شمال امريکاي جنوبي و سپس درياي کارائيب و جنوب ايالات متحده مي باشد. اين طوفان هاي گرد و خاک که چندين بار در س

 

 

   2-10- روي
  
   روي، فلزي ضروري در رژيم غذايي است و براي عملکرد کوفاکتور (cofactor) 200 متالوآنزيم (metalloenzyme) لازم مي باشد. اين فلز جزء ضروري فرم هاي ذخيره دروني انسولين لوزالمعده است و نقش مهمي در متابوليسم DNA و RNA ايفا ميکند ، همچنين براي سيستم ايمني، رشد و هورمون هاي جنسي ضروري است و در پاتوفيزيولوژي (Pathophysiology) و درمان افسردگي کاربرد دارد. بنا به گزارش "شوراي بين المللي بررسي عامل روي در رژيم غذايي"(سال 2004)، 20 درصد مردم جهان از کمبود روي رنج مي برند.
  
   2-10-1- کمبود روي در ليتواني
  
   مطالعاتي در کشور ليتواني پيرامون ميزان يد در خاک و تاثيراتش بر سلامتي صورت گرفت که در اين مطالعه ميزان روي در خاک اندازه گيري و نقشه هاي پراکندگي روي در خاک تهيه گرديد.
شکل 26 . نقشه پراکندگي روي در کشور ليتواني
 
 
   در اين مطالعه همچنين متوسط نرخ ميزان خودکشي طي سالهاي 1999 ، 2001 ، 2002 ، 2003 در مناطق مختلفي از ليتواني بررسي شد و در نهايت اين بررسي ها با يکديگر مقايسه گرديد( نتايج آن در نمودار زير نمايش داده شده است). مطالعات آينده شامل مونيتور کردن عناصر در گونه هاي زيستي براي مردم ليتواني و بررسي تاثير فاکتورهاي زمين شناسي بر سلامتي جوامع مختلف است[12].
   مقايسه نمودار ها رابطه مستقيمي بين کاهش روي و افزايش خودکشي نشان مي دهد.
  
   2-10-2- روي و ديابت
  
   فاکتورهاي زيست محيطي به شناسايي علل ديابت شيرين نوع اول ميان کودکان، کمک مي کند. ديابت هاي کودکان از نوع ديابت شيرين وابسته به انسولين است. مسائل ژنتيکي دلايل کافي براي اين بيماري نيستند. مطالعه موارد ثبت شده از کشورهاي مشابه در اسکانديناوي تغييرات جغرافيايي قابل توجهي (درون کشورها) در ميزان ديابت شيرين وابسته به انسولين نشان داده است که با تغييرات کوچک جنوب-شمال قابل توضيح نيست. مطالعه اي موردي طراحي شده که جهت تخمين روي، نمونه هاي بيوژئوشيميايي گردآوري شده از نواحي مسکوني را مقايسه مي کند. غلظت زياد روي در آب با کاهش قبل توجه خطر بيماري همراه است. اين موضوع به خوبي نشان مي دهد که مقدار کم روي در آب هاي زيرزميني با افزايش خطر بيماري ديابت در کودکان ارتباط دارد[1].
 
   2-11- اسيدي شدن[1]
  
   ترکيب محيط زيست براي سلامتي ما بسيار اهميت دارد و پراکندگي، انتقال و بر هم کنش ميان عناصر مسئله اي حساس است. متأسفانه ما هم اکنون در حال بر هم زدن وضعيت تعادل و چرخه طبيعت هستيم. يکي از مشکلات خطير محيط زيست اسيدي شدن خاک و آب و ديگري آهکي شدن کشورهاي صنعتي مي باشد. اين دو عامل نه تنها بر محيط زيست تأثير مي گذارد بلکه تهديدي نيز براي سلامتي بشر است. اثرات اسيدي شدن بر دو نوعند: اثرات مستقيمي که با استنشاق ذرات اسيدي حاصل از اکسيدهاي سولفور و نيتروژن به وجود مي آيد و اثرات غيرمستقيمي که در نتيجه قرار گرفتن بيش از اندازه در مجاورت فلزات سمي به وجود مي آيند. ديوکسيد سولفور و اکسيد نيتروژن عوامل اصلي اسيدي شدن خاک و آب هستند. سهم ترکيبات سولفور در اين امر 3/2 است و ترکيبات نيتروژن مسئول مابقي مي باشند. سولفور گازي، ديوکسيد سولفور (SO2)، عمدتا از سوختن نفت و زغال سنگ به وجود مي آيد. بزرگترين منبع اکسيد نيتروژن هم ترافيک جاده اي است.
   آلودگي هوا هم به طور مستقيم و غير مستقيم بر محيط زيست تآثير مي گذارد. مقادير زياد گازهاي ديوکسيد سولفور و اکسيد نيتروژن به درختان، گلسنگ ها، درياچه ها و تالاب ها آسيب مي رساند؛ آنها سلامتي انسان ها را به خطر مي اندازند و باعث زنگ زدن مواد سازه اي مانند فولاد مي شوند. اين اثرات در اطراف منابعي که اين مواد را منتشر مي کنند افزايش مي يابد. همچنين اين دو گاز مي توانند اسيد سولفوريک و اسيد نيتريک ايجاد کنند که با انتقال اين مواد، آب و خاک هاي دور از منابع منتشر کننده نيز اسيدي مي شوند.
   همان طور که قبلا اشاره شد، عناصر در سنگ بستر رها مي شوند و از طريق فرايند هوازدگي دوباره پخش مي شوند. اکسيدهاي سولفوريک و نيتريک هوا بر هوازدگي سنگ بستر و خاک تأثير مي گذارند. ميزان فلزات موجود در لايه هاي بالايي خاک ممکن است در اثر انتقال تغيير کند و اين فلزات از طريق گياهان به راحتي در دسترس حيوانات چراگاه قرار گيرد. عناصري مانند کلسيم، منيزيم، منگنز، آلومينيوم، نيکل، روي و کادميم و به ميزان کمتر جيوه، سرب و مس به راحتي جابجا مي شوند. هنگاميکه ظرفيت بافر (Buffer) خاک کافي نباشد، باران هاي اسيدي موجب عدم تعادل عناصر جزئي در گياهان و از طريق گياهان در حيوانات گياه خوار مي شود. عناصر جزئي ضروري خاص مثل سلنيم و موليبدنيم در محيط هاي اسيدي قابليت انحلال کمتري دارند و دسترسي آنها در گياهان کاهش مي يابد. تغييرات در جذب اين مواد به وسيله گياهان ممکن است به تغييراتي در مقدار فلزات مانند عدم تعادل بين مقدار فلزات در بافت اندام ها با پيامدهاي خطير براي حيوانات چراگاه منجر شود.
   آهک زني در مقابل اسيدي شدن به کار مي رود، ولي تحقيقات اخير نشان داده است که تغيير PH تأثيرات منفي بر گياهان و نشخوارکنندگان وحشي دارد چون موجب تغيير در جابجايي عناصر با بار منفي مي شود.
   يکي ديگر از پيامدهاي اسيدي شدن تأثير آن بر مواد غذايي خاک مي باشد. براي مثال، فسفر ماده غذايي مهمي براي گياهان است. وقتي با افزايش اسيدي شدن PH کاهش مي يابد مقدار فسفات کم مي شود.
  
    2-11-1- مقاومت نسبي طبيعت در برابر اسيدي شدن
  
   گسترش اسيدي شدن به مقاومتي که خاک و آب نسبت به اين امر نشان مي دهند، بستگي دارد. دربعضي مناطق، اسيدي شدن به مرحله اي مي رسد که گياهان و جانوران را تحت تأثير قرار مي دهد. به طور طبيعي اين امر به تنوع نهشته هاي مواد اسيدي بستگي دارد. فاکتوري ديگر که شايد مهمترين نيز باشد مقاومت خاک در برابر نهشته هاي اسيدي است.
   حالت ژئوشيميايي خاک تأثير زيادي بر ظرفيت بافر دارد. باران در حين عبور از خاک تحت تأثير فرايندهاي شيميايي قرار مي گيرد. در ميان اين فرايندها، سيستم هاي بافر متنوعي بر اساس ترکيب معدني خاک وجود دارد که از اهميت زيادي جهت خنثي سازي باران اسيدي برخوردار هستند. باران اسيدي با توانايي خنثي سازي کم يا بدون اين ظرفيت ممکن است باعث اثرات نامطلوبي بر اکوسيستم ها شود. چنانچه خاک محتوي آهک باشد، سيستم بافر کربناته کنترل را در دست مي گيرد و آب اسيدي به طور مؤثري خنثي مي شود. شرايط بحراني زماني ايجاد مي شود که مقدار PH در زمين به کمتر از 4.5 برسد، که اين نشان دهنده اتمام موقت ذخاير کاتيون هاي زمين است. چنانچه مقدار کاني هايي که به آساني هوازده مي شوند در زمين کم باشد، چنين شرايطي به آساني ايجاد مي شود. در چنين شرايطي سيستم بافر ديگري فعال مي شود، که به موجب آن ترکيبات انحلال پذير آلومينيوم حل مي شوند و در واقع آلومينيوم منتقل مي گردد. اين روند سريع و مؤثر است، بنابراين ممکن است آلومينيوم زيادي در آب هاي زيرزميني به طور ناگهاني ايجاد شود. علاوه براين کاهش PH ممکن است منجر به حرکت فلزات ديگري مانند کادميم شود. بسياري از نقاط جهان در معرض خطر هستند زيرا معمولا سنگهاي روي سنگ بستر محتوي موادي هستند که به آساني هوازده مي شوند. واکنش اکوسيستم ها به اسيدي شدن از طريق ترکيب پوشش زمين، بافر خاک و آب و هوا تعيين مي شود. زمين شناسي نقش بسيار مهمي در اين زمينه دارد.
  
   2-11-2- تأثيرات اسيدي شدن برسلامتي
   اسيدي شدن مي تواند از دو طريق بر سلامتي بشر تأثير بگذارد: اثري زيان آور بر کيفيت آب آشاميدني به صورت آلودگي فلزي و ديگري جذب عناصر مشخصي که از طريق افزايش عناصر جزئي در ماهي، حلزون صدف دار، جانوران شکاري يا محصولات ايجاد مي شوند
 
 
 
 
. شکل 27. تاثيرات مستقيم اسيدي شدن بر سلامتي انسان
    2-11-3- انتقال آسان کادميم
   اسيد آب هاي زيرزميني به خودي خود براي بشر مضر نيستند. ولي در مکان هايي که آب به مقدار زيادي اسيدي شده است، ممکن است تجمع فلزاتي مانند آلومينيوم و کادميم هنگامي که از خاک آزاد مي شوند (زماني که PH زير 5 باشد) افزايش يابد. کادميم متحرک ترين فلز از نوع فلزات سنگين مي باشد و چون يکي از عناصري است که در جهان صنعت انسان را شديدا در معرض خطر قرار مي دهد، بايد در مقابل خطر آزاد شدن آن در آب هاي زيرزميني هوشيار باشيم. کادميم عنصري است که به آرامي در بدن آزاد مي شود. در چندين کشور، مقدار کادميم در خاکي که براي گياهکاري استفاده مي شود افزايش يافته است. اين امر تا حدي به علت اسيدي شدن است اما در مورد زمين هاي کشاورزي بيشتر به کود هامرتبط مي باشد. در نتيجه سطح کادميم در بسياري از گياهان از جمله محصولات کشاورزي افزايش مي يابد. همزمان با اينکه بعضي از افراد مقدار خطرناکي از کادميم را با سيگار کشيدن وارد بدن خود مي کنند، وارد شدن کادميم به آب نوشيدني نيز خطر بزرگي محسوب مي شود. اسيدي شدن فراورده هاي آب آشاميدني مي تواند براي سلامتي بشر از طريق آبشويي ترکيبات سمي ناشي از آبخيز ها و رسوبات به منابع آب سطحي و زيرزميني خطرناک باشد. دسترس پذيري زيستي کادميم و ديگر عناصر به پارامترهاي مختلفي بستگي دارد. نهشته شدن ذرات اتمسفري حاصل از کشورهاي صنعتي نيز به افزايش مقدار کادميم خاک کمک مي کند. انتقال و حرکت کادميم به PH بستگي دارد و به دليل اينکه از طريق گياهان جذب مي شود بسيار مهم است ، در PHپايين کادميم به آساني به صورت کاتيون با بار مثبت منتقل مي شود. کاهش PH خاک هنگام اسيدي شدن به نوع و مقدار ترکيبات اسيدي و ظرفيت بافر خاک بستگي دارد؛ PH درياچه ها و زمين هاي مرطوب، وسعت اسيدي شدن را نشان مي دهد. در مناطق اسيدي حرکت کادميم افزايش مي يابد، در واقع گياهان آن را جذب کرده و حيوانات گياهخوار از اين گياهان استفاده مي کنند.
   2-11-4- فلزات ديگر
  
   آلومينيوم يکي از فلزات رايج در پوسته زمين است. معمولا در اکثر کاني ها يافت مي شود، اما اسيدي شدن و افزايش هوازدگي آن را به طور محسوسي انحلال پذير مي کند.
   آلومينيوم موجود در آب مشکلي عمده براي سلامتي کليه است. در دياليز، در صورت وجود آلومينيوم درآب، آلومينيوم بدون عبور از موانع حفاظتي بدن مستقيما وارد جريان خون مي شود ، که باعث آسيب اسکلت و مغز مي گردد. اخيرا مشخص شده است که حتي افرادي که از مشکل کليه رنج نمي برند ممکن است از طريق جذب آلومينيوم در معرض خطر قرار گيرند. همچنين بايد توجه شود که تجمع زياد آلومينيوم متحرک مي تواند باعث مشکلاتي در درياچه ها شود، در واقع بر ماهي ها تاثير مي گذارد و باعث مرگشان مي شود.
   سرب نيز از طريق آب اسيدي تجزيه ميشود. در رم باستان مسموميت سربي به دليل کاربرد سرب در لوله هاي آب مشکل بزرگي بود. گفته مي شود در انگلستان که هنوز هم از سرب در لوله هاي آب استفاده مي شود، حدود 5 ميليون نفر از اب آشاميدني استفاده مي کنند که بنا به گفته اتحاديه اروپا در آن سطح سرب بيشتر از حد مجاز است. سرب به سيستم عصبي آسيب مي رساند، به ويژه در کودکان باعث بيش فعالي (hyperactivity) مي گردد.
   مس نيز فلزي است که معمولا در بسياري از کشورها براي ساختن لوله هاي آب بکار مي رود. زماني که آب هاي زيرزميني خاصيت خورندگي دارند، مس حل مي گردد.
   کاهش PH و خاصيت قليايي در درياچه ها و نهر ها مي تواند منجر به جابجايي گسترده فلزات شود. در نتيجه ممکن است عناصر جزئي در گياهان آبي و پلانکتون ها که غذاي ماهي ها، نرم تنان صدف دار و جانوران شکاري هستند، افزايش يابد. همچنين شواهدي وجود دارد که کاهش PH منجر به زياد شدن تراکم جيوه در ماهي مي شود، که تهديدي براي مصرف کنندگان ماهي مي باشد. زنان باردار و نوزادان متولد نشده آنها بيشتر از همه در معرض خطر هستند. جابجايي عناصر کمياب از طريق اسيدي شدن مي تواند منجر به افزايش تجمع اين عناصر در محصولات، گياهان و حيوانات علفخوار شود.
   در ميان حيوانات اين ويژگي کلي وجود دارد که محتوي روبيديم در اندام هاي مختلف با اسيديته موجود در زمين به شدت افزايش مي يابد. اين مسئله در گياهان و قارچ ها نيز ديده مي شود. نسبت افزايش يافته روبيديم / پتاسيم، سطوح اين مواد را در موجودات زنده اکوسيستم هاي به شدت اسيدي نشان مي دهد زيرا مقدار پتاسيم در هر موجود زنده اي تقريبا ثابت است.
   متيل جيوه بسيار سمي و قابل حل در چربي است و به انباشتگي زيستي در طبيعت گرايش دارد و افزايش جابجايي آن نيز به اسيدي شدن بستگي دارد. باران اسيدي منجر به سطوح بالايي از متيل جيوه در بافت هاي خوراکي ماهي آب شيرين مي شود. در بسياري از مطالعات ارتباط بين جيوه در ماهي و PH اثبات شده است. در درياچه هايي با PH پايين نسبت به درياچه هاي با PH بالا ، جيوه در ماهي ها معمولا بالاتر است . هنگامي که درياچه اي اسيدي مي شود، تغييراتي در ميزان جابجايي ترکيبات و در ساختار حياتي اکوسيستم درياچه که به طور غيرمستقيم بر جريان و ميزان جابجايي جيوه تأثير مي گذارد، ايجاد مي شود.
  
   2-11-5- بيماري گوزن شمالي
  
   بشر آخرين حلقه در زنجيره غذايي است اما گواه بر اين است که حلقه هاي قبلي در زنجيره نيز از طريق ژئو شيمي تحت تأثير قرار مي گيرند. هرچه حلقه ها جلوتر باشند بيشتر تحت تأثير زمين شناسي هستند. در سطوح بالاتر زنجيره غذايي، حيوانات علفخوار، وابستگي به زمين شناسي مشخص است.
   حساسيت حيوانات نسبت به کمبود يا سميت عناصر، براساس گونه ها و نژادهاي مختلف، متفاوت است. اختلالات در سلامتي گوسفندان و گاوها ناشي از کمبود مواد معدني است که منشا زمين شناسي دارد. گوسفندان از کمبود کبالت در بسياري از نقاط جهان رنج مي برند (اروپا، نيوزلند، استراليا). به علت وضعيت نامناسب گوسفندان در جزيره گاتلند در درياي بالتيک، مطالعات بسياري براي کشف علت اين بيماري انجام شده است. آناليز شيميايي کبد، کمبود شديد کبالت را نشان داده است. اين وضعيت هنگاميکه کمبود کبالت با کمبود مس همراه مي باشد، وخيم تر گزارش شده است. منشأ زمين شناسي گاتلند رسوبي است و با فقر کبالت و فلزات ديگر همراه است. زمين شناسي شرق و جنوب شرق سوئد نيز وضعيت مشابهي دارد. نمونه اي مشابه در سوئد مشخص شد. طي نيمه دوم دهه 80 بيماريي در گله گوزن ها در جنوب غربي سوئد گزارش شد که قبل از آن مشاهده نشده بود. اين بيماري Alvsborg ناميده شد چون بيشترين آمار اين بيماري از جنوب بخشAlvsborg گزارش شده بود. اين منطقه شديدا تحت تأثير باران اسيدي قرار گرفت و زمين ها و چراگاه ها از دهه 70 آهکي شدند. براي خنثي کردن اثرات منفي اسيدي شدن درياچه ها و زمين هاي مرطوب، بر آهکي کردن آنها طي نيمه دوم دهه 80 همزمان با بروز بيماري بسيار تأکيد شد.
   با بررسي ضايعات و نشانه هاي باليني بيماري گوزن ها دليل آن مشخص گرديد. بعد از 10 سال هنوز هم اين بيماري به يک منطقه جغرافيايي محدود است و به غير از چندين مورد در ديگر نقاط کشور پخش نشده است. بر اساس گزارشات در همه موارد کمبود مس در گوزن ها مشاهده شده است. امروزه به دليل عدم هر گونه بيماري اپيزوتيک (Epizooty)، فرضيه وجود دليلي ميکروبيولوژيکي يا ويروسي مورد توجه قرار نمي گيرد.
   بررسي هاي شيميايي اعضاي بدن گوزن ها، کبد و کليه- جمع آوري شده در ارتباط با شکار قانوني گوزن ها در مناطق تحت تأثير بيماري- نشان داده که تجمع مس در کبد حدود 50 درصد و کادميم حدود 30 درصد طي اين 10 سال کاهش يافته است. در همان زمان تجمع موليبدنيم بين 22 تا 40 درصد در گله گوزن هاي سالم در مقايسه با مقادير 1982 که قبل از شيوع بيماري بود، افزايش يافت. افزايش موليبدنيم قابل توجه مي باشد، اگرچه مقادير متفاوت سالهاي 1988، 1992 و 1994 احتمالا به علت اختلافات جوي است.
   زماني که يافته هاي کالبدشکافي و نشانه هاي باليني با موليبدنيم هايي که باعث کمبود ثانويه مس در احشام و تا حدي در گوسفندان مي شوند، مقايسه گرديد، شناسايي بيماري آسان شد. بيشتر نشانه هاي باليني و آسيب هاي عضوي مي توانند از طريق اثرات مضر کمبود يا کاهش فعاليت آنزيم هاي محتوي مس توجيه شوند.
   در بررسي ها، تجمع کاهش کادميم همراه با افزايش موليبدنيم در کبد و کليه مشخص شده است. چون کادميم يون مثبت (کاتيون) و موليبدنيم يون منفي (آنيون) است، در نتيجه، با توجه به قوانين پايه اي فيزيکي شيميايي نشان دهنده افزايش PH در محيط زيست گوزن ها است. بنابراين دليل بيماري گوزن ها موليبدنوزيس (molybdenosis) يا مسمويت حاصل از موليبدنيم و کمبود شديد مس تشخيص داده شده است. اين امر به دليل مقدار بالاي موليبدنيم در غذاي گوزن ها (تغيير نسبت بين مس و موليبدنيم) است. قابل توجه است که ايجاد بيماري در نيمه دهه 80 با افزايش فعاليت هاي آهکي عليه اثرات اسيدي شدن در اين منطقه همزمان بود.
|+| نوشته شده توسط روابط عمومی انجمن در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 | موضوع: |
 فصل دوم : بيماري هاي ژئوژنيک

   2-1- فلورايد
  
   فلورايد يکي از عناصر طبيعي وافر بر روي زمين و جزئي از سنگ ها، خاک ها و آب و هواي اطراف ما است. فلورايد مانند عناصر طبيعي ديگر مي تواند از طريق هوا، آب و يا غذا وارد بدن ما شود. مطالعات انجام شده در اروپا و ايالات متحده در دهه 50 ، ارتباطي را بين سلامت دندان ها و خميردندان ها و آب هاي نوشيدني فلورايددار مشخص کرده است. دانشمندان هنوز نسبت به ضروري بودن فلورايد براي انسان شک دارند ولي تصور مي شود که مکانيزم بهبود دندان ها داراي دو قسمت است: ابتدا، دندان ها از هيدروکسي آپاتيت شکل مي گيرند؛ طي سنين شکل گيري دندان ها (در بچه ها تا 12 سال) فلورايد مي تواند وارد شبکه معدني شود که فلورآپاتيت را (قوي تر از هيدروکسي آپاتيت) شکل مي دهد. سپس، فلورايد به عنوان عامل ضد باکتري در دهان عمل مي کند و باعث کاهش تأثيرات اسيدي بر دندان ها مي شود. فلورايد عنصري است که به شدت کلسيم جذب مي کند و در ساختار کلسيم دار استخوان ها و دندان ها دخالت مي کند[2]و همچنين از استئوپروزيس (Osteoporosis) جلوگيري مي کند[4]. کمبود يا فزوني فلورايد ممکن است موجب مشکلاتي براي سلامتي گردد مانند پوسيدگي دندان (کمبود)، لک شدن دندان ها و فلوروزيس اسکلتي (فزوني).

 

شکل 5. بيماري تخلخل استخوان (Osteoporosis)

 

ژئوشيمي فلورايد آب و شيوع بيماري فلوروزيس (Fluorosis) دندان، به صورت رابطه اي است که بخوبي در علم زمين شناسي پزشکي شناخته شده است. اگرچه مقادير محدودي فلورايد براي سلامتي بشر، بويژه براي سلامت دندان لازم است با اين وجود مقادير بالاي آن در آب آشاميدني بسياري از مناطق حاره اي اثرات مخربي دارد[3].

شکل 6. نمونه اي از فلوروزيس اسکلتي (تصوير سمت راست) و فلوروزيس دنداني(تصوير سمت چپ)
   فلوروزيس دنداني، اختلال غيرعادي آهکي شدن سلول هاي سازنده مينا است. ميناي فلورسي سمي، اغلب داراي لکه و حفرات قهوه اي است. در حالت شديدتر، ميناي فلورسي شکننده و در معرض فرسودگي و شکستگي است.
   فلوروزيس اسکلتي بومي، بيماري مزمن استخوان ها و مفاصل است که در اثر مصرف بيش از اندازه فلورايد از طريق آب، غذا يا هوا به وجود مي آيد. استخوان هاي بدن انسان طي دوره زندگي به طور دائم و مکرر جذب و ذخيره مي شوند. فلورايد سمي مي تواند رشد و جذب دوباره بافت استخوان را تغيير دهد و منجر به عدم حرکت مفاصل شود. اگرچه فلوروزيس استخواني معمولا افراد مسن را بعد از سال ها تحت تأثير قرار مي دهد ولي تعدادي بيمار فلج نيز در ميان کودکان مشاهده شده است.
   غلظت طبيعي فلورايد در آب نوشيدني به طور معمولmg/l 0.1- 1 مي باشد. در بسياري از نقاط جهان، براي مثال در هند، چين، سريلانکا و آفريقا، غلظت آن ممکن است از mg/l 40 بيشتر شود، در صورتيکه بدون دستورالعمل مناسب مورد استفاده قرار گيرد منجر به فلوروزيس حاد مي شود.[1]
   ميزان تجمع فلورايد در محيط شديدا متغير و معمولا تحت تأثير انواع خاص سنگ ها، کاني ها يا آب است. براي مثال، فلوروزيس دنداني و استخواني در ريفت ولي( Rift Valley) افريقاي شرقي همراه انواع سنگ هاي آتشفشاني و آب هاي گرم گزارش شده است. فلوروزيس در چين با انواع خاصي از زغال سنگ گزارش شده است. فلوروزيس در هند (تخمين زده شده که 25 ميليون نفر تنها در هند از فلوروزيس رنج مي برند) و سريلانکا همراه آب هاي زيرزميني قليايي گزارش شده است، در سريلانکا که مقدار فلورايد بخوبي کنترل نشده است، بسياري از مردم از عدم تعادل فلورايد رنج مي کشند[2].
 

 

شکل 7. نقشه پراکندگي فلورايد در سريلانکا و چاه هاي آلوده به فلورايد

 

   در مناطق خشک کشور استوايي سريلانکا فلوروزيس بسيار شايع است و جمعيتي بيش از 2 ميليون نفر در معرض اين خطر قرار دارند. مردم سريلانکا فقط در حدود 30 درصد لوله هاي بهداشتي آب با مقادير کاني هاي کنترل شده دارند و بقيه آنها آب آشاميدني خود را از چاه تامين مي کنند. در دهانه بعضي از چاه ها و بيشتر در چاه هاي عميق، ميزان فلورايد از 1.5 ميلي گرم در ليتر تجاوز کرده است.در بعضي موارد به بيش از 10 ميلي گرم در ليتر نيز مي رسد.منبع فلورايد در مناطق خشک سريلانکا سنگهاي دگرگوني درجه بالا مي باشد. اين سنگها شامل کاني هاي فلورايد دار فراواني از قبيل ميکا، هورنبلند، و فلوريت هستند [3].
   برخلاف عناصر ضروري ديگر که منبع اصلي آن ها غذا است (حدود 80 درصد ) ، منبع اصلي فلورايد آب است [1] به طور کلي، ميزان فلورايد در آب هاي زيرزميني بيشتر از آب هاي سطحي است زيرا زمان تماس آب هاي زيرزميني با کاني هاي حاوي فلورايد بيشتر است[2].
   فلورايد آبهاي سطحي و زيرزميني از منابع طبيعي زير حاصل مي شود: سنگ شويي، تجزيه فلورايد از گازهاي آتشفشاني، هواويزه هاي (Aerosol) چشمه اي و دريايي. بعد از فوران هاي آتشفشان هلکاي ايسلند در 1693، 1766 و 1845، توصيفاتي تفصيلي درباره فلوروزيس گزارش شد و مسموميت حاد حاصل از آن بررسي گرديد. از جنگ جهاني دوم در هلکا (1947، 1970 و 1980) انفجارهاي آتشفشاني رخ داد و در اين سال ها آناليزهاي فلورايد انجام گرفت. آتشفشان باعث ايجاد مقدار زيادي فلورايد شد و انباشتگي mg/kg 4300 در چمن ها يافت شد [1].
   بيشتر از 100 ميليون نفر در جهان به فلوروزيس مبتلا مي باشند[4] و اين در صورتي است که هيچ درمان مؤثري براي فلوروزيس (هر دو نوع) وجود ندارد، البته مي توان با کنترل مقدار فلورايد مصرفي از بروز اين بيماري جلوگيري کرد [2]. موليبدنيم و سلنيم نيز مي توانند تأثيرات افزايش فلورايد را کاهش دهند [1].
   متخصصين علوم زمين مي توانند نقش مهمي را در شناسايي و بهبود مشکلات مناطق در معرض خطر ايفا کنند. يکي از راه هاي اصلي ورود فلورايد به بدن نوشيدن آب است؛ در پاسخ به اثرات زيانبار اين عنصر سازمان بهداشت جهاني ماکزيمم مقدار توصيه شده را 1.5 ميلي گرم در هر ليتر آب تعيين کرده است [2].

 

2-2- يد
  
   يد ارتباط بين بيماري هاي زنجيره زمين شناسي- آب- غذا را به وضوح نشان مي دهد. در چين، يونان و مصر قديم افراد دچار گواتر(Goitre) بودند و با جلبک دريايي غني از يد درمان مي شدند. گواتر هنوز در بسياري از نقاط جهان بيماري مهمي محسوب مي گردد [1]. فقدان يد باعث فعاليت بيش از حد(hyperactivity) غده تيروئيد مي شود. غده تيروئيد از يد براي توليد هورمون هاي کنترل متابوليسم و توليد انرژي سوخت و ساز استفاده مي کند [4].

 
شکل 8.بزرگ شدن غده تيروئيد
    در بسياري از اين مکان ها مقدار يد در آب آشاميدني به دليل مقدار کم يد در سنگ بستر، بسيار کم است [1]. پيش از افزايش منظم يد در نمک خوراکي، گواتر در مناطق وسيعي که با کمبود يد مواجهه بودند، عادي بود [4].
   تخمين زده مي شود ، نزديک 30 درصد مردم جهان در معرض خطر اختلال کمبود يد (IDD) هستند. مقدار ناکافي يد در جهان بيشترين علت عقب ماندگي ذهني و آسيب هاي مغزي است که 6/1 بيليون نفر در معرض خطر آن قرار دارند؛ 50 ميليون کودک مبتلا شده اند و بيشتر از صد هزار نفر هر سال به اين جمع مي پيوندند [3].
   گواتر(بزرگ شدن غده تيروئيد) شناخته شده ترين نوع IDD مي باشد. شکل ديگر IDD کرتنيسم (Cretinism) است. کرتنيسم به معني عقب افتادگي ذهني و جسمي و کر و لالي است.در چين حدود 425 ميليون نفر در معرض ابتلا به IDD هستند. چيني ها 40 درصد از بيماران کرتن را در جهان شامل مي شوند [1].
   IDD بويژه در مناطق حاره اي ديده مي شود. اثرات آن با آسيب هاي ذهني ارتباط مستقيم دارد و تاثيرات غيرمستقيمي بر روي تمام ابعاد زندگي در اين مناطق دارد. خصوصيات شيميايي يد تاثير مشخصي روي شيوع بيماري IDD دارد، مانند گواتر بومي. دريا منبع بزرگ يد است، بنابراين اغلب رابطه اي بين شيوع IDD در يک منطقه و فاصله آن از دريا وجود دارد. بطور کلي هر چه فاصله از دريا دورتر باشد کمبود يد بيشتر است. فاکتورهاي ديگر از قبيل گردش جوي، و توپوگرافي محل (براي مثال مقدار بسيار پايين يد در بسياري از مناطق کوهستاني باعث افزايش IDD مي گردد) ممکن است در دسترس پذيري يد نقش داشته باشند[3].
   گياخاک هاي(Humic) غني از مواد آلي نيز نقش مهمي در گونه زايي((speciation و تحرک ژئوشيميايي عناصر از قبيل يد دارند. تبديل درون زميني گونه هاي شيميايي به اشکال سمي و غير سمي براي سلامتي افراد در محل سکونت ژئوشيميايي خاصي مهم است . يد توسط گياخاک جذب مي شود، در نتيجه خاک هاي غني از مواد آلي يد بسياري دارند . البته دسترس پذيري زيستي (bioavailability) يد که به PH محيط بستگي دارد اغلب خيلي پايين است. زيرا يد شديدا در رس و گياخاک ثابت مي ماند، اين مواد ممکن است به عنوان "گواتروژن ژئوشيميايي" (Geochemical goitrogens) بويژه در محيط هاي گرمسيري عمل کنند[3].
   بطور قابل توجهي در بخش کالوتارا – ناحيه اي نزديک به دريا در ساحل غربي سريلانکا - نرخ گواتر بومي با وجود نزديکي به دريا بالاست. اين موضوع صريحا نظريه زير را تائيد مي کند : که در محيط داراي گواتروژن - جائيکه يد محبوس مي شود - مردم به يد دسترسي ندارند[3].
   مثالي ديگر از توزيع جغرافيايي گواتر در منطقه کومائون مي باشد. در منطقه کومائون دهکده اي يافت شده که سنگ بستر آن گرانيت (بعلاوه آب رودخانه آلوده است) گزارش شده است .تکرار کشاورزي خاص و يکنواختي رژيم غذايي نقش مهمي در شيوع گواتر در سطوح مختلف ايفا مي کند . در شمال و شمال شرقي کومائون هيماليا، آب رودخانه بويژه در دره رودخانه سارجو در نزديک باشوار، و در منطقه کومائون جنوبي آلوده شده و آب غني از آهک به انتشار بيماري گواتر کمک
ميکند [10].
 
 
  2-3- رادون
  
   راديواکتيويته طبيعي از زماني که سيارات شکل گرفتند در زمين وجود داشته و حدود 60 راديونوکلئيد (Radionuclides) در طبيعت وجود دارد. آنها در هوا، آب، خاک، سنگ ها و کاني ها و مواد غذايي يافت مي شوند. حدودا 82 درصد از تابش هاي محيطي از منابع طبيعي هستند ، که بزرگترين آنها رادون مي باشد [3].
   رادون بصورت طبيعي بي رنگ، بي مزه و گاز راديواکتيو بي نظمي است که از تخريب اورانيوم (تبديل اورانيوم 238 به سرب 206) طبيعي خاک ايجاد مي شود.گاز رادون از طريق تنفس و نوشيدن آب وارد بدن مي گردد. رادون از طريق شکاف ها و فضاهاي باز ساختمان ها ، کف خانه ها يا زيرزمين منازل وارد مي شود.در درون ساختمان رادون مي تواند حبس و متمرکز شود و خطري براي سلامتي محسوب گردد مگر در صورتيکه ساختمان سيستم تهويه مناسبي براي خروج رادون داشته باشد. وجود رادون در طولاني مدت باعث افزايش سطح رادون مي گردد که موجب بالا رفتن خطر سرطان ريه مي گردد[5].
شکل 9 . تخريب اورانيوم 238 به سرب 206
    بعضي از مناطق جهان، نواحي با تشعشع بالا (HBRAs) ناميده مي شوند؛ تشعشع مواد راديواکتيو بطور غيرعادي در آنها بالاست. در بعضي نواحي، زمين شناسي و ژئوشيمي سنگ ها و کاني ها تاثير زيادي در تعيين مکان هايي دارد که تشعشع راديو اکتيو بالايي را نشان مي دهند.HBRAs در گواراپي (برزيل)،جنوب غرب فرانسه، رامسر(ايران)، بخش هايي از چين و ساحل کرالا(هند) يافت شده است که بيشتر در نواحي حاره اي، خشک، و نواحي نسبتا کم آب قرار دارد. در سواحل برزيل نهشته هاي ماسه اي مونازيت دار فراوان اند. سطوح راديواکتيو بسيار بالا روي ماسه هاي اين سواحل به mrad/hour 5 (1 Mrad = 1000000 rads) مي رسد ، که نزديک به 400 برابر سطح زمينه (background) نرمال در ايالات متحده است[3].
   ماسه هاي سواحل برزيل چندين کاني راديو اکتيو دارند از جمله آنها مونزونيت ، زيرکون، توريانيت و نايوبيت(کولومبيت)-تانتاليت بعلاوه ايلمنيت، روتيل، پيروکلر و کاستريت است.
   در هند در امتداد 570 کيلومتر خط ساحلي کلارا ، نهشته هاي عمده اي از ماسه هاي داراي کاني هاي غني از مونازيت با تشعشع طبيعي خيلي بالا ديده مي شود. در برزيل نهشته هاي مونازيت دار بزرگتر و با دوز راديواکتيو بسيار بالاتري هستند. رامسر ، در شمال ايران بزرگترين سطوح راديواکتيويته طبيعي را در جهان داراست. در بعضي مناطق رامسر سطح تشعشع 55 تا 200 بار بزرگتر از سطح زمينه(background) است[3].
   بطور کلي رادون در خاک، آب هاي سطحي و زيرزميني، پهنه هاي گرانيتي، گنيسي و سنگ هاي آلکالي، شيل و ديگر سنگ ها